پنج شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰

ولیعهد کویت که کبوتر را به من و کاپیتان عراق داد بعداً توسط بعثی‌ها کشته شد

محمد پنجعلی: به پروین گفتم نمی‌خواهم مقابل عراق بازی کنم

محمد پنجعلی: به پروین گفتم نمی‌خواهم مقابل عراق بازی کنم
محمد قراگزلو
محمد قراگزلو خبرنگار

جنگ 8 ساله بین دو کشور مهم و نفت‌خیز خاورمیانه کاری کرد تا دو قدرت سنتی فوتبال قاره در غرب برای مدتی طولانی مصافی مقابل هم نداشته باشند. آخرین بازی تیم ملی مقابل عراق قبل از جنگ، دو سال قبل از انقلاب در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیای 1976 برگزار شد که تیم ایران با دو گل نورایی و روشن برنده و در نهایت قهرمان قاره شد که تاکنون آخرین قهرمانی‌اش بوده است.

به گزارش ایران ورزشی؛جنگ 8 ساله بین دو کشور مهم و نفت‌خیز خاورمیانه کاری کرد تا دو قدرت سنتی فوتبال قاره در غرب برای مدتی طولانی مصافی مقابل هم نداشته باشند. آخرین بازی تیم ملی مقابل عراق قبل از جنگ، دو سال قبل از انقلاب در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیای 1976 برگزار شد که تیم ایران با دو گل نورایی و روشن برنده و در نهایت قهرمان قاره شد که تاکنون آخرین قهرمانی‌اش بوده است. یک سال و نیم بعد از پایان جنگ تحمیلی تیم ملی برای تورنمنتی دوستانه به کویت فراخوانده شد که غیر از میزبان و تیم‌هایی مثل گینه، اوگاندا و یمن جنوبی، تیم ملی عراق هم در آن حضور داشت.
این اولین بازی ایران و عراق بعد از جنگ 8 ساله بود و طبیعتاً جو تیم ملی و مسابقه کاملاً ویژه و عجیب بود. آن روز پرسپولیسی‌های زیادی در ترکیب تیم ملی بودند. از محمدحسن انصاری‌فر گرفته تا نادر محمدخانی، مجتبی محرمی، مرتضی فنونی‌زاده و حتی رضا عابدیان. بازوبند کاپیتانی هم به بازوی یک پرسپولیسی نام آشنا بسته شده بود؛ محمد پنجعلی. مردی که در آستانه بازی حساس فردا مقابل عراق باید از آن بازی خاطره‌انگیز جام صلح و دوستی برایمان بگوید.

آقای پنجعلی شما در آن بازی معروف با عراق در جام صلح و دوستی حضور داشتید. از آن بازی چیزی در خاطرتان مانده؟
بله من کاپیتان بودم و بازی صلح و دوستی بود که همان شروع مسابقه به من و کاپیتان عراق یک کبوتر دادند که هوا کردیم و البته بین‌مان یک جلد قرآن رد و بدل شد. این اولین برخورد فوتبال ایران و عراق بعد از جنگ بود.
با توجه به جنگ هشت ساله جو تیم برای این بازی مساعد بود؟ یعنی راحت رفتید و بازی کردید؟
نه، صددرصد نگران این بازی بودیم چون هنوز یکسری از اسرایمان در عراق بودند و نگران این بودیم که سرنوشت آنها چه می‌شود. این بازی هم به نوعی حکم برنده شدن در جنگ را داشت. آن بازی چنین شرایط ویژه‌ای داشت. بعدها که اسرا از عراق آمدند به ما گفتند همه‌شان در زندان‌ها و اسارتگاه‌های عراق نشسته بودند و این بازی را تماشا می‌کردند. استرس ما برای آن بازی خیلی زیاد بود و در نهایت مساوی شد.
احمد راضی را از آن بازی به خاطر دارم.
بله احمد راضی مهاجم خیلی خوبی بود که همین چند وقت پیش بر اثر کرونا درگذشت.
واقعا؟ خبر نداشتم. خدا رحمتش کند.
راضی شنیشل هم مدافع میانی‌شان بود که تا چند وقت پیش در تیم ملی عراق سرمربی‌شان بود.
من اسم کاپیتان‌شان را نمی‌دانم اما بعداً وقتی برای بازی در تیم منتخب آسیا به قطر رفته بودم او را دیدم. البته او در تیم منتخب نبود اما آنجا حضور داشت.
از بین بازیکنان تیم ملی کسی بود که دوست نداشته باشد مقابل عراق بازی کند؟
واقعیتش به هر حال شرایط تیم زیاد خوب نبود من که خودم با علی آقا صحبت کردم و گفتم نمی‌خواهم بازی کنم. شاید برخی بازیکنان دیگر هم چنین حسی داشتند اما خب خیلی‌ها ناراحت بودند و می‌گفتند آخر این چه بازی است و چرا باید بازی کنیم؟ یادم می‌آید سفیر ایران در کویت تماس گرفت و گوشی را دادند به من صحبت کردم. ایشان گفت دستور از تهران است که بازی کنید.
اما حتماً جو خوبی در تیم ملی برای این بازی وجود نداشته.
بله، همه ناراحت بودند چون آنها متجاوز به خاک‌مان بودند و کلی صدمه مالی و جانی به سرزمی‌مان زدند و طبیعی بود که ناراحت باشیم. روزی نبود که چندین شهید نیاید در این مملکت اما خب بعداً صلح شد.
شما خودتان جبهه هم رفته بودید و حس متفاوتی داشتید نسبت به این بازی.
خب بله، ما به تناوب که بازی‌ها تعطیل می‌شد می‌رفتیم و بچه‌ها یک دوری می‌زدند و این برایشان انگیزه می‌شد.
با توجه به جو سنگینی که در بازی وجود داشت شرایط خود بازی از نظر فنی چطور بود؟
بازی خیلی احساسی شده بود و هر دو تیم از باخت می‌ترسیدند. اگر می‌باختیم در آن موقعیت این شکست خیلی بد جلوه می‌کرد و حس خاصی نسبت به بازی داشتیم. آنها هم می‌ترسیدند و به همین خاطر یک طوری بازی را گذراندیم یعنی ریسک نکردیم که حمله کنیم و بعد گل بخوریم و در نهایت بازی مساوی شد.
از آن بازی اتفاق خاص دیگری هم خاطرتان مانده؟
واقعیتش اینکه بدجوری استرس داشتیم ضمن اینکه تماشاگر هم زیاد آمده بود و ایرانی‌های زیادی در ورزشگاه بودند. یادم می‌آید پسر پادشاه کویت یعنی ولیعهدشان همان فردی بود که کبوترها را دست من و کاپیتان عراق داد اما بعد از آن وقتی عراق به کویت حمله کرد اولین نفری بود که با یک گلوله در پیشانی‌اش عراقی‌ها او را کشتند. ایرانی‌هایی که در کویت زندگی می‌کردند بعداً این را به من گفتند.
بگذریم. بازی فردای ایران و عراق را چطور می‌بینید؟
معتقدم تیم ملی خیلی خوبی داریم. خط آتش‌مان که وحشتناک است و دفاع و هافبک‌هایمان هم عالی کار کرده‌اند. بهترین دروازه‌بان آسیا را داریم.
یعنی معتقدید شانس زیادی برای برنده شدن داریم؟
صددرصد. اگر همه چیز طبیعی جلو برود حداقل دو گل از حریف جلو هستیم. خوبی‌اش این است که بازی قبلی حکم تدارکاتی برایمان داشته که خیلی به نفع‌مان بود چون برخلاف بقیه تیم‌ها ما نه اردوی مناسبی داشتیم نه بازی تدارکاتی اما از آنجا که توانایی ما در فوتبال آسیا بالاست و خلاقیت داریم می‌توانیم موفق باشیم.
البته احتمال دارد با یک مساوی هم صعود کنیم.
خدا کند چون حیف است این نسل ما جام جهانی را از دست بدهد.
درباره بازی پرسپولیس و تراکتور در سوپرجام با توجه به مشکلاتی که پرسپولیس با نبودن ملی‌پوشانش دارد چه می‌گویید؟
خدا را شکر ما بازیکن زیاد داریم. بالاخره شرایط ویژه‌ای ایجاد شده و باید به تیم‌هایی که در تیم ملی بازیکن داشتند اجازه ریکاوری بدهند چون شرایط آب و هوایی خیلی تأثیر دارد و حداقل یک هفته طول می‌کشد تا بازیکنان ریکاوری شوند. باید به بازیکنان پرسپولیس استراحت بیشتری می‌دادند چون استخوانبندی تیم ملی را تشکیل داده‌اند.
با این مشکلات فکر می‌کنید می‌توانند فاتح سوپرجام شوند؟
من فکر می‌کنم این جام را بگیرند. تیم ما 25-24 بازیکن خوب دارد که سطح بالایی دارند؛ هر تیمی آرزوی داشتن این بچه‌ها را دارد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.