Fri, Sep3, 2010   جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹   ۲۵رمضان ۱۴۳۱
عضویت در خبرنامه|ارتباط با ما| پیوندها| ارسال خبر
شماره خبر : ۱۵۱۶۳
تاريخ خبر : ۱۳۸۷/۱۲/۱۷
ساعت خبر : ۱۳:۵۳
نگاهی به نمایشگاه طراحی‌های حجت امانی در صبا
مشعل خاموش می‌شود
من سال‌هاست به دانشکده‌های هنری می‌گویم «شرکت واحد»! دانشجویانی می‌آیند و تعدادی واحد می‌گذرانند و می‌روند و اغلب نمی‌دانیم از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند در حالی که اتوبوس‌های شرکت واحد دست کم مبدا و مقصد معینی دارند!

شبکه ایران: نمایشگاهی از طراحی‌های حجت‌الله امانی در نگارخانه لرزاده موسسه فرهنگی هنری صبا برپا شده است که در آن 20 اثر طراحی به نمایش درآمده است.

حجت امانی در گفت‌و‌گو با شبکه ایران، اظهار داشت: این آثار متعلق به سال‌های 84 تا 87 هستند که همگی با توجه به جریان سیال ذهن کار شده‌اند و به همین منظور نام «بهره‌های غفلت» را برای نمایشگاه انتخاب کرده‌ام.
وی در ادامه افزود: این کارها بدون هیچ پیش فکری خیلی سیال و آزاد کار شده‌اند و به همین دلیل ‌گاه به سمت فیگوراتیو بودن و گاه به سمت تجریدی شدن پیش رفته‌اند.


استاد محمد ابراهیم جعفری نیز در نگاهی به فضای کاری این هنرمند می‌نویسد: «حجت امانی» را از نیمه‌ی اول دهه‌ی هفتاد شمسی می‌شناسم، آن روزها و شب‌هایی که هنرجوی دانشگاه هنر اصفهان بود.

سال ها پیش دانشگاه هنر اصفهان ،پردیس اصفهان نام داشت و آن روزها تنها پردیسی بود که من می شناختم. امروز چندین چهار دیواری را می شناسم که برآن نام پردیس نهاده اند، بی آن که توجه داشته باشند «پردیس» به معنی باغ محصور است و این نام برای باغبانان آن چه مسئولیت بزرگی بوجود می آورد.

اگر نوشته ام را تا اینجا با دقت خوانده باشید، نوشته‌ام  حجت امانی که هنرجو... بود و نگفته‌ام دانشجو، چرا که در نظر من دانش را می‌شود واحد بندی کرد و از بیرون آموخت ولی هنر را نمی شود واحد بندی کرد و امری درونی است. و معلم نقش باغبانی را دارد در آرزوی آن که درخت بهترین میوه خود را بدهد.

من سال‌هاست به دانشکده‌های هنری می‌گویم «شرکت واحد»! دانشجویانی می‌آیند و تعدادی واحد می‌گذرانند و می‌روند و اغلب نمی‌دانیم از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند در حالی که اتوبوس‌های شرکت واحد دست کم مبدا و مقصد معینی دارند!

حجت، هنرجو بود وشوق و پرکاری‌اش با تعداد واحدها کاری نداشت، روزهای شنبه که از تهران به اصفهان می‌رفتم بی آن که نامی از او در لیست دانشجویان من باشد، سرو کله‌اش پیدا می‌شد. او هنر آموختن داشت نه تنها از استادان که بیشتر از پرسه زدن فضاهای بکر اصفهان، حجت وقتی از در و دشت و بیابان لرستان فاصله می‌گرفت، گویی در شب‌های زاینده رود همراه با سایه‌اش رمز و رازهای کوه و دشت دیارش را کشف می کند.

یک عصر شنبه‌ای که به مقصد تهران از دانشگاه هنر اصفهان خارج می شدیم، یکی از هم دوره‌ای‌های حجت از من پرسید: امروز حجت را ندیده اید؟ گفتم چرا، در آفتاب غروب، کنار دیوار توحید خانه ایستاده است و با سایه‌اش حرف می‌زند. گفت: اتفاقا امروز برای رفتن به لرستان بی‌تابی می‌کند. گفتم مگر به تو نگفته است: مدتی است که در یکی از غارهای آنجا نقاشی می‌کشد! همین الان حجت به سایه‌اش می‌گفت:
« بیا به غار برگردیم/
مشعل خاموش می شود/
 درحالی که /
 یال اسب ناتمام مانده است.

محمد ابراهیم جعفری
اسفند هشتاد وهفت

زمان این نمایشگاه به دلیل استقبال خوب مخاطبان تا پایان اسفند‌ماه سال جاری تمدید شده است.

پایان مطلب/

  
     آدرس ایميل :
     نام و نام خانوادگی :
     کد امنيتی :
  
  
samane ahmadi
۱
che matne zibee dastetun dard nakone merci
maryam
۰
khili aali va sadeghane bood best.M