یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰

بی‌خانمانی پس از ترکمنچای بلژیک

سئول، ساختمان بی‌دفاع

سئول، ساختمان بی‌دفاع
سام ستارزاده
سام ستارزاده خبرنگار

ایران ورزشی: سه هفته دیگر، دومین سالگرد عقد قرارداد سرمربیگری مارک ویلموتس با تیم ملی فرا می‌رسد اما پس‌لرزه‌های این قرارداد همچنان آتش بر فوتبال ایران می‌دواند. بی‌خانمان شدن فدراسیون فوتبال ایران با واگذاری سند ساختمان سئول به شرکت شستا که حاصل استقراض برای تنها یک قسط دست‌مزد چهره سکاندار سابق تیم‌ ملی بود، تنها گواه این نیست که چنین قراردادی را می‌توان بدون هیچ اغراقی «ترکمنچای بلژیک» نامید بلکه یک شرمساری بزرگ است برای تمام افرادی که در چند سال اخیر حتی یک روز در این ساختمان صاحب صندلی بوده‌اند.

معتبرترین نهاد فوتبالی کشور در هیچ بازه زمانی مانند امروز نسبت به یک بدهی ساده ۲ میلیون یورویی آسیب‌پذیر نبوده. این در حالی است که عربستان که رقیب مستقیم ما در لیگ قهرمانان آسیای فصل جاری است، با پیشنهادات اغوا کننده به ستارگانی نظیر سرخیو آگوئرو و میرالم پیانیچ، هم در تلاش برای گشودن پای آنان به لیگ پادشاهی سعودی است و هم نام خود را در جهان فوتبال بر سر زبان‌ها انداخته. هنگامی که از این زاویه به عمق فاجعه‌ای که گریبان فوتبال کشور ما را گرفته نگاه بیندازیم، متوجه می‌شویم که کلیدواژه‌هایی نظیر «ویلموتس»، «یورو»، «نیروی خارجی‌» و نظیر این‌ها، تنها مسأله این روزهای فدراسیون را ساده‌تر از واقعیت خود جلوه می‌دهند و چشم ما را بر ریشه این فجایع می‌بندند. هر مدیری در چنین شرایطی می‌تواند انتقال سند ساختمان فدراسیون به شستا را محصول سوءمدیریت‌های صاحب‌منصبان پیشین بخواند اما کسی به خلأ ایده برای درآمدزایی در چنین فدراسیونی اشاره نمی‌کند. درآمدزایی ۱۰ میلیون یورویی، یکی از وعده‌های انتخاباتی شهاب‌الدین عزیزی خادم نیز بوده که برای دستیابی به آن، بازارهای دیجیتال را برای تقویت برند فدراسیون مورد هدف قرار داده بود. تحقق این درآمدزایی، مهم‌ترین مأموریت عزیزی خادم برای نجات اقتصاد فوتبال ایران است. این وعده باید به‌جای واژه‌های پرطمطراقی که از رئیس جدید فدراسیون نقل می‌شود، در عمل تحقق یابد. اپلیکیشن‌های هواداری و دیجیتال مارکتینگ نیز تنها راه‌های انجام این مأموریت نیستند. فوتبال ایران با پشتوانه میلیون‌ها هوادار عشق، نباید به سطحی از ورشکستگی اقتصادی دچار گردد که ساختمانش را فدای یک قسط دستمزد مربی نه‌چندان محبوب سابقش کند. حق پخشی که می‌توانست به فوتبال برسد و از فوتبال ستوده ‌شد، پیکر فوتبال‌مان را روز به روز نحیف‌تر کرد. منابع درآمدی نظیر تبلیغات محیطی و اسپانسرینگ شفافیت لازم را ندارند و مشخص نیست چه رقمی را نصیب نهادهای فوتبالی کشور می‌کنند. آنچه در رسانه‌ها دیده می‌شود، یک دعوای حقوقی است؛ ولی ریشه این جدل نازیبنده، همین عدم شفافیت و عدم خلافیت است که در ساختمان فدراسیون به چشم می‌خورد. خرج کردن هزینه در شرایط مطلوب، نیازی به مدیر حاذق ندارد. اگر کادر فعلی فدراسیون در درآمدزایی که وعده آن را داده توانا نباشد، ترکمنچای بلژیک، آخرین ترکمنچای فوتبال ایران نخواهد بود. مسیر فوتبال ایران روشن است؛ فدراسیون فوتبال، به‌‌ویژه با اساسنامه اصلاح شده‌اش، دیگر نمی‌تواند به دریافت بودجه از منابع مشخص دولتی اتکا کند و بدون خلاقیت اقتصادی از عهده مخارج سنگین پیش رو برآید یا دست به دامان کمک‌ها و پروژه‌های جهانی فیفا برای پر کردن خزانه خود باشد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.