دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰

دومینوی اشتباهات در تراکتور

موسم پاییز در تبریز

موسم پاییز در تبریز
میعاد نیک
میعاد نیک خبرنگار

روزهای خوش تی‌تی‌ها در تبریز به‌سر آمده و حالا موسم درگیری‌ها و تنش‌ها فرارسیده. مدت زیادی از کوچ کاپیتانهای تیم ملی به استادیوم یادگار نمی‌گذرد اما آن سرخوشی دیگر به آخر رسیده و هر گوشه از اردوی تراکتور در حواشی و اعتراض غوطه‌ور شده. شکست مقابل پرسپولیس نه‌چندان قدرتمند آن‌ هم در استادیوم خانگی، آخرین ترکشی بود که در تبریز عمل کرد و نخاع سرخ‌های میزبان را مورد اصابت قرار داد. این شکست ناباورانه باعث شد تا بمب‌های خنثی هم عمل کنند و صدای اعتراض از هرجای تبریز به گوش برسد.

پس از پیروزی تک‌گله پرسپولیس در تبریز، آژیر قرمز در سراسر اردوی تراکتور به ‌صدا درآمد، از هلدینگ‌های پرطمطراق مالک این شرکت گرفته تا کانون‌های هواداری و تمام فضاهای مؤثر بر تیم. کار به ‌جایی رسید که مسعود شجاعی آداب حرفه‌ای‌اش را کنار بگذارد و مقابل چشمان سرمربی تیم رقیب از مهندسی لیگ حرف بزند و اشکان دژاگه هم پیشاپیش غزل خداحافظی از جمع تراکتوری‌ها را سر بدهد. تمام رشته‌هایی که هواداران سرسخت تبریزی پس از قهرمانی در جام حذفی ریسیده بودند، در لیگ بیستم پنبه شد و حالا به‌جایی رسید که اندک کورسوی قهرمانی در لیگ برتر هم خاموش شود.

علل ناکامی تراکتور در لیگ بیستم اظهر من‌الشمس است اما انگار در تبریز همه عینک دودی بر صورت دارند تا چیزی نبینند. محمدرضا زنوزی از روزی که پایش را در باشگاه تراکتور گذاشت، فلسفه تمامیت‌خواهی و دموکراسی‌ستیزانه را بنا نهاد تا تمام پست‌های مؤثر و مهم باشگاه اعم از مدیرعاملی، هیأت‌مدیره، معاونت‌ها و حتی کادرفنی فرمالیته شوند و تراکتور هم بدل به یک شرکت اقتصادی قائم به شخص. تصمیمات عجولانه و تفکرات سرسری مالک متمول تراکتور باعث شد تا کم‌کم نارضایتی‌ها بیشتر شوند و ناکامی‌ها افزون. نخستین اشتباه زنوزی در ابتدای این فصل، اعتماد به علیرضا منصوریانی بود که کارنامه پرباری نداشت و اشتباه بعدی هم خالی کردن پشت او. دومینوهای غلط مدیران باشگاه تراکتور به همین‌جا ختم نشد و گذاشتن بار سنگین سرمربیگری بر دوش مسعود شجاعی هم مزید بر علت شد تا تراکتور تبدیل به یک تیم ضعیف و ناتوان شود.

برای مالک هلدینگ تراکتور شاید مسائل اقتصادی و مالی از اهمیت بیشتری برخوردار باشد اما در تبریز اوضاع اینگونه نیست. از خوش‌شانسی بازیکنان و کادرفنی تیم تراکتور، فعلاً استادیوم‌ها خالی از هواداران پرشور سرخ‌ است اما مطمئناً اگر کرونایی وجود نداشت و تی‌تی‌ها در استادیوم یادگار حاضر می‌شدند، دیگر خبری از فریادهای «عیبی یوخ» نبود و تنها صدای اعتراض و نارضایتی به‌گوش می‌رسید. نمی‌توان منکر بریزوبپاش‌های محمدرضا زنوزی در باشگاه تراکتور شد اما بالاخره انتفاعاتی هم در این مخارج بوده. مالک باشگاه تراکتور پیش از هرگونه انتفاع مالی و اقتصادی، با تکیه زدن به کرسی مالکیت بزرگ‌ترین باشگاه شمال‌غرب کشور یک‌شبه معروف شده و از لحاظ شهرت فرقی با سوپراستارهای تیمش ندارد. چرخ گردون دیگر بر مراد زنوزی و رفقایش نیست و تبریز آبستن اعتراض شده. شاید موعد آن رسیده که آقای مالک راهش را کج کند و صرفاً به دغدغه‌های اقتصادی‌اش برسد. شاید کسی فکرش را هم‌ نمی‌کرد که مدیریت دولتی و نظامی بر یک باشگاه ورزشی از مدیریت بخش خصوصی موفق‌تر باشد. تراکتور مصداق بارز مقصد خصوصی‌سازی شخصی در فوتبال ماست، یک مسیر ناهموار با آینده‌ای نامشخص.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.