جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

آیا وارد عصر هالند-امباپه می‌شویم؟

نه! نیرد مسی و رونالدو تکرار نمی شود

نه! نیرد مسی و رونالدو تکرار نمی شود
جاناتان ویلسون
جاناتان ویلسون

خورشید دارد آرام‌آرام غروب می‌کند. این که کریستیانو رونالدو و لیونل مسی بازیکنان سابق نیستند خبر جدیدی نیست، ولی هر ماه که می‌گذرد، به نظر می‌رسد که خداحافظی طولانی و آرام آنها شکل جدیدی به خود می‌گیرد. بارسلونا با تساوی یک بر یک مقابل پاری سن ژرمن از لیگ قهرمانان کنار رفت. یوونتوس هم در همین مرحله یک‌هشتم نهایی برابر پورتو حذف شد. به این ترتیب برای اولین بار در 16 سال گذشته، مسی و رونالدو در مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان حضور ندارند. تا پیش از فصل گذشته، از فصل 05-2004، دست کم یکی از این دو نفر به مرحله نیمه‌نهایی این مسابقات رسیده بود.

این وسوسه وجود دارد که حالا که آنها از لیگ قهرمانان کنار رفته‌اند، بلافاصله به سراغ کیلیان امباپه از پی‌اس‌جی و ارلینگ هالند از دورتموند برویم و آنها را جانشینان این دو بدانیم. هالند 20 ساله است و پدیده. او سریع و قدرتمند است، و وقتی که به سمت مدافعان می‌دود، چنان وحشتی به دلشان می‌اندازد که از دوران رونالدو برزیلی بی‌سابقه بوده است. او 20 گل در لیگ قهرمانان زده، آن هم تنها در 14 مسابقه. برای کریستیانو رونالدو 56 بازی، و برای مسی 40 دیدار طول کشید تا به این آمار برسند. البته این مقایسه کاملا منصفانه‌ای نیست چون مسی و رونالدو در ابتدای دوران بازی‌شان بال بودند و در زمانه‌ای بازی می‌کردند که بازیکنان حاضر در کنار زمین کمتر گل می‌زدند. با این حال، آمار هالند باورنکردنی است.

امباپه 22 سال دارد و چهره‌ کلیدی بازی رفت با بارسلونا بود. او در آن مسابقه هت‌تریک کرد، ولی در بازی برگشت شب آرام‌تری را پشت سر گذاشت، و البته یک پنالتی را هم گل کرد. سرعت، حرکت پا به توپ و قابلیت گل‌زنی به شیوه‌های گوناگون در او خارق‌العاده است. او جوان‌ترین بازیکنی است که به آمار 25 گل در لیگ قهرمانان رسیده است.

شاید یک دهه آینده را این دو نفر رقم بزنند، و تا حدی مانند مسی و رونالدو شوند که حاکم فوتبال بودند. هالند و امباپه بی‌تردید پتانسیل این را دارند. اما دورانی که دارد به سر می‌رسد طبیعی نبوده است. اتفاق مشابهی در دهه‌های پیش از آن رخ نداده بود. افراد بسیاری هستند که می‌گویند مسی یا رونالدو بهترین بازیکن تاریخ هستند. تردیدی نیست که اگر 10 بازیکن برتر تاریخ انتخاب شوند، این دو هم جزوشان خواهند بود.

این که ما عادت کرده‌ایم که دو ستاره را ببینیم که هم‌زمان با هم تا این حد می‌درخشند و پا به پای هم جلو می‌روند، به این معنا نیست که این اتفاق در آینده دوباره خواهد افتاد. مساله فقط این نیست که این دو نفر در یک زمان بازی می‌کردند. پس از آن که رونالدو در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان 2008 بر مسی غلبه کرد و مسی در فینال لیگ قهرمانان 2009 رونالدو را برد، آنها 9 سال را در یک لیگ گذراندند و بارها و بارها در یکی از بزرگ‌ترین دیدارهای کلاسیک دنیا جلوی هم به میدان رفتند.

شاید شش سال پیش، ال‌کلاسیکو به معنای اوج قله فوتبال بود. از یک سو بارسلونا با مالکیت توپ جمعی و مسی حضور داشت، و از سوی دیگر، مادرید با درخشش انفرادی بازیکنانش، و رونالدو. این دو باشگاه معنای خاصی داشتند، و از همه جهات ممکن متضاد هم بودند. آنها واقعا از هم متنفر بودند، و مسی و رونالدو از این موضوع الهام می‌گرفتند تا به جاهای بالاتر برسند.

با این حال یک پارادوکس وجود دارد. دوره این دو بازیکن بزرگ هم‌زمان با دورانی بود که فوتبال پیچیده‌تر از همیشه دنبال می‌شد. مسی در بهترین فرم خود بود و دو تا از چهار قهرمانی‌اش در لیگ قهرمانان را زیر نظر پپ گواردیولا به دست آورد، که سیستم مالکیت توپ او نیاز به بازی پرفشار تیمی داشت. در سمت دیگر، رئال مادرید برای رونالدو تلاش می‌کرد تا او به صورت انفرادی بدرخشد. شاید به همین دلیل است که او در جاهای دیگر به جز لالیگا، نتوانست آن‌قدرها موفق باشد، اما در رئال، خط میانی متشکل از کاسمیرو، تونی کروس و لوکا مودریچ، و البته ازخودگذشتگی کریم بنزما باعث شده بود او بتواند به درخشش انفرادی برسد.

یک کلیشه این است که فوتبال بازی ساده‌ای است. اما نه، این‌طور نیست. این فصل فشرده برگزار می‌شود و این به این معنا بوده که برای مربیانی که طرفدار بازی مبتنی بر پرس هستند، محال بوده که بتوانند مانند قبل، به جزئیات بپردازند. نتیجه این شده که در اوایل فصل، نتایج دیوانه‌واری گرفته شد و بعد از آن، تیم‌ها به‌شدت احتیاط کردند. این الگوها و تعاملات، و سازوکارهایی که باشگاه‌ها مبتنی بر آن به پیش می‌روند، باعث می‌شود بهترین باشگاه‌ها مسیر خود را از باشگاه‌های رده پایین‌تر جدا کنند.

نبوغ مسی باعث شد فلسفه گواردیولا یک عنصر مهم پیدا کند: پیش‌بینی‌ناپذیری. اما چیزی که درباره این دوره آشکار می‌توان گفت این است که در این روزگار، بازاریابی و حضور در شبکه‌های اجتماعی برای باشگاه‌های بزرگ به اندازه حضور در میدان مهم است. به همین دلیل است که مدیران یوونتوس بر این باورند که خرید رونالدو، هرچند از نظر فوتبالی پروژه‌ای شکست‌خورده بوده، اما از نظر آگاه‌سازی مردم نسبت به برند یوونتوس موفقیت‌آمیز بوده است. بی‌تردید مدیران باشگاهی زیادی هستند که حاضرند یک بازیکن بزرگ بخرند و کاری به ساختار تیم نداشته باشند.

به این دلیل باید در برابر این سوال که آیا وارد دوران حاکمیت هالند-امباپه می‌شویم مقاومت کرد (و البته از سوی دیگر، این کار باعث می‌شود کمی در قبال روبرت لواندوفسکی، محمد صلاح، کوین د‌بروین و شاید حتی نیمار کم‌لطفی کرده باشیم). این دو نفر بازیکنان فوق‌العاده‌ای هستند، اما اگر احتمال مصدومیت یا عدم آمادگی را کنار بگذاریم، بزرگ‌ترین موفقیت‌ها در فوتبال مدرن بر پایه ساختار به دست می‌آید.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.