شبکه ایران: "مگر میرحسین رئیسجمهور نشد؟ من خودم رای دادم، بچه محلهایمان هم داشتند به او رای میدادند، میگن تقلب شده" این زمزمهها شنبه از زبان ساکنان مناطق شمالی و غربی تهران شنیده میشد، بعضیها عصبانی شده بودند و احساسی.
روزهای قبل از انتخابات پارچههای سبزی که در مناطق شمالی و شمال غربی تهران بر دستان جوانان و آنتنهای ماشینها بسته شده بود، آنچنان خودنمایی میکرد که به باور برخی ساکنان این مناطق این حس را که میرحسین پیروز انتخابات خواهد بود، رسوخ دهد؛ همه اینها در نبود منطق صورت میپذیرفت.
جوسازیهای رسانهای سایتها و روزنامههای حامی موسوی، امر را برای آنها "مشتبه" کرده بود که میرحسین در همان دور اول پیروز انتخابات است.
رییس کمیته اطلاعرسانی ستاد میرحسین موسوی ظهر انتخابات در گفتگو با سایت قلم خبر از پیروزی با فاصله موسوی داد، رئیس کمیته تدوین برنامههای اقتصادی میرحسین هم ساعت 19 همان روز در گفتگو با قلم خبر از 30 میلیون رای برای موسوی داد؛ سخنان آنها چنان بود که مخاطبان خیال کنند کار تمام و میرحسین رئیسجمهور شده است.
روز بعد از انتخابات بود که به گفته موسوی "صحنهآراییهای خطرناکی" شروع شد؛ هنوز ساعاتی از اعلام نتایج اولیه انتخابات نگذشته بود، که میرحسین موسوی در بیانیهای نتایج اعلام شده را "بهتآور" و "شعبدهبازی" نامید و از مردم خواست برای رسیدن به نتیجه مورد نظر وی "همچنان به حضور و تلاش" خود ادامه دهند؛ بیانیهای که کارشناسان صدور آن را در جهت تحریک احساسات مردم ارزیابی کردند، و البته چند روز پس از انتخابات که در خیابانهای تهران شاهد حضور معترضان بودیم، معلوم شد درست تحلیل کرده بودند.
کم کم نتایج و پیامدهای این تجمعها روشن شد، اوباش و آشوبگران این حرکتها را بهترین پوشش برای رفتارهایی می دانستند که در شرایط دیگر مقدورشان نبود ؛ در نتیجه خسارات گستردهای به جامعه وارد میشد، عدهای کشته میشدند، تعداد زیادی هم مجروح، فضای ناامنی در جامعه حاکم شده و زمینه برای اغتشاش آشوبگران فراهمتر.
اما میرحسین در بیانیههایش همچنان مردم را به خیابانها فرا میخواند و همچنان نتایج انتخابات را زیر سوال میبرد؛ بدون منطق، بدون سند. انتظار مردم برای ارائه سندی از سوی مدعیان "تخلف گسترده" بینتیجه بود تا آنجا که موسوی از مردم سند خواست.
مردم با آمیختهای از اعجاب و تحیر به این تحولات مینگریستند، در حالی که نتایج تجمعات "مسالمتآمیز"(!) را هم در زندگی روزمره خود میدیدند،اما همچنان دلیلی برای اثبات ادعاها درباره لزوم برگزاری آن نمیدیدند.
از طرفی سخنان صریح رهبر انقلاب و منطق بُرنده ایشان در خطبه دوم نماز جمعه 29 خرداد تهران بسیاری از شبهات درباره نتایج انتخابات را پاسخ داد.
این سخنان، مقدمه ای بود برای صدا و سیما تا این رسانه پر مخاطب هم این روند شبههشناسی و پاسخگویی را ادامه دهد و پاسخ اشکالات کلی و جزئی که به انتخابات گرفته میشد را برای مخاطبین میلیونی خود آشکار کند.
در پی این تحولات، دیگر غلیان احساسات در جامعه مشاهده نمیشد. شهروندان تهرانی دیگر تجمعی در سطح شهر نمیبینند، حتی بر خلاف دو هفته گذشته، امروز دیگر اخبار ایران هم در صدر اخبار رسانههای خارجی نیست.
تحلیلگران سیاسی معتقدند با گذشت زمان و افت فضاسازیهای احساسی، کم کم فضای عقلانیت بر جامعه حاکم شد؛ پس از پاسخدهی به شبهات انتخاباتی از طریق رسانهها، فضای احساسی به فضای عقلانی تبدیل شد؛ البته در نبود احساسات غلیان یافته.
این فضای منطقی اکنون چنان بر جامعه حاکم شده است که بر خلاف پیشبینی اطرافیان میرحسین موج دومی از اعتراضات پس از اعلام نتایج بررسیهای شورای نگهبان به وجود نیامد؛ آگاهی مردم افزایش یافته است و رفتارهای احساسات محور کاهش.
میرحسین رئیس جمهور نشد، اگر مبنا تنها مناطق شمالی و غربی تهران بود، میرحسین اول میشد؛ در همان دور اول؛ آنچنانکه نتایج وزارت کشور در شهر تهران این امر را تایید مینمود.
اما آیا مردم سایر مناطق کشور نیز رایشان را مثل مردم این مناطق به صندوق ریختند؟ تهرانی ها، آنها که حتی به موسوی رای دادند، اما پاسخ ابهامات خود را با منطق گرفتند؛ دیگر به خیابان نیامدند.
پایان مطلب/