سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰

پرستاره‌های بی بضاعت!

تفکر بازنده

تفکر بازنده
سامان موحدی راد
سامان موحدی راد خبرنگار

عباس چمنیان مربی تراکتور بعد از شکست برابر پرسپولیس در کنفرانس خبری بعد از بازی گفت که «بضاعت» تراکتور همین است. تیمی که در این هفته با شکست برابر پرسپولیس سومین شکست پیاپی و چهارمین شکست خانگی خود را متحمل شد و با قرار گرفتن در رده هشتم جدول، خطر سقوط به نیمه پایینی جدول را هم احساس می‌کند اما حتی با این سه شکست پیاپی آیا تراکتور تیمی است که مربی‌اش بگوید «بضاعتش همین است»؟

تراکتور این فصل هم وضعیتی مانند فصل‌های قبل دارد. تیمی پرستاره که به دلیل عدم انسجام فنی با نتایج سینوسی‌اش موجب ناامیدی هوادارانش شده. روی کاغذ داشتن سه کاپیتان تیم ملی در ترکیب و کلی بازیکن ریز و درشت نامدار دیگر موجب می‌شود که به چمنیان حق ندهیم که بگوید بضاعت تیمش سقوط تا رده هشتم و ترس از پایین جدولی شدن است اما اگر نگاهی کلی به تراکتور در این فصل‌ها بیندازیم و بلایی که مدیریت متزلزل بر سر این تیم آورده را ببینیم، می‌فهمیم که واقعاً تراکتور علیرغم بازیکنانی که دارد و با در نظر گرفتن رؤیاهایی که هوادارانش در سر می‌پرورانند در واقع تیمی در همین حد است.

اوضاع غیرشفاف روابط فوتبالی در ایران موجب شده تا تقریباً بسیاری از تیم‌ها مدعی باشند که دست‌هایی پشت‌پرده مانع نتیجه نگرفتن تیم‌شان شده. تی‌تی‌های تبریز هم از آن دسته فوتبالی‌هایی هستند که معتقدند در این سال‌ها دست‌هایی پنهانی قصد زمین زدن تیم‌شان را داشته است. از آنجایی که فکت درست و دقیقی درباره این ادعا وجود ندارد، ما نمی‌توانیم درباره درستی یا غلطی آن اظهارنظر کنیم اما به هر حال نبود همین فکت دقیق و قاطع شاید موجب شود که ما به سوی دیگر ماجرا هم نگاهی بیندازیم. اینکه چه دلایل قطعی دیگری وجود دارد که تراکتور را به چنین روزگاری رسانده است؟ وضعیت همین الان این تیم به خوبی نشان می‌دهد که چه تفکری بر این تیم حاکم است. تفکری که می‌تواند آنقدر هزینه کند که سه کاپیتان تیم ملی که هر تیم لیگ برتری آرزوی داشتن‌شان را دارند را کنار هم جمع کند اما این وسعت دید را ندارد که برای این جمع از ستارگان مربی و سرپرستی درست و راهبر انتخاب کند.

به راستی مسئول شکست‌های این روزهای تراکتور کیست؟ مسعود شجاعی؟ بازیکنی که به یکباره از میانه میدان به او گفتند هدایت تیم را بر عهده بگیر؟ وضعیتی که چند سال است در تراکتور حاکم است؛ جنجال و تبلیغات فراوان، خرید ستاره، هزینه‌های سنگین و ایجاد توقع برای هواداران و در نهایت گرفتن تصمیمات خلق‌الساعه در زمینه هدایت تیم و به گل نشاندن کشتی بزرگ و زیبای تراکتور. آیا کسی خبر داد که چه شد که مربی‌هایی نظیر ارطغرل ساغلام، جان توشاک، محمد تقوی، ژرژ لیکنز، مصطفی دنیزلی، احد شیخ‌لاری، ساکت الهامی، علیرضا منصوریان و مسعود شجاعی طی سه سال اخیر بر نیمکت این تیم نشسته‌اند؟ همین اسامی و رفت و آمدهای فراوان نیمکت این تیم به خوبی نشان می‌دهد که آنها در این سال‌ها بدون هیچ برنامه‌ای به میدان آمده‌اند. برنامه‌ای با دورنمایی برای تیم و رسیدن به افتخارات. نتیجه‌اش هم شده همین وضعیت مبهم تیم و سرخوردگی و ناراحتی هواداران.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.