دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹

دلایل شکست استقلال، نه بداقبالی و نه عجولی بازیکنان

اگر فکری صورت مسأله را پاک نکند

اگر فکری صورت مسأله را پاک نکند
فرشاد کاس نژاد
فرشاد کاس نژاد روزنامه‌نگار

آن ضربه‌های پایانی، آن حمله‌های آشفته تا آنجا که رشید مظاهری را روی دروازه سایپا دیدیم، ضربه‌های فنی و تماشایی مهدی قایدی، دستپاچگی‌های شیخ دیاباته و همه صحنه‌هایی که استقلال را در آستانه تساوی یا حتی پیروزی قرار می‌داد، محمود فکری را دچار این اشتباه کرد که بعد از شکست یک - صفر مقابل سایپا بگوید: «فوتبال روی بد خود را به ما نشان داد.»

ایران ورزشی: آن ضربه‌های پایانی، آن حمله‌های آشفته تا آنجا که رشید مظاهری را روی دروازه سایپا دیدیم، ضربه‌های فنی و تماشایی مهدی قایدی، دستپاچگی‌های شیخ دیاباته و همه صحنه‌هایی که استقلال را در آستانه تساوی یا حتی پیروزی قرار می‌داد، محمود فکری را دچار این اشتباه کرد که بعد از شکست یک - صفر مقابل سایپا بگوید: «فوتبال روی بد خود را به ما نشان داد.»
 
فکری با گفتن حرف‌هایی که منظورش اشاره به بداقبالی بود، از خیر تحلیل داستان تیمش گذشت و گفت باید برای بازی بعدی آماده شوند اما این تمام ماجرای استقلال در روز شکست مقابل سایپا نیست و به همین سادگی نباید آن را فراموش کرد. استقلال اگر به قول محمود فکری می‌خواهد فاصله‌اش را با رقبا در کورس قهرمانی بیشتر کند، حق ندارد با عبارت‌هایی مثل روی بد فوتبال و بدشانسی و عجولی بازیکنان، خود را نقد و بررسی کند. تیمی که پی قهرمانی باشد، چاره‌ای ندارد جز اینکه سختگیرانه‌تر خود را به نقد بسپارد و ببیند چرا دچار خیال بدشانسی شده و چرا فکر می‌کند عجله بازیکنان در صحنه‌ها، تیم را دچار شکست کرده است. بعد از این برداشت، تحلیل‌های دیگری هم پنهان است که استقلال برای اصلاح بازی خود به آنها نیاز دارد.
 
یک مثال قضیه را شاید فارغ از تعارفات مرسوم روشن کند. روی نیمکت سایپا یکی از مستعدترین چهره‌های باشگاه استقلال در مربیگری نشسته بود؛ در نقش دستیار ابراهیم صادقی اما این سو روی نیمکت استقلال حنیف عمران‌زاده و آرش برهانی که استعدادی در مربیگری را هنوز از خود نشان نداده‌اند، نشسته بودند و صمد مرفاوی که نمی‌دانیم چقدر در نقش دستیار محمود فکری انگیزه دارد. در باشگاه استقلال آنها که برای مربی شدن انگیزه و استعداد و جدیت و پیگیری فنی از خود نشان نداده‌اند به پیروز قربانی به عنوان بازیکنی که در پایان فوتبالش به مربیگری گرایشی عمیق نشان داد و برای مربی شدن کوششی جدی را شروع کرد، ترجیح داده می‌شوند. این در بازی استقلال - سایپا به نقطه قوت حریف استقلال تبدیل شده بود. اشاره نکردن به این نکته، مسأله‌ای را برای استقلال حل نمی‌کند اما اشاره به این نکته شاید نهیبی باشد برای گرفتن تصمیماتی با سلیقه بهتر. از این نکته بگذریم اما استقلال برای اینکه بداند چرا به سایپا باخت، باید چگونگی برخوردش در زمین مقابل سیاق بازی سایپا را بررسی کند، نه فقط چرایی و چگونگی گل نزدن در چند صحنه را.
 
شکست مقابل سایپا برای استقلال هرگز فاجعه‌ای در مسیر موفقیت نیست. از این شکست‌ها در آینده نیز برای تیم‌های مدعی قهرمانی رقم می‌خورد اما چگونگی شکست مسأله مهم‌تری است و آنجا که نزول کیفیت فوتبال استقلال را می‌بینیم و گره خوردن بازی‌اش به دست حریف اتفاق می‌افتد، مهم و سرنوشت‌ساز است. استقلال باید در این‌باره خود را سرزنش کند، خود را به دقت بررسی کند و برای این بررسی به ابزار و فکر و دانش کافی نیاز دارد. تیمی که دانش بررسی وضعیت خود را نداشته باشد، همیشه می‌تواند با خود بگوید که بداقبال است و توپ‌هایش گل نشده و بازیکنانش عجله کرده‌اند اما وقتی دانایی کافی برای نقد و بررسی خود دارد، از دل این صحنه‌های بازی، دلایل را پیدا می‌کند و با یافتن دلایل به جنگ خود می‌رود و هر بار خود را بازسازی می‌کند و سراغ بازی بعدی می‌رود. اگر فکری صورت مسأله را پاک نکند، آنگاه استقلال با خود جدلی را شروع می‌کند که برای اصلاح بازی تیم گام اول است.

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.