پنج شنبه ۳ مهر ۱۳۹۹

اینستاگرام نه جای استعفاست نه تهدید

اینستاگرام نه جای استعفاست نه تهدید
محمد قرگوزلو دبیر صفحه پرسپولیس

قبل از این یکی دوبار تمام طرفداران تیم‌های دیگر به هواداران پرسپولیس غبطه خورده بودند؛ یکی آن روزی که با وجود شکست راه‌آهن در آخرین روز فصل پانزدهم، همه ورزشگاه سرپا برای تیم محبوب‌شان دست زدند و اشک‌های آنها را به‌خاطر قهرمان نشدن با دو تفاضل گل کمتر به دست‌های‌شان پیوند زدند، یک‌بار دیگر هم وقتی تیم از نفس‌افتاده و نیمه‌جان برانکو برای گرفتن مدال نایب‌قهرمانی آسیا حتی جان بالا رفتن از پله‌های ورزشگاه آزادی را نداشت اما با تشویق همه‌جانبه و حمایت خالصانه هوادارانش به این واقعیت پی برد که با آن همه تنگنا و محدودیت، مدال نقره آسیا هم یک دنیا می‌ارزد.

هواداران پرسپولیس خالق چنین صحنه‌های نابی در تاریخ باشگاه‌شان بوده‌اند؛ آن هم در روزگاری که مرزهای بی‌اخلاقی در حال بلعیدن تمام دنیاست و جهان اول و سوم هم نمی‌شناسد. این افت فرهنگی البته که طی سال‌های اخیر در فوتبال ما و مقوله هواداری بسیار پررنگ بوده اما آنچه هواداران پرسپولیس در آن دو روز مهم رقم زدند به‌عنوان برگی طلایی و دو نقطه برجسته در تاریخ هواداری فوتبال ایران باقی خواهد ماند و تا ابد از آن به نیکی یاد خواهد شد.

اینها نشانه‌هایی از بیداری هواداران و رشد فرهنگی آنها در مقوله حمایت از تیمی است که با همان رفتار پا گرفت و برگشت به جایگاه واقعی‌اش؛ تیمی مقتدر و همه چیز تمام که همه جام‌ها را می‌برد و آنقدر توقعات را بالا برده که در دوقدمی کسب یک جام دیگر در فصلی فشرده و خسته‌کننده وقتی شکست می‌خورد همه دوستدارانش تا چند روز دنبال دلیل و عوامل اصلی شکست می‌روند و دنبال نخ و سوزن برای دوختن زمین و زمان به هم نیستند.

این وضعیت فعلی بخش عمده‌ای از جامعه هواداری پرسپولیس است و به‌نظر می‌رسد خوشبختانه با جهشی خیره‌کننده تعداد این قبیل هواداران در حال تکثیر شدن است. اینطوری می‌شود که وقتی یحیی گل‌محمدی بعد از شکست در دربی مرامی شبیه غالب مربیان شکست‌خورده فوتبال ایرانی می‌گیرد و دوست دارد زمین و زمان را به هم بدوزد، از سوی هوادار پرسپولیس کامنت مثبت نمی‌گیرد و برعکس بیشتر دوستداران تیمش توجیهات او را غیرمنطقی خوانده و عملش را تقبیح می‌کنند.

کاری نداریم به اینکه حرف‌های یحیی در نشست خبری بعد از بازی یا پست اینستاگرامی‌اش پس از شکست دربی چقدر درست بوده و چقدر نادرست، اما سومین نقطه طلایی هواداران پرسپولیس همین‌جا با همین واکنش‌ها رقم خورده است. حالا یحیی گل‌محمدی به این واقعیت پی برده که هدایت تیم بزرگی مثل پرسپولیس چه تفاوت‌هایی با ذوب‌آهن و شهرخودرو دارد و چه عواملی او را ماندگار خواهند کرد یا فراری می‌دهند. حالا او احتمالاً به این درک رسیده که اینستاگرام نه جایی برای ردیف کردن بهانه‌های شکست است، نه جایی برای تاختن به مدیران باشگاهش.

مورد دوم حتماً او را شبیه مربیان تیم رقیب می‌کند که رفتار و واکنش‌های‌شان به اتفاقات بد باشگاه خودی بیشتر شبیه نمایش بوده و دیگر احساسات هواداران سینه‌چاک‌شان را قلقلک هم نمی‌دهد؛ مربیانی که با اطوارهای لوس خود ماندن و ادامه دادن در یک مسیر را بلد نیستند و حتی واژه استعفا را هم لوث کرده‌اند. مورد اول هم از یحیی چیزی نزدیک به برخی همکارانش در فوتبال ایران خواهد ساخت که بعد از شکست بیشتر از اینکه درباره اشتباهات و گاف‌های خود بگویند یا سکوت کنند و از دلایل منطقی شکست حرف بزنند، به زمین کج و سوت ناسوت داور گله می‌کنند و قصد جهت دادن به افکار عمومی را دارند که این یکی اصلاً با منش یحیی و تیمش جور درنمی‌آید.

شاید بهتر بود یحیی به حرف‌هایش در نشست خبری بعد از بازی اکتفا می‌کرد و اینقدر روی عوامل بیرونی برای پیروز کردن استقلال تأکید نمی‌کرد. ای کاش او به این اشاره می‌کرد که تیمش 90 دقیقه بازی روانی ارائه داده و تنها اسیر برخی اشتباهات فردی و کوچک شده، ضمن اینکه باختن در ضربات پنالتی این همه سر و صدا ندارد.

یحیی باید بداند فضای اینستاگرام نه جای جهت دادن به افکار هواداران است، نه بیرون ریختن ناکارآمدی‌های باشگاه، چون همه اینها از او یک مربی غیرحرفه‌ای می‌سازد. او حق دارد برای اتفاقات مسابقه و البته آینده تیمش نگران باشد، اما نوع ابراز این نگرانی است که از او یک مربی حرفه‌ای یا آماتور خواهد ساخت.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.