Thu, Jul29, 2010   پنج شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹   ۱۸شعبان ۱۴۳۱
عضویت در خبرنامه|ارتباط با ما| پیوندها| ارسال خبر
شماره خبر : ۱۸۶۷۱
تاريخ خبر : ۱۳۸۸/۰۲/۲۳
ساعت خبر : ۱۷:۱۰
گزارشی از نشست نقد تفکر رضا داوری
یگانه‏ی فلسفه
نشست هفتگی شهر کتاب مرکزی با عنوان «عقل و زمانه» روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه از ساعت 17 تا 19:30 و با حضور آقایان دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر محمد‏رضا ریخته‏گران و با اجرای علی اصغر محمدخانی برگزار شد.

به گزارش شبکه ایران در این جلسه به بحث و گفتگو پیرامون سه کتاب اخیر از دکتر داوری با نامهای «عقل و زمانه» از انتشارات سخن، «سیاست، تاریخ، تفکر» از انتشارات ساقی و «علم و سیاست‌های آموزشی پژوهشی» از پژوهشگاه علوم انسانی پرداخته شد.
در ابتدا محمدخانی با ذکر اینکه از دکترداوری بیش از 30 کتاب و 450 مقاله به چاپ رسیده است تأکید کرد: «مسئله تجدد و مواجهه با آن»، «مبانی نظری تمدن غرب»، «وضعیت علم در ایران» و «رابطه علوم انسانی و سایر علوم» از محورهای اصلی این آثار است.
وی بحث داوری در «سیاست، تاریخ، تفکر» را بیان یک سیر تاریخی دانست و گفت که باید دید سیاست و تاریخ در کجا به هم می‏رسند و نسبت تاریخ با سیاست چیست؟
محمدخانی با بیان اینکه اگر مطالب فلسفی، هنری و دینی به زبان سیاست برگردانده شوند، حقیقت آنها پوشیده می‏ماند گفت: روزگار ما، روزگار غلبه سیاست و تکنیک است و در این روزگار است که داوری می‏خواهد به فلسفه و تفکر متعهد بماند.
وی افزود: داوری این نکته را مطرح می‏کند که فلسفه با سیاست چه تفاوت‌هایی دارد و چرا فلسفه در دیار ما غریب است؟ و اصلاً فلسفه چه لزومی دارد؟ و چرا شاعر و فیلسوف قربانی مردم‏اند؟ و اینها پرسش‌هایی است که در این کتاب تلاش می‏شود پاسخی برای آنها یافته شود.
همچنین وی گفت: داوری در «علم و سیاست‌های آموزشی پژوهشی» به ما می‏گوید که چگونه علوم انسانی با این سابقه نسبتاً طولانی ُدر ایران، از جایگاه و شأن واقعی خود برخوردار نیست.
محمدخانی گفت به نظر دکتر داوری علم یک سیستم به‌هم‌پیوسته است و با پراکندگی سازگاری ندارد و توسعه علمی جز با همبستگی و توجه به ریشه‏های تاریخی خود محقق نمی‏شود.
وی با برداشتی از آثار استاد گفت: امروزه مواجهه جهان توسعه‏نیافته با تجدد بیش از هر چیز به تعقل و اندیشه نیاز دارد. و باید دید چگونه سنت می‌تواند راهگشای تجدد باشد.

مهم هم‏دلی است نه همرأیی

در ادامه دکتررضا داوری‌اردکانی به ایراد سخن پرداخت. وی گفت: در گذر سیر عمر خودم از جوانی تا اکنون که به پیری رسیده‏ام، من یک نوشته بیشتر ندارم. من زیاد ننوشتم و 30 کتاب کوچک دارم اما همه یک کتاب است.
وی با اشاره به طریقه تفکرش، خود را با دکتردینانی هم‏دل و هم‏زبان دانست و تصریح کرد: هم‏دلی و هم‏زبانی دو چیز متفاوت است ولی مهم هم‏دلی است، نه هم‌رأیی.
این استاد بازنشسته دانشگاه تهران افزود: طرح دینانی، طرح فلسفه اسلامی و بسط آن است. من نیز یک خطی دارم و آن خط را ادامه می‏دهم. من آدم پریشانی هستم، اما از اول عمر خطی داشته‏ام و آن را ادامه می‏دهم.
من اگر فارابی را نوشتم، یک مسئله داشتم که فارابی سیاست را مطرح می‏کند. و اصلاً چرا باید فیلسوف به سیاست بپردازد و چرا بعد از فارابی فیلسوفی به سیاست نپرداخت؟ و اعتنایی که فارابی به سیاست کرد دیگران نکردند و این خط پیگیری نشد؟
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، محور اصلی تفکر خود را در سئوالات زیر خلاصه کرد که «فلسفه کجاست؟ چه می‏کند؟ چه باید بکند؟ و چه شأنی در جامعه بشری دارد؟»
من فلسفه را با شعر مقایسه کرده‏ام و با دین قیاس نکردم. چون فارابی می‏گوید فلسفه عین دین است و دین، فلسفه است و این خط وحدت در فلسفه اسلامی دنبال شده است. فارابی وحدت می‏خواهد و می‏گوید این عین آن است نه مثل آن. اینها را سردبیر مجله نامه فرهنگ می‏گوید و می‏افزاید که زبان فلسفه زبانی است و زبان دین هم زبانی است.
سردبیر سابق مجله نامه فرهنگ و مؤلف کتاب «انقلاب اسلامی و مسائل کنونی عالم» گفت: به‌همین‌دلیل می‏خواستم بگویم از سیاست و فلسفه چه می‏فهمیم و چه تلقی از علم، فلسفه و شعر داریم و چگونه به هنر می‏اندیشیم.
وقتی انقلاب شد مسائل سیاسی رنگ و جلوه‏ای پیدا کرد و گویی سیاست در نوشته‏های من غالب شد. من نمی‏خواستم سیاسی بنویسم. فضا و هوا، فضای سیاست بود. ولی من می‏خواستم فلسفه بنویسم.
گاهی سبک نوشته‏های فلسفی من ملامت می‏شود که اینها فلسفه نیست. و من جز در نوشته کمتر به فلسفه پرداخته‏ام.

به حضرت عباس من چیزی را کورکورانه قبول نکردم

خالق آثار «فلسفه مدنی فارابی» و«فارابی مؤسس فلسفه اسلامی» تصریح کرد: من خیلی به هایدگر احترام می‏کنم. من به همه فلاسفه بزرگ احترام می‏کنم و کسی که به فلاسفه احترام کند اهل فلسفه می‏دانم. من به ارسطو و کانت و.... هم احترام می‏کنم. ولی با این همه احترام، نمی‏دانم چرا نمی‏گویند ارسطویی‏ام.
هایدگر مهمترین مسائل ما را مطرح می‏کند و آنچه راجع به تکنولوژی و تاریخ گفته همه را قول ندارم. به حضرت عباس من چیزی را کورکورانه قبول نکردم. فیلسوفان آمریکایی هم تحت تأثیر او بودند.
مسئله این است که این فارابی است که مسائل مهم فلسفه اسلامی را بیان کرده و ما از فیلسوفان فلسفه می‏آموزیم اما مطالب نه. و اگرنه تکرار مطالب می‏کنیم و تکرار مطلب فیلسوفان چه وجهی دارد؟
دکتررضا داوری‌اردکانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: چرا آنچه بی‏ربط است، فلسفه می‏گویند؟ چون عبارات به‏جا نیست و فلسفه مصرف نمی‏شود و وقتی ما به دنبال مصرفیم، شعر و فلسفه به چه درد می‏خورد؟ آب و برق و نان که نمی‏شود. اما فرض کنید فلسفه نباشد، فلسفه نباشد مصیبت است، چرا که بنیان عقل باید مستحکم باشد.

هنوز علم در ایران تأسیسی نشده

رئیس و عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران گفت: من با فارابی از جوانی اُنس داشتم و دوستی جوانی دوستی خوبی است. فارابی از ارسطو مطالبی مطرح می‏کند؛ از فضائل نظری به فضائل عقلی و اخلاقی و عملی. این سلسله به هم پیوسته است. فضائل عملی حرفه است و برمی‏گردد به فضایل اخلاقی و عقلی و فرزانگی.
وی ادامه داد: در سالهای اخیر من دوباره برگشتم به مطلب اول جوانی، مواد متفاوت شده اما صورت همان صورت است. وقتی می‏گویم توسعه چگونه صورت می‏گیرد؟ علم کی رشد می‏کند؟ وضع علوم انسانی و کلاً علوم چگونه است؟ و ...
مؤلف کتاب «مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی» افزود: ما به فلسفه اهمیت ندادیم، علم همان روش است. اگر روش را کنار بگذارید یا درک نکنید، علم وجود ندارد. علم اقتباسی خوب است، اما هنوز علم در ایران تأسیسی نشده و عالم علم به وجود نیامده و تا هر چیز در جای خود قرار نگیرد به ثمر نمی‏رسد.

حاشا و کلّا که نان به نرخ روز خورده باشم

مؤلف کتابهای «شاعران در زمانه عسرت» و «فلسفه چیست؟» ادامه داد: شاید در سیاست احساسی شده باشم  و نان به نرخ روز خورده باشم، حاشا و کلّا! و فلسفه چگونه می‏تواند در خدمت قرار گیرد و وای به حال آن کس. تاریخ می‏گوید کانت جهت مدرنیته را در یک مقاله سه‌صفحه‏ای مشخص می‏کند و قوام را هگل معین می‏کند. شاعران در زمره عزیزترین‏ها هستند. ولی شاعران و فلاسفه قربانیند، قربانیان شریف. مگر وقتی شمع می‏سوزد و روشنی می‏بخشد، بد است؟ شما نمی‏توانید اهل نظر و تفکر باشید و در آرامش کامل به‌سر ببرید. شاعر آرام و قرار ندارد و اگر آرام باشد شاعر نیست. او دارد می‏سوزد و روشنی می‏دهد و این زبان، زبان اختیار نیست.شاعر زبان را می‏یابد و گفت به او داده می‏شود. و به همین جهت گفتم شاعران و فلاسفه قربانی هستند و می‏سوزند و روشنایی می‏دهند و راه می‏گشایند و به ما شادی و نشاط می‏دهند و اصلا اگر شعر نبود، شادی و نشاط نبود.
مترجم کتاب «چند نامه به دوست آلمانی» اثر آلبر کامو و «فلسفه در قرن بیستم» اثر ایو لاکوست در پایان سخنانش گفت: من یک دانشجوی فلسفه هستم و هیچ دوستی و دشمنی در کارم دخالت نداشته. من خواستم به فلسفه بپردازم و اگر بد بوده ملامتم کنید و اگر نه هیچ.

ما به عقل بی‏زمان دسترسی نداریم

دکترغلامحسین ابراهیمی‌دینانی دیگرسخنران این جلسه در سخنانش دکتر داوری را از ژرف‏ترین و بزرگ‌ترین فیلسوفان عصر یاد کرد. وی با بیان تمایز «عقلِ زمانه» و «عقل و زمانه»گفت که ما به عقلِ بی‏زمان دسترسی نداریم. ما نمی‏دانیم عقل محصول زمان است یا زمان، محصول عقل. ولی عقل در زمان است.
استاد فلسفه دانشگاه تهران افزود: این زمان است که عقل را پرورش می‏دهد و بسیاری مسائل را زمانه حل می‏کند و به مرور زمان عقل بزرگ‌تر می‏شود، اما عقل به زمانه استناد می‏کند.
فرق بین علم و فلسفه هم همین است. ما مسحور علم هستیم. ما می‏بینیم که علم خیلی کارها می‏کند ولی فلسفه چه می‏کند؟ نق می‏زند؟ فضولی می‏کند؟

 

هر بزرگی یک حرف بیشتر ندارد

دینانی گفت: علم تراکمی است و فلسفه تراکمی نیست. علم مانند یک گلوله برفی است و هرچه می‏گردد، برف بیشتری دور خود جمع می‏کند اما فلسفه اینطور نیست.
عضو انجمن حکمت و فلسفه افزود: این‌طور نیست که کانت به گذشته نگاه کند و فلسفه قبل از خودش را ادامه بدهد. بلکه تمام گذشته و کل تاریخ را زیر سئوال می‏برد و کل ساختمان را خراب می‏کند و اگر چیز تازه‏ای ساخت، ساخته است و الّا هیچ.
نویسنده کتاب سه جلدیِ «قواعد کلی فلسفه اسلامی» تأکید کرد: داوری درد فلسفه دارد و دردمند فلسفه است. بحث از کتاب داوری و خود داوری مستلزم این است که باید فهمید فلسفه چیست.
مؤلف کتاب «شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی» افزود: هر بزرگی یک حرف بیشتر ندارد و این یک حرف است که در رسالات و مقالات و گفته‏ها بسط پیدا می‏کند. حرف حساب یک حرف بیشتر نیست.
ابراهیمی‌دینانی راجع‌به تعریف فلسفه گفت: اما تعریف فلسفه بسیار دشوار و از نظر افراد گوناگون متفاوت است. فلسفه نشاط عقلی است. طنّازِ رندی می‏گوید «مَثَل فلسفه مَثَل کوری است که در شب تاریک در یک اتاق تاریک به دنبال گربه سیاهی می‏گردد که این گربه در اتاق نیست».
وی افزود: اما فلسفه همه‏اش ظلمت نیست، نور هم دارد. کار اصلی فلسفه تدبّر در طبیعت فکر است، و بررسی طبیعت تفکر، بررسی طبیعت واقع است.
این استاد فلسفه ادامه داد: معرفت‏شناسی یعنی چه؟ معرفت همواره به‏چیزی است و معرفت مطلق و مجرد نداریم، معرفت تفکر در ماهیت چیزی است. فلسفه با علم ارتباط دارد، فلسفه زیربناست.
وی در مورد علم نیز این‌گونه گفت: امروز سرعت پیشرفت علم معادل 1000 سال گذشته شتاب دارد. چطور علم به وجود آمد؟ خودبه‌خود؟ هیچ چیز در عالم بی‏جهت و دلیل نیست.
نویسنده کتاب «منطق و معرفت از نظر غزالی» تصریح کرد: فلسفه راه‌گشاست. نقاد است. بدون فلسفه سیاست به کجا می‏رود؟
وی افزود: کار بنده فلسفه دین است. فلسفه و دین چه نسبتی دارند؟ فارابی از وحدت دین و فلسفه سخن می‏گوید. مگر غیر از این است که دین دارای حقیقت است و فلسفه هم کشف حقیقت می‏کند. و مگر چند حقیقت وجود دارد؟ اما فلسفه و دین دو زبان است. فارابی این را می‏گوید و وحی را تنزل عقل مطلق و کل می‏داند.
استاد فلسفه دانشگاه تهران  و نویسنده کتاب‌های «وجود رابط در فلسفه اسلامی» و «معاد از دیدگاه حکیم مدرس زنوری» در بخش پایانی کلامش گفت: گاهی باید رسوم و رسم زمانه را اطاعت نکرد. بزرگترین فیلسوف‌ها اطاعت رسم زمانه نکردند. فیلسوف ترک عادت می‏کند:
                  از خلاف‏آمد عادت بطلب کام که من                        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

اعتباری که برای دکترداوری قائلم بیش از فلسفه اوست

دکترمحمدرضا ریخته‌گران آخرین کسی بود که در این برنامه سخن گفت. وی گفت: بنده اعتقاد چندانی ندارم که فلسفه بتواند راه‌گشا باشد. گاهی در حرکات و سکنات یک نفر چیزی هست که در همه کتاب‌ها یافت نمی‏شود. بنابرین اعتباری که برای دکتر داوری قائلم بیش از فلسفه اوست.

 
سیاست سوم؛ سیاستی در حجاب

ریخته گران گفت: اما در کتاب «سیاست، تاریخ، تفکر» چیزی که اهمیت دارد روش کاملاً جزءنگرانه و ارسطویی آن است. دکترداوری در این کتاب می‏گوید «اگر سیاستمداری نداند که چه می‏توان کرد، بهتر است در این عالم دخالت نکند».
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و مؤلف کتاب «پدیدار شناسی چیست؟» گفت: دکترداوری در این کتاب سه نوع سیاست را بر می‏شمارد و سیاست نوع سوم را که هنوز در حد امکان است مستقل از سیاست غربی می‏داند.
صاحب تألیفات «کارل بارت و الهیات دیالکتیکی » و «هوسرل و مسئله شناسایی»درباره سیاست نوع سوم گفت: سیاست سوم سیاستی است که می‏آید و اکنون در جهان نیست و در حجاب است و آن سیاستی که می‏آید به نظر من سیاست دینی است.
وی اضافه کرد: سیاست‌های دینی امروز بر پایه فقه و شریعت است که تری و طراوت ندارد و وقتی سیاست را بر فقه استوار کنیم خشکی و ناشادابی پدید می‏آید.
وی که عناوین «منطق و مبحث علم هرمنوتیک» و «هنر،زیبایی و تفکر» و «پدیدار شناسی، هنر، مدرنیته» را در زمره تألیفات خود دارد تصریح کرد که باید سیاست را علاوه بر شریعت، بر طریقت و عقل استوار کرد.
وی بلافاصله توضیح داد که منظورش از عقل، عقلی است که «العقل ماعبد به الرحمان و اکتسب به الجنان» و نه عقل راسیونالیسم غربی و مدرن.

و سرانجام برنامه با طرح چند سئوال و پاسخ‏های دکتر داوری به پایان رسید.
پایان مطلب/

  
     آدرس ایميل :
     نام و نام خانوادگی :
     کد امنيتی :