پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹

در ستایش تیمی که به آن باور نداشتیم

ایستاده برای شما!

ایستاده برای شما!

به احترام شما و تک تک بازیکنان این تیم، می‌ایستیم و تشویقتان می‌کنیم.

علی کمانگری - وقتی گابریل کالدرون و دست‌‌یارانش جای خود را به یحیی گل‌محمدی، حمید مطهری و داوود فنایی می‌دادند، ما عینک بد‌بینی را از چند روز قبل به چشم زده بودیم. به زبان نمی‌آوردیم، اما احساس می‌کردیم شاید یحیی و کادر تمام ایرانی‌اش از پس جمع کردن رختکن پرسپولیس برنیایند. به هر حال او، یحیی گل‌محمدی، چه در دوران بازیگری و سرمربیگری، آن چنان شخصیت کاریزماتیک و رهبری نداشت. آرام و خونسرد، کار خودش را می‌کرد و اهل داد و بیداد و مصاحبه‌ی جنجالی و دلبری برای هوادار نبود. وقتی مهدی ترابی، قطر و دلار ۳۰ هزار تومانی را به سمت چپ خط هافبک پرسپولیس ترجیج داد و یحیی روی جذب بازیکن محبوبش، احسان پهلوان، اصرار می‌ورزید، ما با شک و تردید از خودمان می‌پرسیدیم بازیکنی که در یک فصل کلاً روی دو گل ذوب‌آهن تأثیر گذاشته، چه‌طور می‌خواهد جای خالی مؤثر‌ترین بازیکن فصل قبل پرسپولیس را پر کند؟ پس وقتی سعید آقایی جذب شد تا جای خالی انصاری و نادری مصدوم را پر کند، ما باز هم ترجیح دادیم جای اعتماد به سلیقه‌ی یحیی، روی حاشیه‌های گذشته‌ی آقایی مانور بدهیم. آل‌کثیر؟ وقتی آمد، گفتیم او ۹ گل از ۱۲ گل فصل قبلش را در ۱۱ هفته‌ی ابتدایی لیگ به ثمر رسانده، بازیکن پرنوسانی است، سنش بالاست، چشمان آب نمی‌خورد به این زودی‌ها در پرسپولیس جا بیفتد. حامد لک هم که اصلاً دروازه‌بان خوبی نبود! فقط وقت تلف کردن بلد بود و چون ۲ تا پنالتی از علیپور گرفته، دل یحیی را برده بود.

یحیی اما وقتی به تیم آمد، تا قبل از قطعی کردن قهرمانی تیم، تنها یک لغزش مقابل استقلال داشت. بهانه‌ی جدیدمان؟ این‌ها همه اثرات کالدرون است! احسان پهلوان در بازی با الشارجه هر کاری دلش می‌خواست کرد. در سایر بازی‌ها هم هروقت هوای تیم نامساعد می‌شد، او بود که یک‌ در مقابل یک‌ها را در عرض و طول برمی‌داشت تا فضا برای تیم ایجاد شود. سعید آقایی مقابل التعاون خوب شروع نکرد، اما کم کم نشانمان داد چه سانتر‌های زمینی خوبی از سمت چپ می‌فرستد. تصویر سعید را در وقت اضافه‌ی اول با النصر فراموش نمی‌کنیم؛ جایی که نفسش هم بالا نمی‌آمد و پرتاب اوت را به شجاع واگذار کرد تا خودش دمی چاق کند. عیسی آل‌کثیر از همان دیدار اول بمب انگیزه بود. ما اما گیر این بودیم که شماره ۷۲ موقعیت زیاد خراب می‌کند. بعد که توپ اول را توی دروازه شارجه کرد، دیگر صدای هیچ‌کداممان در نیامد و به تماشای نمایش‌های حیرت‌انگیز پسر ناب دزفولی نشستیم. حامد لک هم که از همان دبل‌سیو مقابل التعاون شرمنده‌مان کرد. آخر سر هم کاری که از او انتظارش را داشتیم، انجام داد؛ پنالتی مایکون را گرفت و تیم را به فینال رساند.

پرسپولیس به فینال رفت، در حالی که خیلی‌هایمان انتظار حذفش را می‌کشیدیم تا یحیی را متهم به مربی کم جنبه بکنیم که با پیش‌کشیدن ماجرای استعفا، تمرکز تیم را گرفت. پرسپولیس به فینال رفت تا ما فرضیه‌ی «یحیی مربی بازی‌های بزرگ نیست» را با خودمان به گور ببریم. پرسپولیس به فینال رفت و ما، آقای گل‌محمدی، یک اعترافی برای شما داریم: حسی که نمایش‌های تیم شما، به «ما» ی بیننده القا می‌کند، درست همانند نمایش تیم‌های کی‌روش است؛ همان‌قدر مطمئن، همان‌قدر تسلیم‌ناپذیر، همان‌قدر جنگ‌جو، با همان روحیه‌ی مبارزه تا سرحد مرگ. پس به احترام شما و تک تک بازیکنان این تیم، می‌ایستیم و تشویقتان می‌کنیم.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.