جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹

بر لیورپول چه گذشت؟

بیم و امید در آستانه دربی

بیم و امید در آستانه دربی
دامینیک کینگ

چه کسی آنها را متوقف می‌کند؟ لیورپول آرسنال را برده بود و این سوال پرسیده می‌شد که چه تیمی قادر به توقف لیورپول است؟

چه کسی آنها را متوقف می‌کند؟ لیورپول آرسنال را برده بود و این سوال پرسیده می‌شد که چه تیمی قادر به توقف لیورپول است؟

آنها چنان مقتدرانه تیم میکل آرتتا را شکست دادند، و پیش از آن هم چلسی را بردند، که بسیاری بر این باور بودند که تیم یورگن کلوپ قهرمانی را از همین حالا برای خود می‌داند و حتی شاید بهتر از فصل قبل عمل کند.

کلوپ می‌خواهد کاری را انجام دهد که مربیان لیورپول در تاریخ 128ساله باشگاه تنها دو بار انجامش داده‌اند، و آن هم دو قهرمانی پیاپی در لیگ است؛ باب پیسلی این کار را انجام داد، و دیوید اشورث در اوایل دهه 1920 این دستاورد را داشت.

البته کلوپ شاید به این دستاورد برسد. اما این که لیورپول در این راه رکوردشکنی کند و مقتدرانه قهرمان شود، در حال حاضر مضحک به نظر می‌رسد. لیورپول به حدی بد بود که کلوپ در پایان مسابقه تنها می‌توانست لبخند تلخی داشته باشد.

درست نیست که پس از عملکرد جادویی استون ویلا، تنها روی ناکامی لیورپول تمرکز کنیم. اولی واتکینز، راس بارکلی، و جک گریلیش در این بازی فوق‌العاده بودند. تیم دین اسمیت کارش را درست انجام داد و تاکتیک‌هایش را بی‌نقص اجرا کرد. آنها می‌توانستند گل‌هایشان را دورقمی کنند.

اما لیورپول هم به‌حدی بد بود که باید انتقاد شدیدی از عملکرد آنها داشت. از لحظه‌ای که آدرین، دروازه‌بان شماره دو لیورپول، گل اول را تقدیم به ویلا کرد، مشخص بود که بدترین شب کلوپ روی نیمکت لیورپول رقم خواهد خورد.

شاید هم ماجرا به تاریخ برمی‌گشت. دقیقا پنج سال پیش در چنین روزی بود که برندان راجرز پس از تساوی یک بر یک مقابل اورتون اخراج شد و پنج روز بعد هم کلوپ به این تیم پیوست. اما این عملکرد متعلق به لیورپول زمان قدیم بود. آنها نمی‌توانستند دفاع کنند، هیچ هافبکی نداشتند، و خط حمله‌شان هم به شکل هولناکی منزوی شده بود. برخی بازیکنان انگار در زمین نبودند، و برخی دیگر هم اصلا خوب بازی نکردند.

اگر این اولین باری بود که فوتبال تماشا می‌کردید و به شما می‌گفتند تیمی که سیاه پوشیده قهرمان فصل پیش است، صدای خنده‌تان شهر را فرامی‌گرفت. لیورپول برای اولین بار پس از سال 1963 در یک بازی هفت گل دریافت کرد، و هیچ ستایشی نمی‌شد از این تیم داشت.

حالا کلوپ به این فکر می‌کند که آیا این اتفاقی بسیار نادر است، یا این که نشان می‌دهد اوضاعش خوب نیست. لیورپول بلافاصله پس از تعطیلات دیدارهای ملی به مصاف همسایه‌اش، اورتون می‌رود و کلوپ باید راه حلی پیدا کند.

آدرین را در نظر بگیرید. آلیسون بکر به دلیل مصدومیت در تمرینات لیورپول فعلا غایب است. در اولین دیدار فصل پیش، آلیسون مصدوم شد و هشت بازی را از دست داد، اما لیورپول اوضاع را به وفق مراد ساخت. دفاع آنها حلقه‌ای مستحکم دور آدرین شکل داد. اما تاریخ تکرار نمی‌شود. هر چقدر آدرین بیشتر بازی کرد، لیورپول متزلزل‌تر به نظر رسید. اشتباهات او همین‌طور بیشتر می‌شود. اما درست نیست که تمام تقصیرات را به گردن او بیندازیم.

نبی کیتا نمی‌تواند حضور موثری در میدان داشته باشد. روبرتو فیرمینو فرم خوبی ندارد. تعویض جو گومز برای این بود که زجری که می‌کشد کمتر شود. لیورپول چقدر جای خالی جوردن هندرسون، سادیو مانه، و تیاگو را حس می‌کرد.

این سه نفر به بازی با اورتون که یازده روز دیگر است می‌رسند، اما هیچ‌چیز را نباید بدیهی دانست. گاهی شکست‌های سنگین به اندازه پیروزی با گل‌های دقایق پایانی، مانند دیدار فصل پیش دو تیم، اهمیت پیدا می‌کند. کلوپ باید امیدوار باشد که این بار هم بازی در ویلا پارک نقطه عطف تیمش باشد.

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.