یکشنبه ۴ مهر ۱۴۰۰

از عجله کنعانی برای گرفتن جام تا نجات آن توسط امیری

جشن گلات شهـــر را بهم ریخت!

جشن گلات شهـــر را بهم ریخت!
محمد قراگزلو
محمد قراگزلو خبرنگار

روز بزرگی بود اما ورزشگاه کوچکی را برای میزبانی‌اش برگزیده بودند. البته چاره‌ای هم نبود. نیم ساعت مانده به شروع بازی در بلوار شهدای شهر قدس ازدحام جمعیت به گونه‌ای بود که کلی مأمور نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی و سپاه مقابل ورودی‌های ورزشگاه شهدای شهر قدس حضور داشتند تا همه آنهایی که دوست داشتند در آن شب تاریخی جایی برای خودشان داخل ورزشگاه پیدا کنند را بگیرند. اینطوری بود که حتی ورود خبرنگار و عکاس به ورزشگاه هم کار سختی به نظر می‌رسید.

به گزارش ایران ورزشی؛روز بزرگی بود اما ورزشگاه کوچکی را برای میزبانی‌اش برگزیده بودند. البته چاره‌ای هم نبود. نیم ساعت مانده به شروع بازی در بلوار شهدای شهر قدس ازدحام جمعیت به گونه‌ای بود که کلی مأمور نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی و سپاه مقابل ورودی‌های ورزشگاه شهدای شهر قدس حضور داشتند تا همه آنهایی که دوست داشتند در آن شب تاریخی جایی برای خودشان داخل ورزشگاه پیدا کنند را بگیرند. اینطوری بود که حتی ورود خبرنگار و عکاس به ورزشگاه هم کار سختی به نظر می‌رسید.
جایگاه خبرنگاران کشش آن همه خبرنگاری که برای پوشش این بازی بزرگ آمده بودند را نداشت و تهدید کرونا حتی با دو ماسک می‌توانست ترسناک باشد. صحنه‌های نگران کننده‌تر اما مربوط به وی‌ای پی ورزشگاه شهر قدس و جایگاه ویژه‌ای بود که 300-200 نفر مسئول و غیر مسئول و دوست و فامیل‌شان آنجا نشسته بودند و برخی‌شان کودکانی هم همراه داشتند که ماسک نزده بودند.
کنار زمین هم پر بود از عوامل برگزاری بازی، مأمور در هر لباسی و هر شکلی، بچه‌های همیار هم مسئول آماده کردن سکوی قهرمانی و بند و بساطش بودند، به علاوه کلی آدم دیگر که این سو و آن سو می‌رفتند. سهیل مهدی و بچه‌های سازمان لیگ هم تکاپوی عجیبی داشتند و از زمان ورود تیم‌ها و عبور از مسیری که جام در آن قرار گرفته بود تا لحظه‌ای که مراسم تمام شد، سر جایشان بند نبودند. این را از عرق پیشانی بهمنی روابط عمومی سازمان لیگ قبل از شروع بازی تا بالا و پایین پریدن‌های اسپندوار سهیل مهدی در زمان برگزاری مراسم جشن قهرمانی می‌شد به وضوح فهمید.
بعد از سوت پایان و جشن پررنگ بازیکنان پرسپولیس در جای جای زمین، آنها با سر و صدای زیاد به رختکن رفتند. در رختکن هم غوغایی برپا شد. بازیکنان و مربیان یک به یک به هم تبریک می‌گفتند و همدیگر را در آغوش می‌کشیدند و با عجله لباس مخصوص قهرمانی را به تن می‌کردند. چند دقیقه بعد سیدجلال مثل یک لیدر درباره آنچه بازیکنان باید در مراسم انجام دهند، صحبت کرد. سپس عکس دسته جمعی مخصوص رختکن گرفته شد و برخی بازیکنان مثل مهدی عبدی در جلوی تصویر سلفی انداختند. تعدادی هم پیش آمدند و سرود چمپیونه چمپیونه سر دادند. احمد نوراللهی شروع کرد به تقسیم پرچم‌های پرسپولیس و همهمه در رختکن زیاد بود. عالیشاه داشت به نحوه عکس گرفتن غر می‌زد اما همه چیز بوی قهرمانی می‌داد و هیچ چیز نمی‌توانست آن شب زیبا را خراب کند.
باران شدید و طولانی که در شهر قدس بارید و طوفانی که راه افتاده بود این نگرانی را حین بازی ایجاد کرد که جشن قهرمانی خراب شود و در آن شرایط جوی کار سخت سازمان لیگ و عوامل برای آنچه در نظر دارند در آن ورزشگاه کوچک دشوارتر هم بشود اما اواخر مسابقه دیگر خبری از باران نبود و کم کم همه چیز آماده اختتامیه فصل می‌شد.
استیج قهرمانی و تونل ورودی اعضای تیم قهرمان خیلی سریع سر جایش قرار گرفت اما به خاطر مصاحبه‌هایی که اتفاقاً خیلی هم کوتاه بود، خیلی معطل شدیم تا اسامی خوانده و مدال‌ها و جام اهدا شود. در تونل ورودی خبری از عکس و خبرنگار نبود اما کلی افراد اضافه حضور داشتند که آمده بودند تا با بازیکنان پرسپولیس سلفی بگیرند. بالاخره اسامی خوانده شد و تک تک بازیکنان از حامد لک تا کوچکترین عضو تیم علی خدایی که آرام و قرار نداشت روی استیج رفتند. کیت قهرمانی هم سفید بود با یک طرح پنج چسبیده به جام پشت آن به علاوه پنج جامی که جلوی آن نقش بسته بود و گلات را نشان می‌داد اما مقابل نام اسپانسر کم می‌آورد! واژه گلات هم روی هر دو بازوی این کیت مخصوص قهرمانی دیده می‌شد.
در زمان خواندن اسامی وحید امیری ناگهان به سمت رختکن رفت و لحظاتی بعد از خواندن اسمش و بین آخرین نفرات خودش را به سکو رساند. حسین کنعانی سعی داشت برادر خود را با خودش به روی سکو ببرد که مهدی و عوامل سازمان لیگ جلوی او را گرفتند. ری‌اکشن‌های بازیکنان و مربیان هم جالب بود و بیشتر حرکات کنعانی و عبدی که نمی‌دانستند چطوری خوشحالی‌شان را نشان دهند، بولد می‌شد. لوگو بوسیدن مظاهر رحیم‌پور مربی بدنساز تیم رو به سکوها و خونسردی حمید مطهری در زمان رفتن به روی استیج و البته لایو گرفتن داود فنایی هم جالب به نظر می‌رسید.
لحظه بالا بردن جام هم برای خودش داستانی داشت. گوینده ورزشگاه بعد از اینکه سیدجلال جام را گرفت و جلوی استیج آورد، گفت با شمارش معکوس عدد 5 کاپیتان پرسپولیس جام را بالا خواهد برد و شروع به شمارش کرد. بعد از پایان شمارش او، فشفشفه‌ها و بخشی از کاغذ رنگی‌ها پخش شد اما سیدجلال با چند ثانیه تأخیر جام را بالای سر برد و باز هم برخی بازیکنان خیلی زود جلوی او پریدند تا عکس‌ها را خراب کنند. کنعانی هم خیلی زود از سید خواهش کرد تا جام را بگیرد و اینطوری کاپیتان سرخ‌ها خیلی زود از مرکز استیج فاصله گرفت.
آتشبازی و موزیک‌هایی که زمان جشن چند دقیقه‌ای سرخ‌ها پخش شد فضا را مهیج و تماشایی کرد. و بعدتر ترانه‌های مخصوص پرسپولیس پخش شد و بازیکنان، مربیان و عوامل تیم در گوشه گوشه محوطه مقابل استیج که توسط همیاران و عوامل انتظامی محدود شده بود، دسته دسته مشغول گرفتن عکس با مدال‌های قهرمانی و جام شدند. کم کم همه چیز داشت از کنترل خارج می‌شد. اینطوری بود که برخی بازیکنان مثل نوراللهی و فرجی خیلی سریع به رختکن رفتند و خیلی‌های دیگر مثل عالیشاه و سیدجلال هم غیب شدند. علی شجاعی اما با کتفی که وبال گردنش شده بود یک پرچم بسیار بزرگ پرسپولیس در دست داشت و چندین هوادار را پذیرفت تا با او عکس بگیرند تا اینکه افشین پیروانی آمد و در گوشش چیزی گفت تا شجاعی هم به رختکن برود. مهدی عبدی هم به تقاضای نوجوانی که از او خواسته بود پرچم پرسپولیس را به او بدهد، جواب مثبت داد و خودش پرچم را روی شانه‌های آن نوجوان انداخت و گره زد. پدرش می‌گفت چند سال دیگر کنار خودت بازی می‌کند!
وحید امیری هم جزو آخرین نفراتی بود که از مهلکه گریخت ضمن اینکه جام را هم برداشت و ضمن اینکه فردی او را دوان دوان همراهی می‌کرد به سرعت به سمت رختکن رفت. آن سو‌تر هنوز حمید مطهری، سیامک نعمتی و یکی، دو نفر دیگر از عوامل تیم نزدیک استیج در حال مصاحبه بودند که با بهم ریختن نظم و از بین رفتن آن حلقه انسانی به آنها هم گفته شد به رختکن بروند و مصاحبه‌ها با دعوای عوامل انتظامی و دوربین‌ها نصفه و نیمه ماند. هر چند آن سو‌تر سمیعی و صدری مصاحبه‌های کوتاهی انجام دادند و بالاخره خبرنگارها برخی بازیکنان را گیر آوردند تا جملاتی از آنها بشنوند.
حالا خارج شدن از ورزشگاه شهدای شهر قدس با صدای همهمه و بوق‌های وووزلایی که از اواخر بازی بدون حتی لحظه‌ای قطع شدن به گوش می‌رسید، می‌توانست نگران‌کننده و حتی ترسناک باشد. انگار که جشن تمام شده باشد، هر کس به سویی می‌دوید و تنها مقصد، خروجی کوچک ورزشگاه بود. بچه‌های گارد ویژه خسته روی زمین یا در پارکینگ ولو شده بودند، عوامل اورژانس دنبال شام‌شان بودند و دیگر نظم اهمیتی نداشت.
جلوی خروجی ورزشگاه تونلی از مأموران انتظامی و راهنمایی و رانندگی جمع شده بودند تا هواداران پرتعدادی که اجازه خروج به خودروها نمی‌دادند را مدیریت کنند اما تقریباً هیچ کاری از دست‌شان برنمی‌آمد. ماشین مدیران فدراسیون فوتبال که محاصره می‌شد و برای لحظاتی متوقف می‌ماند اما هواداران به ماشین خبرنگاران و عکاسان هم رحم نمی‌کردند و ضمن کوبیدن به شیشه‌ها و بدنه خودرو‌ها حرکت را بسیار سخت کرده بودند.
در بلوار شهدای شهر قدس زن و بچه و پیر و جوان مشغول شادمانی شده بودند. برخی جشن و پایکوبی به راه انداخته بودند و گروهی دیگر با بدن‌هایی نیمه از خودرو بیرون آمده بدون در نظر گرفتن شلوغی و التهاب شعار می‌دادند و از شوق قهرمانی دوباره فریاد می‌کشیدند. لاین منتهی به ورزشگاه البته ترافیک عجیبی داشت و تقریباً بسته شده بود تا جایی که برخی خودروهای در ترافیک مانده از روی جدول عبور می‌کردند تا خودشان را به لاین خلوت‌تر برسانند اما آنجا هم مسیر چندان هموار نبود.
به هر روی تا میدان شهر قدس این بساط جشن و پایکوبی ادامه داشت تا اینکه به قسمت خلوت‌تر این شهر رسیدیم. ساعت از نیمه شب گذشته بود و به نظر می‌رسید همه مسیر خانه‌های‌شان را در پیش گرفته‌اند اما انگار شهر تازه بیدار شده بود و پرسپولیسی‌ها خواب نداشتند. تازه در جای جای پایتخت جشن خیابانی راه افتاده بود و تصاویرش در فضای مجازی منتشر می‌شد؛ بالاخره گلات است دیگر.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.