شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰

رویه دیگر مدیریت آلمانی

سقوط آزاد شالکه

سقوط آزاد شالکه

حالا که برای سومین سال پیاپی یک آلمانی فاتح لیگ قهرمانان شده همه از هوش و تدبیر اهالی فوتبال این کشور می‌گویند اما شاید بد نباشد مروری بر سقوط شالکه بزرگ بیندازیم تا متوجه شویم آلمانی‌ها هم اشتباه می‌کنند. این مطلب خلاصه چیزی‌ است که پیشتر در سایت دانشجویان فوتبال منتشر شده

ایران ورزشی : حالا که برای سومین سال پیاپی یک آلمانی فاتح لیگ قهرمانان شده همه از هوش و تدبیر اهالی فوتبال این کشور می‌گویند اما شاید بد نباشد مروری بر سقوط شالکه بزرگ بیندازیم تا متوجه شویم آلمانی‌ها هم اشتباه می‌کنند. این مطلب خلاصه چیزی‌ است که پیشتر در سایت دانشجویان فوتبال منتشر شده:
در ۲۱ فوریه ۲۰۱۶، شالکه کریستین هایدل را به عنوان مدیر ورزشی جدید استخدام کرد. کریستین هایدل همانی بود که مربی بزرگی مانند توماس توخل در کنار او بزرگ شد؛ او بود که در سال ۱۹۹۲ مدیر ورزشی ماینس شد و کمک کرد تا این تیم در فوتبال آلمان قد علم کند و این او بود که مدیران ماینس را در سال ۲۰۰۱ متقاعد کرد که بازیکن ۳۴ ساله تیم به نام یورگن کلوپ را به سمت سرمربی برگزینند. هایدل رؤیاهای بزرگی برای شالکه داشت و با نایب قهرمانی فصل ۱۸-۲۰۱۷ به نظر می‌رسید که همه چیز خوب پیش می‌رود. آن فصل هم هایدل به سیاق همیشگی خود با مربی ۳۳ ساله ایتالیایی‌الاصلی به نام دومینیک تدسکو کار کرده بود. نایب قهرمانی تیم تدسکو به همراه توفیق چشمگیر هوفنهایم با مربی ۲۸ ساله‌ای به نام ناگلزمن فوتبال آلمان را به سمت استفاده از مربیانی همسن بازیکنان سوق داد و معمار این تفکر بی‌شک کسی نبود جز هایدل.
تدسکو در ماه مارس ۲۰۱۹ پس از شکست ۷-صفر به منچستر‌سیتی در یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان اخراج شد و به اسپارتاک مسکو پیوست. البته به‌رغم موفقیت سال قبلش، تدسکو به دلیل گرفتن کاپیتانی از بندیکت هوودس، مدافع کهنه‌کار آلمانی مورد غضب هواداران شالکه قرار گرفته بود. هوودس همانی بود که در فینال ۲۰۱۴ ماراکانا در دقایق پایانی نیمه اول تیرک دروازه رومرو را با ضربه سری زیبا به لرزه در‌آورده بود و اگر بخت کمی با او یار می‌بود، اینک اسم او به عنوان یکی از گلزنان فینال جام جهانی در تاریخ جاودانه شده بود. هوودس که دلخور شده بود، در واکنش به این تصمیم تدسکو با قهر شالکه را ترک کرد و به یوونتوس پیوست و در آنجا یک نیمکت‌نشین محض شد اما پس از رفتن هوودس که از معدود ستاره‌های باقیمانده در شالکه بود، هواداران دیگر تدسکو را نبخشیدند. حقیقت این است که شالکه به عنوان یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید استعداد در آلمان در این سال‌ها ستاره‌های زیادی را از دست داده بود؛ مانوئل نویر، لروی سانه، مسوت اوزیل، جولیان دراکسلر و حالا هم بندیکت هوودس.
هایدل مارکوس وینزیرل را که به تازگی آگسبورگ را به لیگ اروپا برده بود به عنوان سرمربی جدید تیم انتخاب کرد. وینزیرل مربی‌ای بی‌خاصیت و خنثی بود و کار خود را در شالکه با مقام دهمی، قبل از اخراج در تابستان به پایان رساند اما دلیل اصلی سقوط شالکه نه وینزیرل، که اشتباهات سریالی هایدل در پشت صحنه بود.
فروش بازیکنان بزرگ سودی ۱۵۰ میلیون پوندی را بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ نصیب باشگاه کرد؛ سیاست هایدل اما خرید ستاره‌های گران با این پول بود؛ برخلاف همتایش اسون میشلینتات در تیم رقیب (دورتموند) که بازیکن‌ها را ارزان می‌خرید و به قیمت گزاف به بایرن و تیم‌های دیگر اروپا می‌فروخت. میشلینتات لواندوفسکی را با تنها یک میلیون پوند از لخ پزنان خرید و در ادامه نیز با خرید بازیکنانی مثل کریستین پولیسیچ، عثمان دمبله و یا جیدون سانچو سود سرشاری نصیب دورتموند همسایه بغل‌دستی آنها در روهر کرد. سودای هایدل اما تبدیل شدن به یک باشگاه بین‌المللی مثل بایرن بود و از نظرش دورتموند همچنان باشگاهی محلی به شمار می‌رفت. هایدل رقم مشابهی را برای بازیکنانی خرج کرد که خلأ آن ستاره‌ها را پر نکردند.
هایدل حدود ۱۲۰ میلیون یورو خرج خرید بریل امبولو، سباستین رودی و نبیل بن طالب کرد و هیچ یک از آنها نتوانستند انتظارات را برآورده کنند.
سر الکس فرگوسن توصیه جالبی به مدیران ورزشی دارد؛ می‌گوید همیشه حواستان به این باشد که موعد اتمام قرارداد بازیکن‌های خوب تیمتان همزمان نباشد. چیزی که هایدل مدام نادیده می‌گرفت.
به عنوان مثال، لئون گورتزکا بازیکن استثنایی شالکه که در جام کنفدراسیون‌ها و جام جهانی جوانان درخشید، به صورت آزاد و بدون دریافت مبلغ انتقال به بایرن پیوست. انتقال جوئل ماتیپ به لیورپول هم به همین صورت اتفاق افتاد. مسئولانِ دیگر باشگاه نیز اهمیتی به گردش مالی و جایگزینی‌های ناموفق‌شان ندادند. آنها با پیروی از مدیرانی مثل پرز و لاپورتا معتقد بودند که برای پول درآوردن باید پول خرج کرد، بدون آنکه اقدامی جهت برند‌سازی و محبوب‌تر کردن باشگاه بکنند. به همین دلیل بود که سیاست آلمانی جدی باشگاه مبتنی بر حفظ مدیران و مربیان، جایش را به یک سیاست بی در و پیکر چرخشی داد، تا جایی که در سال ۲۰۲۰، نیکمت تیم چهار مربی مختلف را به خود دید.
آنها در سال ۲۰۱۹ تنها ۱۰۰ میلیون یورو برای به‌روزرسانی مرکز آموزشی باشگاه هزینه کردند و در ادامه این سیاست‌ها هایدل را نیز زیر پای خود خرد کرده و مارتین واگنر را به سمت مدیر ورزشی برگزیدند. بررسی‌های مالی نشان می‌داد که در پایان سال ۲۰۱۹ شالکه ۲۰۰ میلیون یورو بدهی بالا آورده بود. آنها پر از چاله چوله بودند اما امید داشتند که با نمایش‌های درخشان و همچنین افزایش اعتبارات بانکی بدهی‌های خود را سر و سامان دهند.
با آمدن مدیر جدید، دیوید واگنر، که خود بازیکن سابق باشگاه بود اوضاع تیم بهتر شد و آنها تا دسامبر ۲۰۱۹ تا رده سوم جدول لیگ بالا آمدند اما ناگهان دنیا و به تبع آن شالکه نابود شد. شیوع COVID-19 میخ آخر را بر تابوت شالکه کوبید. همه‌گیری کرونا تعادل مالی بازار فوتبال را به هم زد؛ تیم‌هایی که نقدینگی داشتند به مرز ورشکستگی کشیده شدند، شالکه اما حتی چتر حمایتی برای بازپرداخت بدهی‌های انبوه خود را نداشت. بدهی‌هایی که از قبل وجود داشتند، حالا از کنترل خارج شده بودند. شالکه مثل تمام تیم‌های دیگر بوندس‌لیگا که درآمد چندانی از حق پخش تلویزیونی ندارند، روی فروش بلیت‌های استادیوم ۷۰ هزار نفری خود حساب باز کرده بود. وقتی هواداران به واسطه تعطیلی ورزشگاه‌ها شروع به پس دادنِ بلیت‌های فصلی خود کردند، به آنها گفته شد که پول فقط به طرفدارانی پرداخت می‌شود که بتوانند ثابت کنند که معلولیتی دارند یا به پول محتاجند!
در پایان سال ۲۰۲۰ همه چیز در داخل و خارج از زمین ناگوار به نظر می‌رسید. شالکه باید به هر قیمتی برنده می‌شد اما آنها هیچ پولی برای پیشرفت تیم نداشتند. خرید بازیکنان با‌کیفیت نیز از این قاعده مستثنی نبود و نهایت امید آنها به بازیکنی مثل شکودران موستافی بود.
واگنر نمی‌توانست معجزه کند. مربی، مانوئل باوم هم دستش خالی بود. کریستین گروس جایگزین او شد که او نیز کاری از پیش نبرد. تا رسیدن دیمیتریوس گراموزیس در ماه مارس هم دیگر خیلی دیر شده بود. شالکه در قعر جدول بوندس‌لیگا قرار داشت و منتظر سقوط ناگزیر خود بود. نبود یک ساختار درست مدیریتی جهت حل و فصل بحران همه‌گیری کرونا آخرین ضربه مهلک را هم بر پیکر نحیف شالکه زد و سقوط تیمی که در سال ۲۰۱۴ فوربز آن را چهاردهمین باشگاه ارزشمند دنیا نامید – با تنها دو پیروزی، هفت تساوی و ۲۱ باخت، با شکست یک بر صفر مقابل آرمینیا بیله‌فلد قطعی شد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.