سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

مشکل ذوب‌آهن اشتباهات داوری است یا کاستی‌های فنی؟

«رحمان» و خیل توقعات برآورده نشده

«رحمان» و خیل توقعات برآورده نشده
وصال روحانی
وصال روحانی

ایستادن ذوب‌آهن در رده‌های آخر جدول رده‌بندی لیگ برتر فوتبال کشور طبعاً این سؤال را پیش آورده که رحمان رضایی کدام آینده طولانی‌مدت را ممکن است برای خود در این تیم اصفهانی قائل باشد.

ایستادن ذوب‌آهن در رده‌های آخر جدول رده‌بندی لیگ برتر فوتبال کشور طبعاً این سؤال را پیش آورده که رحمان رضایی کدام آینده طولانی‌مدت را ممکن است برای خود در این تیم اصفهانی قائل باشد. آنچه سبب شده سران ذوب‌آهن تا این لحظه عذر مدافع و مربی سابق پرسپولیس و مدافع پیشین همین تیم اصفهانی و بازیگر اسبق لیگ ایتالیا را نخواهند، دو نتیجه خوبی است که در دیدارهایش با سرخابی‌های پایتخت کسب کرد. ذوبی‌‌ها در اصفهان به استقلال نباختند و بدون گل مساوی کردند و اگر بداقبال نبودند و ضربات آخر را بهتر می‌زدند و چنانچه رشید مظاهری باز در دروازه استقلال نمی‌درخشید، چه بسا آن ‌بازی را می‌بردند. تساوی یک بر یک تیم متعلق به نصف جهان با پرسپولیس در تهران نیز نوعی پیروزی بود زیرا حریف تهرانی تا واپسین دقایق این بازی با نتیجه یک بر صفر برنده بود و گل تساوی تیم رحمان رضایی در وقت تلف‌شده به‌ دست آمد و البته ذوبی‌ها در کل نیمه دوم طوری بازی و میدان‌گیری کرده بودند که پرسپولیس به حفظ برتری ضعیف و لرزان خود قانع شده و بیشتر در حالت دفاعی قرار داشت و دل به ضدحملات بسته بود.

 

وظیفه کادر فنی چیست؟

مشکل رضایی نه دو‌ دیدار فوق بلکه تاکتیک‌ها و سیاست‌های متخذه وی در سایر مسابقات ذوبی‌ها بوده که اغلب هم با نتیجه مساوی پایان گرفته است. درست است که داوری‌های ناهمگون و پراشتباه به ذوب‌آهن لطماتی را وارد کرده و این بهانه خوبی در دست رضایی برای توجیه نتایج بد تیمش و قلت بردهای سفید و سبزهای اصفهان بوده اما تردیدی نیست که آنها نتوانسته‌اند توقعاتی را که از این تیم معمولاً مطرح و کارآمد می‌رود، برآورده کنند و بسیاری از کاستی‌ها و بخصوص گل هدر دادن‌هایشان ایراد خودشان بوده و سایر عوامل نقش و دستی در آنها نداشته است. اغلب بازیکنان ذوب‌آهن توانا و پرسابقه‌اند و جوانان بالنده‌ای هم در این تیم توپ می‌زنند ولی آنچه این مجموعه را کم‌توان و ناموفق ساخته، تاکتیک‌ها و روش‌های انتخابی رحمان و همراهان او است و اگر آنها منکر این قضیه شوند، باید پرسید وظیفه‌شان در این تیم چیست و کادر فنی را برای چه در تیم‌های مختلف می‌گذارند.

یک شگفتی

به ‌قدرت رسیدن رضایی در ذوب‌آهن در شرایطی که هرگز در لیگ برتر سابقه سرمربیگری را نداشت و فقط در چند تیم منجمله پرسپولیس مربیگری و کمک مربیگری کرده بود، از رخدادهای ویژه و شگفت‌های «پیش فصل» بود. این در حالی روی داد که فصل پیش تغییراتی مکرر در نیمکت ذوبی‌ها روی داده و لوکا بوناچیچ کروات و نام‌آشنا از قربانیان آن فرآیند بود و ذوب به سختی توانسته بود در هفته‌های آخر، ابقایش را در لیگ حتمی کند. برای تیمی که قاسم حدادی‌فر نماد بزرگ پایداری و استعداد ذاتی آن در سال‌های اخیر بوده و مهره‌های خوب کم به‌ خود ندیده است، شاید جدایی مهدی‌پور، پهلوان، هخامنش، اسماعیلی‌فر، ‌نژادمهدی، باقر صادقی و زهیوی در بین دو فصل یک ضربه بزرگ بود اما بازگشت شهاب گردان و جذب حسینی، قریشی، قنبری و جهانی نقاطی از امیدواری را ترسیم کرد و نفر آخر (میلاد جهانی) همانی است که در دیدار اخیر با پرسپولیس حریف نامدار ذوبی‌ها را طی نیمه دوم به تنهایی زمینگیر کرد و گل تساوی دیرهنگام را به ثمر رساند.

از یحیی تا رحمان

وقتی صحبت توقعات فراوان از ذوبی‌ها می‌شود باید متذکر شد که این امر فقط مولد و محصول نتایج تیم درگذشته دور نیست و مردان تیم اصفهانی همین چهار، پنج سال پیش دو دوره متوالی جام حذفی و یک دوره سوپرجام ایران را فتح کردند و بعد از پرسپولیس که جام‌های پنج سال اخیر را درو کرده است، دومین تیم پرجام مدت مذکور جلوه کرده‌اند. هدایت ذوب‌آهن در آن ایام با یحیی گل‌محمدی بود اما اینک که یحیی در پرسپولیس به مشکل برخورد کرده، رحمان نیز در ذوب‌آهن ناکامی‌های چشمگیری را متحمل شده است. مشکل ذوب‌آهن مثل همشری‌اش سپاهان و البته سرخابی‌های پایتخت و قرمز‌های تبریزی این است که هر نتیجه متوسطی از آنها پذیرفته نیست و اگر جامی نبرند و دست خالی بمانند، فرصت و امکانی برای حفظ مربیان‌شان نیست.

«او» رفتنی است؟

با رضایی است که دریابد چرا تاکتیک‌ها و روش‌های انتخابی‌اش کمترین گل زده را برای ذوبی‌ها موجب شده و فقط شکست و تساوی‌ها و یک تک برد حاصل کار آنها بوده اما او برای حل مشکلات فنی تیمش و یافتن پاسخ سؤال مذکور ابتدا باید در فولادشهر ماندنی شود و حالا که دو بازی پرطمطراق آنها با قرمز و آبی‌های پایتخت سپری شده، اکتفا به نتیجه مساوی برابر هیچ حریف دیگری مدیران «ذوب» را مجاب به حفظ وی نخواهد کرد. اگر رحمان این الزام را نفهمد و راه تأمین آن را نیابد و به ‌سرعت نتیجه نگیرد، در نیم فصل رفتنی است و البته احتمال اینکه قبل از آن هم برود، اندک نیست.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.