Thu, Jul29, 2010   پنج شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹   ۱۸شعبان ۱۴۳۱
عضویت در خبرنامه|ارتباط با ما| پیوندها| ارسال خبر
شماره خبر : ۳۷۲۸۷
تاريخ خبر : ۱۳۸۸/۱۲/۲۰
ساعت خبر : ۱۳:۲۶
8 فروردین روز تلخی بود که همه چیز را باختیم
جواد نکونام: آرزو می‌کنم مربی تیم ملی شوم
«من مربیگری را دوست دارم. دلم می‌خواهد به عنوان سرمربی تیم ملی حضور در جام جهانی را تجربه کنم. من تجربه بازی در جام جهانی را دارم و حالا تجربه مربیگری در این تورنمنت برایم یک رویا است.»

شبکه ایران - سعیدزاهدیان - سال‌های قبل، شنبه‌ها و یکشنبه که بازی‌های اروپایی برگزار می‌شد ما هم خوشحال بودیم وقتی سایت Livescore را باز می‌کردیم تا نتایج بازی‌های باشگاهی را ببینیم خیلی با دقت دنبال بازیکنان ایرانی در بوندس‌لیگا و لیگ برتر و لالیگا می‌گشتیم اما امروز برای ما لژیونر فقط یک معنا دارد: «جواد نکونام و البته کمی مسعود شجاعی!»

 

بی‌تردید حالا فقط جواد نکونام تنها بازیکن ایرانی فعال در اروپا است و هر هفته در ترکیب ثابت اوساسونا به میدان می‌رود. نکونام پس از 4 سال بازی در اسپانیا، به یکی از عناصر تاثیرگذار این تیم تبدیل شده و روزهای خوبی را در اسپانیا سپری می‌کند. وقتی می‌خواهیم برای ویژه‌نامه نوروزی یک بازیکن خوب و مطرح را انتخاب کنیم، چاره‌ای جز این نداریم که صاف شماره جواد نکونام را بگیریم. کاپیتان دوم تیم ملی و بازیکن شماره 6 اوساسونا که تازه بعد از بازی با تایلند به اسپانیا رفته، خیلی در حال و هوای نوروز و عید نیست و می‌گوید: «ما سال‌هاست عید نداریم!»

 

آقای نکونام سلام. می‌دانیم تازه به اسپانیا برگشتی و هنوز خسته‌ای ولی از قدیم گفته‌اند هر که بامش بیش برفش بیشتر! به هر حال شما تنها لژیونر موفق ایران هستی و دم عید زنگ خور موبایلت برای مصاحبه‌های نوروزی زیاد می‌شود.

 

- نه... خواهش می‌کنم. دفعه قبل که زنگ زدید، تازه از هواپیما پیاده شده بودم و داشتم وسایلم را جمع و جور می‌کردم. الان در خدمت شما هستم. راستی یادم رفت چی سوال کردید.

 

گفتیم دم عید است و بازار مصاحبه‌های نوروزی هم داغ شده.

 

- راستی چند روز تا عید مانده؟ ما چون بر مبنای تقویم اینجا برنامه‌ریزی می‌کنیم، مناسبت‌های ایران از دستمان در رفته و همه چیزمان با تاریخ اینجا هماهنگ می‌شود.

 

دقیقا هفته آینده پنج‌شنبه روز اول عید است... در اسپانیا برنامه‌ای یا مراسمی برای سال تحویل و عید ندارید؟

 

- نه، روز اول سال هم مثل بقیه روزها است. باید برویم سر تمرین و در باشگاه باشیم. البته با تهران تماس می‌گیرم و سال جدید را به خانواده‌ام تبریک می‌گویم، فقط همین.

 

از اینکه روز اول سال جدید در کنار خانواده نیستی، احساس ناراحتی نمی‌کنی؟

 

- این هم بخشی از مشکلات فوتبال حرفه‌ای است. سال‌های قبل که هنوز لژیونر نشده بودم و در ایران زندگی می‌کردم، معمولا در اردوی تیم ملی بودیم و بازی داشتیم و به همین خاطر نمی‌توانستیم لحظه سال تحویل کنار خانواده باشیم. الان هم که 4 سال است در اسپانیا زندگی می‌کنم و عید بی‌ عید (می‌خندد)!

 

برای خانواده شما حتما خیلی سخت است... اعتراضی نسبت به این مسأله تا به حال نداشته‌اند؟

 

- سال‌های اول چرا، خیلی ناراحت می‌شدند اما الان عادت کردند. خیلی‌ها فکر می‌کنند که فوتبالیست‌ها فقط پول‌های کلان می‌گیرند و هیچ دغدغه‌ای ندارند اما دوری و غربت و تنهایی ما را نمی‌بینند. اگر یک سال در یک کشور بیگانه زندگی کنید می‌فهمید که کار ما چقدر مشکل است. من قبول دارم که از فوتبال پول خوبی به دست آوردم اما سختی‌های زیادی هم کشیدم.

 

در عوض ژانویه را در اروپا هستی و می‌توانی حسابی تفریح کنی.

 

- باور می‌کنید در این 4 سال من ژانویه اروپا را هم ندیدم، هر سال چند روز قبل از ژانویه لیگ‌های اروپایی هم تعطیل می‌شود و ما هم تا فرصت پیدا می‌کنیم، به ایران می‌آییم. در واقع هیچ سالی من ژانویه در اسپانیا نبودم ولی ژانویه هر چقدر خوب و دیدنی باشد به پای نوروز ما نمی‌رسد و جذابیت و زیبایی عید ایرانی‌ها را ندارد.

 

کمی در مورد سال 88 صحبت کنیم... سالی که برای شما با یک اتفاق خاص همراه بود. بازی ایران و عربستان 8 فروردین ماه برگزار شد. یادتان هست که در تعطیلات نوروز صد هزار نفر به ورزشگاه آمده بودند ولی ما بازی را باختیم؟

 

- روز خیلی بدی بود، به جرات می‌توانم بگویم که تلخ‌ترین روز زندگی ورزشی‌ام بوده. ما باید بازی را می‌بردیم اما باختیم. البته از این جهت روز بدی بود که تماشاگران در مورد سرمربی تیم ملی رفتار مناسبی نداشتند و آن روز ما همه چیز را باختیم. اصلا توقع نداشتیم که تماشاگران با سرمربی تیم ملی اینگونه رفتار کنند و هنوز هم وقتی یاد آن مسابقه می‌افتم، بیش از آنکه بابت نتیجه بازی افسوس بخورم، بابت توهین‌هایی که به علی دایی شد متاسف می‌شوم.

 

حرف‌های شما درست است چون رفتار تماشاگران با علی دایی مناسب نبود ولی شکست تیم ملی در تهران و مقابل چشم صد هزار نفر به این سادگی‌ها قابل هضم نیست.

 

- همه اینها درست است اما این اولین شکست علی دایی بود و ما برای صعود باز هم شانس داشتیم. عملا دیدید که اگر یکی از دو کره‌ها را برده بودیم، به جام جهانی می‌رفتیم. به هر حال روز خیلی تلخی بود.

 

اتفاقات آن بازی در روحیه شما تاثیر منفی نداشت و روی عملکردتان در اوساسونا اثر منفی نگذاشت؟

 

- خیلی ناراحت بودم اما مدت‌ها است با خودم عهد بسته‌ام که اتفاقات خوب و بد فوتبال را فراموش کنم. وقتی به رئال گل زدم، مغرور نشدم و 24 ساعت بعد آن را فراموش کردم. در مورد شکست مقابل عربستان هم همین کار را انجام دادم و آن را فراموش کرده‌ام.

 

شاید سال جدید و با شروع جام جهانی، حسرت آن مسابقه را بخورید که چرا ایران در جمع 32 تیم حاضر در این تورنمنت بزرگ غایب است.

 

- آرزوی هر فوتبالیستی بازی در جام جهانی است و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. حتما با شروع جام جهانی افسوس می‌خورم چرا که خیلی دوست داشتم برای دومین بار جام جهانی را تجربه کنم. البته ما باید به جای این حرف، برای جام جهانی بعدی برنامه‌ریزی کنیم چرا که تا چشم بر هم بزنیم، جام جهانی بعدی از راه می‌رسد. وقتی الان به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم که با بلاژویچ در مقدماتی جام جهانی حضور داشتیم که حذف شدیم. با برانکو به جام جهانی رسیدیم و این دفعه هم که حذف شدیم. همه این روزها مثل چشم برهم زدنی گذشت. به جای فکر کردن به گذشته باید آینده را ببینیم و نگذاریم که کار به روز آخر بکشد و وقت‌مان تلف شود.

 

اینها که گفتی، همه در مورد روزهای تلخ سال بود... در مورد بهترین اتفاق سال 88 صحبت کنیم بد نیست.

 

(کمی فکر می‌کند) الان این سوال را پرسیدی یکی لحظه یاد مصدومیت دو سال قبل افتادم. خدا را شکر می‌کنم که یک سال در اوساسونا و تیم ملی بازی کردم و الان سالم و سلامت هستم. اینکه در آخرین روزهای سال، خدا به من سلامتی داده تا بتوانم به فوتبالم ادامه بدهم، جای شکر دارد و بهترین و خوشایندترین اتفاق زندگی‌ام است.

 

سال جدید را چطور می‌بینی... خیلی‌ها فکر می‌کنند که شما از اوساسونا جدا می‌شوی و به تیم دیگری می‌روی.

 

- نمی‌دانم... خودم دوست دارم در اوساسونا بمانم.

 

یکی از سایت‌های اینترنتی از توافق اوساسونا و فنرباغچه در مورد انتقال تو به ترکیه نوشته بود. این مسأله صحت دارد.

 

- خودم هم یک چیزهایی شنیدم اما نمی‌دانم چقدر مسأله جدی است. باید بروم باشگاه و ببینم چنین چیزی درست است یا نه. تا الان که چیزی به خودم گفته نشده و فقط در خبرها این مسأله را خواندم.

 

اگر سر سال تحویل پای سفره هفت‌سین باشی، به جز دعا سلامتی برای خودت و خانواده‌ات، چه آرزویی داری؟

 

- آرزویم مربیگری در تیم ملی است.

 

از مربیگری نمی‌ترسی؟

 

- مگر مربیگری ترس دارد؟

 

وقتی واکنش تماشاگران نسبت به علی دایی را می‌بینی، نظرت تغییر نمی‌کند؟

 

- نه... من مربیگری را دوست دارم. دلم می‌خواهد به عنوان سرمربی تیم ملی حضور در جام جهانی را تجربه کنم. من تجربه بازی در جام جهانی را دارم و حالا تجربه مربیگری در این تورنمنت برایم یک رویا است.

 

- حضور در اروپا و کار با مربیان مطرح تجربه خوبی برای شما بوده... حتما چیزهای زیادی یاد گرفتی که در آینده از آنها استفاده کنی.

 

- من تمام مسائل را یادداشت می‌کنم. اگر در تمرین نکته‌ای می‌بینم، آن را می‌نویسم تا یادم نرود اما معتقدم که مربیگری یک روش و یک شیوه است. نمی‌شود از روی دست کسی تقلید کرد و موفق شد. ممکن است یک مربی تعویض کند و نتیجه بگیرد و یک نفر هم همان کار را انجام بدهد و شکست بخورد. هر آدمی ایده خاص خودش را دارد.

 

بعضی‌ها معتقدند که آدم باید ژن مربیگری داشته باشد.

 

- قبول دارم و فکر می‌کنم ژن مربیگری در من هست.

 

حرف خاصی؟

 

- نه. فقط پیشاپیش عید را به همه مردم تبریک می‌گویم و از آنها می‌خواهم که هنگام سال تحویل همه ورزشکاران را دعا کنند.

 

پایان مطلب/

  
     آدرس ایميل :
     نام و نام خانوادگی :
     کد امنيتی :