شبکه ایران: بیست و چهارمین جشنواره هنر محیطی ایران در نیمه مهر ماه و بین روزهای 15 الی 17 مهرماه 88 در شهرهای ارومیه و تبریز برگزار شد تا هنرمندان مختلف جدیدترین کارهای خود را در کنار دریاچه ارومیه به اجرا درآورند. دو روز نخست این جشنواره به کار در محیط و ساحل دریاچه ارومیه پرداخته شد و آخرین روز از این جشنواره به گردهمایی هنرمندان شرکت کننده و هنرمندان بومی ارومیه و تبریز در شهر تبریز اختصاص داشت. در این جشنواره نزدیک به 20 هنرمند از سراسر کشور و نزدیک به 15 هنرمند از شهرهای تبریز و ارومیه حضور داشتند و به صورت کارگاه هنر محیطی برای دانشجویان بومی و آزاد برای سایر هنرمندان، به کار پرداختند.
در محل دریاچه ارومیه هنرمندان مشاهده کردند که مساحت بسیار وسیعی از دریاچه خشک شده است و برای دیدن آبهای آن باید چند کیلوتر بر بستری خشک که همچون کویر گل آن ترک خورده است راه رفت.
قهر آسمان و کمبود باران دلیل عمده پایین رفتن آب دریاچه است که خود حاصل رعایت نکردن مسائل زیست محیط در یک حوزه جهانی است. از سویی دیگر ایجاد موانع و سد های متعدد در مسیر رودخانه هایی که به دریاچه می ریزند، منجر به خشک شدن عرصه بسیار وسیعی از دریاچه شده است.
از گفته های کارشناسان محیط زیست می توان استنباط کرد که اگر چه آب رسانی به شهر ها و روستا ها و زمین های کشاورزی و باغها یک امر ضروری است. اما نباید فراموش کرد که خشک شدن دریاچه نتیجه اش این خواهد بود که نمک بستر دریاچه همانند شن کویر روانه شهر ها و روستا ها شود. در این صورت نه تنها کشاورزی و باغداری بلکه زندگی دشوار خواهد شد.
به دلیل نبود آموزه ها و موازین زیست محیطی در بستر دریاچه زباله های بسیاری اغلب پلاستی رها شده اند و این مسئله خود این ضرورت را یاد آور خواهد شد که هنر محیطی به عنوان یک رسانه هنری میتواند بسیاری از کمبود ها و کاستی ها را یاد آور شود. هنرمندان آذربایجان غربی از تبریز و دانشجویان دانشکده هنر تجسمی دانشگاه ارومیه در این جشنواره حضور فعال داشتند.
این جشنواره نشان داد تا در کنار نشان دادن بحرانهای محیط زیست، هنر محیطی این توانایی را دارد که جاذبههای طبیعی گوشه و کنار ایران را در قالب آثار هنری معرفی نماید. بواسطه ایجاد آثار هنری و نمایش آن در فضای مجاری مخاطبان با طبیعت و فرهنگ ایران زمین آشنا میشوند.

بحران زیست محیط در دریاچه ارومیه همانند همه جای ایران جدی است و هنرمندان طی این جشنواره نیز کارهای متعددی درباره این بحران انجام دادند. به نقل از علاقمندان به محیط زیست این منطقه «محدوده ای به وسعت ۱۵۰ هزار هکتار از پارک ملی دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده،دیگر از حضور ۲۰ هزار جفت فلامینگو و ۱۲ هزار جفت پلیکان که سالهای سال برای جوجه آوری به دریاچه میآمدند خبری نیست. آرتمیاها که باعث شهرت دریاچه ارومیه در جهان بودند، تا سر حد نابودی و انقراض کاهش یافته و غلظت نمک که در بالاترین حد خود میبایست تنها ۱۸۰ گرم در لیتر می بود امروز به فراتر از ۳۲۰ گرم در لیتر رسیده است.» این بحران حاصل سوء مدیریت و عملکرد غیر کارشناسانه است و نتیجه آن این خواهد بود که «نگین سرخ آذربایجان را به نابودی بکشاند.
همچنین در این جشنواره برای نخستین بار همایشی یک روزه با عنوان «هنر مشارکتی و مالکیت معنوی اثر» برگزار شد که طی آن هنرمندان مختلف به صحبت پیرامون این موضوع پرداختند. در نخستین سخنرانی طاهره گودرزی به معرفی نمونههایی از گروههای مختلف هنری که به صورت مشارکتی کار میکنند، پرداخت و در این صحبت گروههای BMPT، کریستو و ژان کلود، جرج و گیلبرت و هنر جدید با نمایش نمونه آثاری معرفی شدند.
گودرزی در بخشی از صحبتهای خود گفت: جورج و گیلبرت، دو هنرمند انگلیسی، در سال 1967 بعد از به پایان رساندن تحصیلات دانشگاهی در رشته مجسمهسازی، به دلیل نداشتن کارگاه و فضای کافی برای ساختن مجسمههایشان، به روشی جدید در ارائه آثار هنریشان روی آوردند .گیلبرت و جورج در کارهایشان از فرم بدن خود استفاده میکردند و در مجامع هنری آثارشان به مجسمههای زنده شهرت پیدا کرد .آثار این دو هنرمند اغلب در قالب: پرفورمنس، تصاویر کلاژ، تصویرسازیهای کتاب در قطع بزرگ ،کارت پستالهای فانتزی و ویدئو است.
وی همچنین درباره گروه BMPT گفت: هدف این هنرمندان آن بود که نشان دهند دیگر نقاشی ابزار کارآمدی نیست.حالا زمانی است که هنرمند میخواهد فراتر برود و اگر نقاشی را به عنوان وسیلهای برای بیان هنر بپذیریم به ناچار محدودهای را قبول کردهایم. این چهار نفر برای ارائه این کار به توافقی رسیده بودند و چون همگی هنرمند بودند و ایده پرداز میتوان گفت در روند شکل گیری این کار به یک اندازه سهم داشتهاند و در کنار هم کاری تکاملی را ارائه دادهاند و نقشی مساوی در مالکیت اثر دارند.
محمود مکتبی در بخش دیگری از این همایش به بررسی مشارکت در هنرهای معاصر پرداخت و گفت: مشارکت در هنرهای معاصر به یکی از فرمهای دلخواه هنرمندان تبدیل شده است و البته این مشارکت تفاوتهای بسیاری با کارهای گروهی در زمانهای قبل دارد.
وی در ادامه افزود: فرو نهادن اقتدار فردی به عنوان یک هنرمند مستقل و قرار گرفتن در یک فضای گروهی باعث به وجود آمدن رویکردها و رویدادهای جدیدی میشود که تا پیش از این کمتر سابقه داشته یا کمتر به آن توجه شده است. یکی از این موارد خارج شدن اثر هنری از یک خود ارجاعی است، مسئلهای که بسیار متفاوت از گذشته است و نشات گرفته از جمعی بودن هنری میباشد که در آن اقتدار مولف دیگر چندان مطرح نیست. در این دست آثار به جای خلق اثر هنری به وسیله یک فرد، این اثر توسط گروهی از افراد شکل میگیرد که میتوانند به عنوان هنرمندانی همفکر در کنار هم به کار بپردازند و هم این افراد میتوانند بخشی از مخاطبین اثر باشند که حال به عنوان یک مشارکت کننده بخشی از روند تکاملی اثر هنری به آنها سپرده شده است.
در همین راستا هنرمندانی که به صورت جمعی به فعالیت هنری میپردازند، تلاش ویژهای دارند تا اثر هنری آنها نه به عنوان یک محصول نهایی بلکه به عنوان یک فرآیند دیده شود.

وی با اشاره به تاریخچهای از کارهای گروهی و مشارکت مخاطب، افزود: مشارکت به معنای امروزین در هنرهای معاصر از دهه 1960 میلادی آغاز شد اما با تحولات بعد از آن در دهه 1990 تا به امروز با قوت بیشتری پی گرفته شده است. ما میتوانیم حتا کلاژ را در دوران کوبیسم به نوعی راه یابی تاثیرات فضای خارج از درونیات هنرمند بدانیم که طی آن تکههای روزنامه و متن که بخشی از زندگی روزمرهاند وارد نقاشی میشود. البته کنار هم آمدن هنرمندان مختلف تحت عنوان ایسمهای هنری را میتوان سرآغازی برای راه یابی مشارکت در هنرهای تجسمی بدانیم یا به طور مثال نمونههای هنرمندان دادا یا سورئال اما با این حال تفاوتهای زیادی با نمونههای امروزی دارند.
مکتبی در بخش پایانی صحبتهای خود با تقسیم بندی انواع مشارکت در هنرهای معاصر به تعریف این گرایشها بر اساس نمونههای هنری پرداخت.
شهرناز زرکش نیز در این نشست با نمایش نمونههای عکس و ویدئو به معرفی گروه لنو نرا پرداخت و گفت: این گروه که از سال 1997 با هم همکاری میکنند، متشکل از هنرمندان و فیلمسازان جوانی از کشورهای مختلف است. هدف این گروه احیاء فظاهای متروکه و فراموش شده بوسیله هنر است و آثارشان را که شامل ویدیو آرت، هنر اجرا ،نقاشی، عکس، مجسمه و چیدمان است را در مکانهای خاص ارایه میکنند. برای نمونه میتوان به کار در یک تأتر قدیمی در لندن، ساختمان قدیمی یک بانک معروف در لندن، دفتر مرکزی سابق بزرگترین کارخانه کشتی سازی جهان (جایی که تایتانیک طراحی و ساخته شد)، انبار راه آهن در وایمار آلمان اشاره کرد.
وی همچنین با خواندن متن مانیفست این گروه اظهار داشت: انگیزه آنها ایجاد تجربههای جدید و متفاوت برای دستیابی و گسترش هنر در سطح بین المللی با استفاده از محیطهای غیر متداول (مانند گالریها) است.
مهتاب قائمیمنش نیز در ادامه این نشست یک زوج هنری را معرفی و نمونه آثار آنها به نمایش گذاشت. اما در آخرین سخنرانی همایش جشنواره 24 هنرمحیطی، عاطفه خاص مدیر اجرایی این همایش به بررسی تاریخچه هنر مشارکتی از آغاز تا به امروز در انگلیس پرداخت.
وی با اشاره به نخستین استفاده از این واژه برای هنرهای تجسمی ، اظهار داشت: لندن به عنوان یکی از مراکز مهم هنر مشارکتی شناخته شده است و نمونههای مهم این هنر را میتوان از دهه1980 به بعد دید، زمانی که هرمندان دهه 60 خود به هنرمندانی شناخته شده در این فضا تبدیل شده بودند.
از آنجا که در کشور ما ایران هنرمندان محیطی حامی مالی ندارند و انجام کارهای محیطی در مقیاس بزرگ مستلزم مساعدت افراد متعدد است، این مسئله وجود دارد که این آثار متعلق به چه فرد یا افرادی است؟ بعلاوه در موارد بسیاری هنرمندی هنر محیطی اثری را شکل می دهد اما افردی که از آن عکس تهیه می کنند آن اثر را به نام خودشان معرفی مینمایند.
سرکار خانم پرستو امیرکارگر و آقایان مهرداد عباس زاده ، سعید کوهی و دیگر دوستانشان در تبریز اسکان هنرمندان و برگزاری همایش را تسهیل کردند و هنرمندان میهمان را در زمان بازدید آثار تاریخی شهر تبریز همراهی کردند. مسئولیت هماهنگی این جشنواره به عهده سرکار خانم عاطفه خاص بود.
در حاشیه این همایش موضوع تخریب تپه باستانی در پلور مرور شد. به زودی در یک پایگاه اطلاع رسانی ویژه کلیه رویداد های خبری مربوط به هنر محیطی و جاذبه های طبیعی و فرهنگی که میتوانند به عنوان اثر ملی ثبت شوند معرفی و هرگونه تخریب و بی توجهی به جاذبه های طبیعی، محیطی و فرهنگی در غالب آثار هنری معرفی خواهند شد.
*عکسها از «شهرناز زرکش»
پایان مطلب/