شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰

رسول خادم: من آدم اشتباهی این میدانم

رسول خادم: من آدم اشتباهی این میدانم
وحید جعفری
وحید جعفری خبرنگار

هر قهرمان المپیک نه یک، بلکه چندین و چند خاطره از قهرمانی خود در بازی‌های تابستانی دارد، از همین رو و برای جمع‌آوری مهم‌ترین خاطره طلایی‌های ورزش ایران شروع به گفت‌وگو و گردآوری خاطرات قهرمان قهرمانان کردیم، از اولین آنها امامعلی حبیبی و محبوب‌ترینشان، جهان پهلوان غلامرضا تختی تا سوپرستاره این روزهای ورزش کشورمان حسن یزدانی دوست داشتنی.

به گزارش ایران ورزشی؛هر قهرمان المپیک نه یک، بلکه چندین و چند خاطره از قهرمانی خود در بازی‌های تابستانی دارد، از همین رو و برای جمع‌آوری مهم‌ترین خاطره طلایی‌های ورزش ایران شروع به گفت‌وگو و گردآوری خاطرات قهرمان قهرمانان کردیم، از اولین آنها امامعلی حبیبی و محبوب‌ترینشان، جهان پهلوان غلامرضا تختی تا سوپرستاره این روزهای ورزش کشورمان حسن یزدانی دوست داشتنی. در این روزها که منتسب به روزهای کرونایی المپیک است، شما عزیزان هر روز می‌توانید خاطره قهرمانی یکی از قهرمانان المپیک ایران را در همین ستون مطالعه کنید.
واقعیت را بخواهید به پیشنهاد شما فکر کردم اما نه ذهنیتی از آن دوران و مسابقات دارم و نه علاقه‌ای دارم در این موضوع ورود کرده و چیزی بگویم. مدت‌هاست به این نتیجه رسیده‌ام آدم اشتباهی این ماجرا بوده‌ام. برای همین می‌خواهم‌ دور این نفر چندم، از به جا مانده‌های کاروان المپیک را قلم بگیرید و از گفتن خاطره معافش کنید.
درست است، در دنیای امروز قهرمانی المپیک افتخار بزرگی محسوب می‌شود اما احتمالاً من نتوانسته‌ام چنین افتخاری را درک کنم. این روزها پس از گذشت نیم قرن از زندگی‌ام، قهرمانی المپیک را قله‌ای سر به فلک کشیده اما کور می‌بینم که برای ادامه راه هیچ پلکانی ندارد. با قهرمانی المپیک به پایان راهی می‌رسی که نهایت تلاش دوباره‌ات، باز تکرار همان راه و تکرار همان قله خواهد بود. گویی زندگی در این مسیر، در این نقطه متوقف می‌شود و تو اگر نتوانی مسیر دیگری برای زیستن و پویایی بیابی، می‌باید تمامی عمر دلخوش به این فتح قله بنشینی و به احترامات و توجهات دیگران از این بابت دلخوش کنی!
حتماً و قطعاً من لیاقت پیمودن این مسیر را نداشته‌ام که اینگونه در نقطه‌ای آن را به پوچی و بی‌خاصیتی می‌رسانم! اما به نظر من فتح قلل موفقیت در زندگی وقتی مفهومی متعالی دارد که پایه‌ای باشد برای پویایی خود انسان و ایجاد حرکت و امید در زندگی دیگران. حال از هر طریق موجهی که می‌خواهد باشد. احساس می‌کنم شاید از نگاهی، ارزش و کارآیی انسان‌هایی که تا زنده‌اند در زندگی دیگران مؤثر هستند به مراتب بیش از یک انسان فاتح قله و تمام شده است ... قهرمانی المپیک با همه بزرگی‌اش، مرا با نقطه کور تمام شدن و ایستادن و دلخوش کردن به گذشته روبه‌رو می‌کند. گذشته‌ای که اگر افتخار ملی‌اش را به کناری بگذاریم، تنها مجموعه‌ای از زجر و انواع رنج‌هاست. مجموعه‌ای که اگر بخواهی دلخوش به آن مابقی عمرت را سر کنی، چیزی فراتر از یک میراث اجتماعی در موزه‌ها نخواهی بود و تنها بخشی از یک دکوراسیون را در موزه‌های ورزش اشغال خواهی کرد. و من این ایستایی را ارزشمند نمی‌دانم ...
البته گفتم ؛ ایراد به درک من از موضوع و قطعاً عدم شایستگی من در احراز این موفقیت بزرگ است. بهتر است مرا جزو آدم‌های اشتباهی این میدان محاسبه کنید.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.