پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹

سرنوشت جام اکو و نامجو در انتظار "فجر کاپ"

حذف احتمالی تنها تورنمنت وزنه برداری ایران از تقویم جهانی

حذف احتمالی تنها تورنمنت وزنه برداری ایران از تقویم جهانی


رضاعباسپورنگاه ابزاری مسئولان فدراسیون وزنه برداری به تنها تورنمنت رسمی این رشته المپیکی در تقویم مسابقات فدراسیون جهانی (IWF) نمود پیدا کرد و احتمالا به حذف این رقابت بین المللی از تقویم جهانی منتهی می شود. گویا فدراسیون نشین ها با استناد به موضوع کرونا و بهانه ای به نام بی پولی سعی دارند از زیر بار برگزاری این رویداد شانه خالی کنندآنهم رقابتی که در چند سال گذشته باعث مراودات نسبتا موثر بین المللی با مجموعه های تصمیم ساز قاره ای و جهانی وزنه برداری شده بودفدراسیون ایران در حالی در این مسیر قدم بر می دارد که اغلب کشورهای مدعی در رشته وزنه برداری حتی در همین شرایط نابسامان که کرونا در دنیا ایجاد کرده، با استفاده از ابزار و تکنولوژی روز، سعی کردند خلاء موجود را با برگزاری مسابقات آنلاین جبران کنند و بیش از این به وزنه بردارانشان آسیب نرسید.

شاید کسانی که خیلی از پشت پرده ها و حواشی ریزودرشتی که مدت ها است نقل محفل وزنه برداری است خیلی آگاه و مطلع نیستند، از خود می پرسند که مگر چه مورد غیر منطقی و معمولی در تعطیلی احتمالی تورنمنت بین المللی وزنه برداری فجر کاپ ایران بواسطه شیوع ویروس کرونا و بی پولی فدراسیون وجود دارد که باید نسبت به آن باید نقد داشت؟ در ظاهر این شرایط طبیعی است و ممکن است برای هر رشته ای رخ دهد. اما وقتی به سابقه و شرایط برگزاری مسابقات فجر کاپ در سال های قبل،خصوصا سال گذشته در استان گیلان و شهر رشت می اندازیم، متوجه می شویم که نگاه مسئولان فدراسیون وزنه برداری به برگزاری و گنجاندن این تورنمنت در تقویم جهانی در طول 5 دوره ای که این رقابت را به هر ترتیب ممکن میزبانی کرده، نگاهی ابزاری و سلیقه ای بوده است. زیرا اگر بهانه فدراسیون برای تعطیلی و حذف نام جام فجر از تقویم فدراسیون جهانی وزنه برداری، بیماری کرونا یا بی پولی فدراسیون است، به نظر می رسد بهانه خوبی برای تعطیلی و وداع با تنها تورنمنت رسمی وزنه برداری ایران انتخاب نشده استچون سال گذشته در شروع بحران کرونا و اوج بی پولی فدراسیون، ایران میزبان مسابقات فجر کاپ (گزینشی بازی های المپیک توکیو) بود. اصلا در این گزارش کاری به نوع ونحوه برگزاری مسابقات یا سطح کیفی و کمی آن نداریم. بلکه حرف اصلی این است که مسئولان فدراسیون وزنه برداری چطور توانستند سال گذشته به هر روشی متوسل شده و با راضی کردن گیلانی ها برای پنجمین بارپیاپی مجوز میزبانی را از مسئولان جهانی دریافت کنند. آن هم در اوج نبی پولی و در مواجهه با  شیوع ویروس کرونا در کشورمان مخصوصا استان گیلان؟! ولی امروز که دیگر دوره پایانی مدیریتی سیستم فعلی حاکم بر فدراسیون وزنه برداری طی می شود، نه خبری از شور و هیجان برای برگزاری فجر کاپ است و حفظ این تورنمنت معتبر در تقویم بین المللی جهانی، نه هدف و سکویی برای کرسی گرفتن مسئولان وزنه برداری در سیستم بین المللی این رشته ورزشی.

بنابراین شواهد و قراین موجود بیانگر این است که مسئولان وزنه برداری اولا به خاطر وضعیتی که گفتیم تمایلی برای حفظ این جام در تقویم جهانی ندارند. ثانیا بخاطر بدقولی و خلف وعده ای که در سیستم پرداخت جوایز و سازماندهی مسابقات جام فجر در سال های گذشته به کرات دیدیم و شاهدش بودیم، وزنه برداران خوب ودرجه یک داخلی و خارجی با شرایط  مشابه قبلی هیچ علاقه ای به شرکت در تورنمنت فجر کاپ ایران ندارند. همینطور شهرها و استان هایی هم که تاکنون میزبان این مسابقات بودند، به قدری از خلف وعده مسئولان فدراسیون وزنه برداری دلخور و ناراحتند که بعید به نظر می رسد  تمایل داشته باشند دوباره با فدراسیون ایران برای میزبانی همکاری کنند.

مسئولان فدراسیون وزنه برداری برای جام فجر همان مسیری را رفتند که پیش از این برای جام اکو و نامجو رفته بودیم. مسیری گنگ و نامشخص که نهایتا به پایان تاریخ مصرف مسابقات فجر کاپ مثل تورنمنت های قبلی وزنه برداری ایران منجر می شود.تنها راه نجات تورنمت فجر کاپ ایجاد تغییرات اساسی تفکری و مدیریتی در مجموعه وزنه برداری ایران است، همینطور حمایت مجموعه ورزش کشور از این امتیازویژه. در غیر اینصورت همینطوری که مسئولان فدراسیون زمزمه اش را راه انداختند، باید با این جام خداحافظی کرد و آن را نیز به گنجینه خاطرات سپرد.

 

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.