پنج شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹

شوک دوم به فوتبال ایران؛ علی انصار هم آسمانی شد

تکل سلطان بخیه به پای معجزه نرسید

تکل سلطان بخیه به پای معجزه نرسید
محمد قراگزلو
محمد قراگزلو

ایران ورزشی: خسته بودیم اما امیدوار. می‌گفتند فقط معجزه نجاتش می‌دهد اما همه معجزه را طلب می‌کردیم. امیدوار بودیم به همان درصدهای کم؛ به سوسوهای چراغی که هیچ‌کس دوست نداشت روز مادر خاموش شود. از بامداد سه‌شنبه که اوضاع به‌هم ریخت همه ایران برایش دست به دعا برداشته بود. تیم‌ها در تمرین دسته‌جمعی برایش دعا می‌کردند، هرکس که فوتبال و سینما را می‌شناخت ورد زبانش این بود که برایش دعا کنید. هرکس که آن همه خنده‌های از ته دل را در ویدئوهایش تماشا کرده بود طلب تماشای دوباره آنها را داشت. اصلاً برایش جلسه دعای مجازی ترتیب داده بودند. جلوی بیمارستان که قیامت بود. همان‌جا دست‌ها به آسمان رفته بود که خدا یکی از بهترین، متعصب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین فوتبالیست-بازیگرهای کشورمان را از ما نگیرد، اما علی انصاریان هم رفتنی شد.
علی فقط 43 سال داشت؛ با یک کودکی و نوجوانی سخت؛ با یک جوانی پرشر و شور در زمین فوتبال و حالا که داشت به میانسالی نزدیک می‌شد کم‌کم عنوان بازیگر را برای خودش دست و پا می‌کرد که اجل مهلتش نداد.
علی از کوچه خاکی‌های تهران به پرسپولیس و تیم ملی رسید و به بایرن‌مونیخ گل زد. این رشد استثنائی دوران فوتبالش بود تا اسمش همراه با واژه تعصب و غیرت احتمالاً به‌عنوان ته‌مانده‌ای از نسل سلحشوران فوتبال ایران در ذهن‌مان نقش بسته باشد اما در سینما هم داشت همان مسیر را طی می‌کرد. از حضور کوتاه در سریال‌های تلویزیونی و بعد تله‌فیلم‌های کم‌خرج به جایی رسید که فیلمش به بخش مسابقه جشنواره رفت. همین امسال در جشنواره فیلم داشت اما به‌جای فرش قرمز سر از تخت بیمارستان درآورد و سرآخر قبل از اینکه خبری از آرای جشنواره و استقبال مردم از فیلمش بگیرد یا بداند که منتقدان درباره نقش‌آفرینی‌اش چه گفته‌اند از میان‌مان پر کشید و عمرش حتی به این جشنواره 10 روزه نبود.
علی دوم بهمن به بیمارستان رفت. روزهای اول خبرها حکایت از حال بهتر او نسبت به مهرداد میناوند داشت. چند روز بعد گفتند ریه‌های او هم تا حدود زیادی درگیر شده و اوضاعش جالب نیست اما بعدتر خبر آمد که شرایطش پایدار است. بامداد سه‌شنبه بود که اوضاع انصاریان به‌هم ریخت؛ به کما رفت و حتی شایعه فوتش به گوش رسید. صبح دیروز اما می‌گفتند شرایطش بهتر شده و این خبر بعد از آن شوک سه‌شنبه می‌توانست کمی امیدوارمان کند.
مصاحبه مادرش از تلویزیون پخش شد؛ مادری که یک ایران به او فکر می‌کرد و نگران احوالش بود. علی خودش «ننه» صدایش می‌کرد و «ننه علی» بین طرفدارانش شناخته‌شده بود. در استوری‌ها و پست‌هایش مادر را کنار خود داشت و برایش غش و ضعف می‌کرد.
همه می‌دانستند بعد از مرگ زودهنگام پدرش چقدر پای مادر مانده و چه خدمتی به او می‌کند. همه در دعاهای‌شان شفای علی را برای مادر علی طلب می‌کردند اما نشد که نشد.
عصر دیروز دکتر هاشمیان بدون اینکه جزئیات زیادی بدهد گفت شرایط علی مناسب و مساعد نیست و ساعتی از این مصاحبه نگذشت که خبر فوتش رسانه‌ای شد؛ خبری که حتی با شوک 24 ساعت قبل از آن باورکردنی نبود و نمی‌شد هیچ‌جوره قبولش کرد. خبری که همه بعد از انتشار در اولین سایت به‌دنبال تکذیبش بودیم اما به‌جای تکذیب، دقیقه به دقیقه در خبرگزاری‌ها و کانال‌های مختلف پشت هم تأیید می‌شد.
علی دو هفته در بیمارستان زجر کشید و درست یک هفته بعد از آسمانی شدن مهرداد به او پیوست. بعد از مرگ مهرداد و مراسم تدفینش که کنار نامدارانی چون جعفر اشرف‌کاشانی، ابراهیم آشتیانی و کاظم سیدعلیخانی دفن شده بود نوشته بودیم خط دفاع آسمانی پرسپولیس با حضور مهرداد در دفاع چپ تکمیل شد اما حالا که علی به این تیم پیوسته انگار همان تیم رو به جوانگرایی گذاشته و مهرداد و علی جای بزرگترها و موسپیدهایی که رخت از این دنیا بسته بودند را گرفته‌اند.
دیروز خانواده پرسپولیس و فوتبال ایران به فاصله یک هفته شوک دوم را هم خورد؛ شوک بزرگی که کمر هم‌بازیان و هم‌نسلان او را شکست. آنهایی که خاطرات تکل‌ها و بخیه خوردن‌های علی را از نزدیک لمس کرده و می‌دانستند چقدر از باختن بدش می‌آید اما انگار بعد از دو هفته مبارزه پایاپای این‌بار تکل سلطان بخیه به پای معجزه نرسیده بود تا اجازه فرار به آن ندهد و مرگ باید گلش را می‌زد. خودش جایی در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود می‌داند اگر اتفاقی برایش بیفتد، به مو می‌رسد اما پاره نمی‌شود چون آن بالاسری هوایش را دارد اما انگار قرار به رفتن بود؛ رفتنی که فوتبال ایران را سیاه‌پوش کرد و عزای یک نسل از هواداران و فوتبال‌دوستان را به غم جانکاهی رساند که به این زودی‌ها از ذهن و جان هیچ‌کس بیرون نخواهد رفت.
این شوک آنقدر وسیع و تکان‌دهنده بود که دقایقی بعد از اتفاق نوشتن در این باره سخت‌ترین کار دنیا به نظر می‌رسید اما برای علی نمی‌شد حرفی نزد. نمی‌شد با این کلمات خودمان را خالی نمی‌کردیم هرچند دیگر جانی برای خواندنش نمانده.
روحش شاد و در آرامش!

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.