یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰

به بهانه دعوای آماری منچسترسیتی با «اوپتا»

رکوردشکنی زوری

رکوردشکنی زوری
مارتین ساموئل
مارتین ساموئل

گاهی باشگاهی فوق‌العاده موفق مثل منچسترسیتی خیلی بدقلقی می‌کند. همین دعوایشان با «اوپتا» را در نظر بگیرید، کمپانی انگلیسی که برای 30 رشته ورزشی در 70 کشور اطلاعات و آمار و تحلیل تهیه می‌کند. می‌شود گفت سیتی رکورد به جامانده زیادی باقی نمی گذارد، پس موضوع چیست؟

اوپتا تاکید دارد پپ گواردیولا در برد شنبه مقابل وستهم به پیروزی دویستم خود در 273 بازی به عنوان مربی سیتی دست یافته. این کمترین تعداد بازی در تاریخ انگلیس است برای این که یک مربی به 200 برد برسد. برای همین اوپتا به گواردیولا تبریک گفته. پاسخ سیتی اما این بوده که این دستاورد در برد جام حذفی مقابل سوانزی به دست آمده. آمار سیتی شامل سه پیروزی در ضربات پنالتی در رقابت‌های مختلف نیز می‌شود.

آنها همچنین با اعلام اوپتا مبنی بر اینکه بازی سوانزی پانزدهمین برد متوالی سیتی را رقم زده و رکوردشکن بوده، مخالف هستند. باشگاه ادعا می‌کند این رکورد در فصل 2018-2017 شکسته شد وقتی سیتی در فاصله شهریور تا آذر 20 پیروزی پیاپی به دست آورد.

یک مشکل. دوازدهمین بازی سیتی در این لیست، تساوی بدون گل با ولورهمپتون در جام اتحادیه بود که به پیروزی 4 بر یک در ضربات پنالتی انجامید. اوپتا شمارش را متوقف کرده چون در پایان وقت قانونی بازی مساوی شده اما سیتی نظر دیگری دارد و می‌گوید «آمارگیرها و قانونگذاران قهار» نظرش را تایید می کنند.

واقعا؟ چه کسی؟ چون در هر کتاب فوتبالی در هر کتابخانه ای نوشته مسابقه ای که به ضربات پنالتی کشیده می‌شود، مساوی شده. هرگز برد در ضربات پنالتی از نظر آماری برد محسوب نمی شود. این بازی مساوی شده و بنا بر مصالح و اینکه باید نتیجه اش مشخص شود، ضربات پنالتی تعیین‌کننده است.

اینکه بحث کجا به پایان می‌رسد، خدا می داند اما سیتی آنقدر احساس قدرت می کرد که وارد مباحثه با اوپتا شود. خیلی از هواداران از سیتی حمایت می کنند.

آن وقت فینال جام جهانی 1994 چه می‌شود؟ اگر مساوی بود، چرا برزیل جام گرفت؟ چه کسی جرات می‌کند بگوید سر الکس فرگوسن فقط یک بار قهرمان لیگ قهرمانان شد و پیروزی در ضربات پنالتی برابر چلسی در سال 2008 مساوی بوده؟

این یک سوءتفاهم عمدی از کارکرد فوتبال است. یک برنده داریم و یک نتیجه. برنده به خاطر ضرورت است مثل اینکه تورنمنت باید ادامه داشته باشد یا یک تیم باید جام را ببرد. اما نتیجه با سوت پایان مشخص می‌شود. این به مصلحت و مقتضی است، دیگر بازی فوتبال نیست، ابزار تعیین اتفاق بعدی است. راه های دیگری هم بوده.

خب، آیا ایتالیا بازی نیمه‌نهایی جام ملت های اروپا در سال 1968 برابر شوروی را برده؟ با استدلال منچسترسیتی، بله. بازی در ناپل بدون گل مساوی شد و تورنمنت آن موقع آنقدر کوچک بود که چهار تیم در آن حضور داشتند و برنامه اش خیلی فشرده دنبال می شد، زمانی برای بازی تکراری نبود. جاکینتو فاکتی، کاپیتان ایتالیا در مسیر تونل به سمت رختکن با همتایش در شوروی و دو مسئول اجرایی و داور آلمانی حضور داشتند، شیر یا خط کردند، فاکتی برنده شد. 70 هزار نفر در استادیوم منتظر برنده بودند و حضور همراه با خوشحالی فاکتی آن را مشخص کرد.

این هم پیروزی است؟ ایتالیا آن بازی را برد، باید برنده می شد، صعود کردند و صعود بردن است بدون اینکه شرایطش اهمیتی داشته باشد.

لیورپول هم در بازی یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاه‌های اروپا در فصل 1965-1964 برابر کلن همینطور برنده شد. دو تیم رفت و برگشت بدون گل مساوی شدند. بازی تکراری در روتردام هم 2 بر 2 شد. وقت اضافه هم برنده را تعیین نکرد، باز هم سکه.

ران ییتز کاپیتان لیورپول خودش را زودتر به «روبر شو»، داور بلژیکی در دایره وسط زمین رساند و گفت لیورپول خط می خواهد. سکه در قسمتی از چمن کنده شده افتاد، شیر بود. ییتز هوشمندانه خواست تکرار شود. ییتز با یادآوری آن خاطره می‌گوید:«داور گفت حق با شما است، آقای ییتز. فکر می‌کردم ولفگانگ اوورات، کاپیتان آنها او را می زند چون او گفته بود شیر. داور دوباره انداخت و این بار خط آمد.»

بنابراین شاید آن بازی را لیورپول برده باشد اما آیا واقعا تیمی که در مرحله بعد مغلوب اینترمیلان شد، نتیجه را به نفع خود کرده یا اینکه تورنمنت دیگر بعد از 300 دقیقه فوتبال وقتی نداشت و باید برنده را مشخص می کرد تا مسابقات ادامه یابد. اینتر سوم مارس به نیمه‌نهایی رفت و لیورپول 21 روز بعد.

فوتبال پر از این داستان ها است و برای همین است که متخصصان آمار بین بازی و پیامدهای مصنوعی آن تفاوت قائل می شوند. در سال 1954، اسپانیا و ترکیه در یک گروه دو تیمی در مقدماتی صعود به جام جهانی سوییس قرار داشتند. اسپانیا در مادرید 4 بر یک برنده شد و ترکیه در استانبول با یک گل به پیروزی رسید. آن موقع قانون مجموع بازی رفت و برگشت نبود و هر دو دو امتیازی شدند. بازی پلی‌آف در رم 2 بر 2 مساوی شد. بعد تصمیم گرفتند لوییجی فرانکو جما، یک پسربچه 14 ساله که پدرش در استادیوم کار می کرد و چون نابینا بود، قاضی عادلی محسوب می شد، فراخوانده شد تا قرعه بکشد و ترکیه اینطور صعود کرد.

این پیروزی است؟ چیزی که با انتخاب یک پسربچه 14 ساله نابینا از یک کشور بی طرف به دست آید، واقعا پیروزی است؟

حالا چرا اینقدر سرسختی؟ کسی نمی خواهد رکوردها را از منچسترسیتی بگیرد. گواردیولا به اینجا رسیده، نرسیده؟ روند پیروزی ها ادامه دارد و به قول اوپتا با پیروزی 4 بر یک برابر ولورهمپتون به 201 عدد رسیده، درست است؟ چه بهتر که بدون جنجال آن را بپذیرند. چرا اصرار دارند حرف خودشان را ثابت کنند؟

مسابقه مسابقه است و ضربات پنالتی ضربات پنالتی. رکورد چیزی است که جای بحث ندارد البته اگر به درستی به دست آمده باشد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.