سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹

بزرگ تیم...

هر تیم یک نفر مثل آقا کریم می‌خواهد

هر تیم یک نفر مثل آقا کریم می‌خواهد
احسان محمدی
احسان محمدی

آقا کریم یکی از قاب‌های ماندگار بازی این هفته پرسپولیس و فولاد شد. عکس‌هایش در حال تذکر جدی به کنعانی‌زادگان برای دست کشیدن از اعتراض به داوری را حتماً دیده‌اید.

ایران ورزشی: اولین تصویرهای بسیاری از ما، جوان لاغر اندام و قد‌بلندی بود که آستین پیراهن آستین کوتاه و زرد رنگ «کشاورز» را تا جایی که می‌شد تا می‌کرد، تمام مدت می‌دوید و انگار خیلی به جاذبه زمین اعتقاد نداشت. همیشه روی هوا بود. محکم سر می‌زد، تکل‌هایش جانانه بود اما صدایش را کسی نمی‌شنید. صدای کریم. کریم باقری.
وقتی با 22 میلیون تومان به پرسپولیس پیوست، انگار در تمام ارکان فوتبال ایران زلزله آمده بود. با آن پول الان نمی‌شود نصف یک پراید را خرید اما امیر عابدینی «نه» نیاورد، می‌دانست چه الماسی به تورش افتاده. کریم شد ژنرال خط هافبک پرسپولیس و تیم‌ملی ایران. 
 
سال‌هاست که هیچ فوتبالیستی مثل او اینطور به تنهایی نظم میانه زمین را حفظ نکرده. هر وقت هم لازم می‌شد گل می‌زد. از هر جای زمین. انگار کفش‌های یک غول پایش بود.
کافیست یادمان بیاید که او بعد از علی دایی با 50 گل زده بهترین گلزن تاریخ فوتبال ایران است. آن هم فقط در 87 بازی! یک هافبک بالاتر از همه مهاجمانی که در فوتبال ایران اسم‌شان را شنیده‌ایم. در ویترین افتخاراتش فقط جای یک تندیس «بهترین بازیکن آسیا» خالی است.
 
آقا کریم یکی از قاب‌های ماندگار بازی این هفته پرسپولیس و فولاد شد. عکس‌هایش در حال تذکر جدی به کنعانی‌زادگان برای دست کشیدن از اعتراض به داوری را حتماً دیده‌اید.
این اولین بار نیست که کریم باقری اینطور بازیکنان سرکش تیمش را رام می‌کند. در دربی‌های تهران هم هر وقت لازم بود وسط زمین می‌آمد و حتی یک بار تا مرز کتک‌زدن شیث رضایی و شجاع خلیل‌زاده پیش رفت. در دربی مهر 98 هم وسط مشت و لگدپرانی بازیکنان دو تیم، به داد داور رسید، با دست جلوی دهان سیامک نعمتی را گرفت، احمد نوراللهی را هل داد و اجازه دخالت به شجاع نداد و با فریادهای کر کننده به همه نشان داد کت تن کیست.
 
کریم باقری حتی در دوران اوجش هیچ‌وقت اهل کری خواندن در رسانه‌ها نبود، با توپ حرفش را می‌زد، فوتبالش را چنان به تیم حریف دیکته می‌کرد که لازم نبود بیرون از آن برای کسی شاخ و شانه بکشد. خشمش را یک بار دیدیم. مقدماتی جام‌جهانی 1998. سبیل‌هایش را زده بود و رفت توی زمین. بازیکن تیم قطر عصبانی‌اش کرد. 
خودش می‌گوید فحش داد و بدون توپ لگد زد. کریم هم با مُشت کوبید توی صورتش. کارت قرمز گرفت، سرش را انداخت پایین و یکراست رفت رختکن. همین!
یحیی خوشبخت است که کریم باقری را دارد. همانطور که برانکو از این بخت بزرگ برخوردار بود که او را کنار خودش داشت. مردی که از تمام بازیکنان پرسپولیس بزرگتر و افتخاراتش بیشتر است. آنقدر محترم که حتی بازیکنان حریف هم مقابلش متواضع هستند. او می‌تواند هم در تمرین و هم هنگام مسابقه هر بازیکن سرکشی را به فرمان‌پذیری وادار کند.
هر تیمی یک کریم باقری می‌خواهد. یک کاپیتان بیرون از زمین. یک لنگر تسکین وسط روزهای متلاطم فوتبال. کسی که «تیم» را بیشتر از نمایش خودش دوست داشته باشد. هیچ جمله‌ای مثل این دیالوگ در فیلم «ابد و یک روز» نمی‌تواند این یادداشت را تکمیل کند: «خراب شه خونه‌ای که بزرگتر نداره!»
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.