شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰

یک قدم به عقب برگشتم تا دو قدم به جلو بروم

جهانبخش: اسم داستان من در برایتون «به دنبال حقیقت» بود

جهانبخش: اسم داستان من در برایتون «به دنبال حقیقت» بود
امیر اسدی
امیر اسدی خبرنگار

بعد از سه فصل پر فراز و نشیب در برایتون، سرانجام علیرضا جهانبخش تصمیم به ترک انگلیس گرفت تا به هلند برگردد و این بار برای فاینورد بازی کند.

به گزارش ایران ورزشی؛بعد از سه فصل پر فراز و نشیب در برایتون، سرانجام علیرضا جهانبخش تصمیم به ترک انگلیس گرفت تا به هلند برگردد و این بار برای فاینورد بازی کند. باشگاهی قدیمی و پرافتخار که می‌تواند سکوی پرتاب دوباره‌ای برای ستاره فوتبال ایران باشد. جهانبخش در گفت و گو با ایران‌ورزشی، از برایتون می‌گوید و اتفاق‌هایی که برایش رخ داده. از رفتارهایی که کادر فنی برایتون انجام داده و به قول علیرضا، آدم با دشمنش هم نمی‌کند. او توجیه نمی‌کند اما از دلایل کم بازی کردنش در انگلیس می‌گوید و خط بطلان می‌کشد روی فرضیه‌ای که می‌گفت او به خاطر پول راهی برایتون شده است. همین الان هم وقتی از جهانبخش می‌پرسم اگر به عقب برگردی، آیا برایتون را انتخاب می‌کنی یا نه؟ در جواب می‌گوید حتماً این باشگاه را انتخاب خواهد کرد. او از تیم جدیدش، فاینورد هم صحبت می‌کند و البته تیم ملی ایران که بازی‌های حساسی در مقدماتی جام جهانی 2022 پیش رو دارد.

سه فصل عضو برایتون بودی و خیلی هم تلاش کردی تا به ترکیب اصلی برسی. گاهی اوقات این اتفاق افتاد و خیلی وقت‌ها هم نه. از این دوران بگو که چگونه بر تو گذشت؟
بزرگترین اتفاقی که باعث شد چنین شرایطی را تجربه کنم و مسیر تغییر کند، جابه‌جایی سرمربی بود. کریس هیوتن اعتقاد فراوانی به بازی من داشت و سه سال دنبال جذبم بود. این یک تغییر بزرگ برای من بود اما با خودم گفتم همه جا چنین اتفاقی رخ می‌دهد و من باید خودم را با شرایط جدید وفق بدهم. در این دو سال اخیر همیشه تلاش کردم شرایط را تغییر بدهم. می‌خواستم با حضور مربی جدید، خودم را نشان بدهم. بعضی وقت‌ها حقم بود که بازی کنم اما متأسفانه این اتفاق نمی‌افتاد. زمان‌هایی هم بازی کردم و خوب هم بودم اما باز هم تغییری در تفکرات سرمربی ایجاد نمی‌شد.
چرا همان فصل قبل جدا نشدی تا در یک باشگاه جدید بازی کنی؟
من می‌خواستم فصل قبل را در یک باشگاه دیگر سپری کنم اما به من گفتند بمان، حتماً بازی می‌کنی. من تا آخرین روز هم تلاش کردم به باشگاهی جدید بروم تا بیشتر بازی کنم. چند پیشنهاد خوب از لیگ‌های معتبر داشتم اما برایتون مخالفت کرد و من هم ماندم. البته این را هم بگویم که من واقعاً برایتون را دوست داشتم. شهر و هوادارانش را. در باشگاه هم جا افتاده بودم و ارتباط‌‌‌مان با هم مناسب بود. همه اینها به من امید می‌داد تا بتوانم روند قبلی را برگردانم. اوایل فصل قبل شرایط خوب پیش می‌رفت اما مصدومیت بدموقع مقابل منچستریونایتد در اف‌ای کاپ مرا عقب انداخت. وقتی برگشتم، فراز و نشیب بازی کردن من زیاد بود که از لحاظ روحی- روانی فشار بسیاری به من وارد کرد. در 26 سالگی مهم‌ترین موضوع برای یک فوتبالیست بازی کردن بود که من این موقعیت را از دست داده بودم. نمی‌خواستم خودم را فریب بدهم که چون در بهترین لیگ دنیا حضور دارم، اشکال ندارد کمتر بازی کنم. من برای بازی به برایتون آمده بودم و باید تلاشم را می‌کردم. با خودم گفتم اگر قرار است شرایط این‌طور پیش برود، بهتر است جدا شوم چون در این دو فصل اخیرهیچ وقت دلیل بازی نکردنم را متوجه نشدم. حتی با اینکه جلسات بسیاری برگزار کردیم.
یادم می‌آید یک بار به من گفتی که در جلسه با گراهام پاتر، هر دو فریاد زدید و اتاق را ترک کردید. این به همان ماجرای قانع‌ نشدنت ارتباط داشت؟
در این یکی دو سال بحث‌های بسیاری وجود داشت و قضاوت‌های زیادی هم انجام شد. واقعیت اما چیز دیگری بود. هر مربی مختار است که سلیقه‌اش را در نظر بگیرد، استایل بازیکنان و سبک فوتبال‌شان را در نظر بگیرد و بعد برای تیمش ترکیب بچیند. برای من به عنوان یک بازیکن حرفه‌ای، تمام این موارد قابل احترام بود. در فوتبال حرفه‌ای این قسمتی از ماجرا است اما خیلی اوقات، دو بازی عالی انجام می‌دادم اما هفت بازی از من استفاده نمی‌شد. درک نمی‌کردم چرا. من فقط سه چهار بار در پست اصلی‌ام به میدان رفتم و در پست غیرتخصصی هم سعی کردم شرایط را تغییر بدهم که باز هم تغییر نکرد. فکر می‌کنم بهترین تمرینات زندگی‌ام را در برایتون انجام دادم. یک تمرین را از دست ندادم و حتی یک بار هم نرمال به سمت ضعیف نبودم. فشارهای بیرونی را کنترل می‌کردم اما باور کنید فشارهای داخل تیم چندین برابر بود.
اینکه مربی دلیل کم بازی کردنت را نگوید و از تو پنهان کند، نکته عجیبی است که البته در اروپا کمتر پیش می‌آید. کمی بیشتر در این باره توضیح می‌دهی؟
دو موضوع برای من هیچ‌وقت واضح نبود. اول اینکه اگر هستم و با جدایی‌ام مخالفت می‌کنند چرا کم بازی می‌کنم؟ دوم اینکه اگر به من اعتقاد ندارند، چرا مجوز جدایی‌ام را صادر نمی‌کنند؟ مثلاً اگر مورد قبول پاتر نیستم، چرا نمی‌گذارد جایی بروم و بازی کنم؟ من در نقل و انتقالات تابستانی قبل، بالای پنج جلسه با مدیر باشگاه و دو جلسه هم با سرمربی تیم برگزار کردم. گفتم بگذارید شانسم را در تیم دیگری امتحان کنم. گفتند بمان، همین جا بازی می‌کنی. حتی مدیرمان می‌گفت در جلساتی که با کادرفنی داریم، همیشه از تو به عنوان یکی از سه بازیکن آماده اسم می‌برند. در طول فصل دیدم دوباره همان‌ آش هست و همان کاسه. فصل که تمام شد تصمیم گرفتم جدا شوم و مسیرم را تغییر بدهم
اگر فصل قبل باشگاه به تو اجازه جدایی می‌داد، حتماً از تیم‌های بهتری هم پیشنهاد بازی دریافت می‌کردی. این‌طور نیست؟
صد درصد همین‌طور است. من از سه چهار تیم خیلی خوب در آلمان پیشنهاد دریافت کردم. از هلند هم پیشنهادهای جدی داشتم که همه آنها منتظر واکنش برایتون به جدایی‌ام بودند. از یونان، قطر و ترکیه هم همه ساله پیشنهاد داشتم که مبالغ‌شان بالاتر بود. برایتون همین چند هفته قبل هم با جدایی من موافق نبود. آنها می‌خواستند بمانم اما می‌دانستند که چقدر عصبانی هستم چون وعده‌هایی که دادند عملی نشد و من هم با خودم گفتم هر طور شده باید از برایتون بروم.
گروهی معتقدند انتخاب فاینورد و حضور دوباره تو در لیگ هلند، بازگشت به عقب بود. واکنش تو به این اظهارنظر چیست؟
من در زندگی‌ام تصمیمات فراوانی گرفته‌ام و خیلی‌ها هم درباره‌اش صحبت می‌کنند. به عنوان نمونه همین انتخاب برایتون. هنوز هم از من می‌پرسند اگر به عقب برگردی، باز هم برایتون را انتخاب می‌کنی که من می‌گویم صد درصد اما شاید در این مسیر یکسری از مسائل را تغییر بدهم تا شرایط بهتری را تجربه کنم. همان‌طور که گفتم، اگر فصل قبل بود می‌توانستم به تیم‌های بهتری بروم اما قرارداد داشتم و شرایط هم فراهم نبود. همه می‌گفتند چرا جهانبخش جدا نمی‌شود اما نمی‌دانستند ما در پشت پرده جلسات بسیاری برگزار می‌کنیم اما برایتون رضایت نمی‌دهد. حتی این فرضیه را مطرح کردند که من به خاطر پول، برایتون را انتخاب کردم اما باور کنید لسترسیتی حقوق بیشتری به من می‌داد و از نظر مالی شرایط بهتری برایم رقم می‌خورد. اگر پول برایم مهم بود، به لسترسیتی می‌رفتم. از طرفی برایتون با هیوتن، پروژه بزرگی را آغاز کرده بود و من هم یکی از خریدهای تیم برای پیشرفت این پروژه بودم. شاید باورتان نشود اما برایتون از نظر امکانات کلی جزو هفت، هشت باشگاه برتر انگلیس است که حتی قابل مقایسه با باشگاه‌هایی نظیر اورتون و لسترسیتی هم نیست. به همین خاطر اصلاً بحث مالی برای من در اولویت نبود اما بعضی مسائل از دست من خارج بود.
چه شد که پیشنهاد فاینورد را قبول کردی؟
زمانی که در آلکمار بودم، بخصوص فصل آخر که آقای گل شدم، با سرمربی فعلی فاینورد که آن زمان دستیار بود، رابطه خوبی داشتم. افتخارات فاینورد در هلند و همچنین حضور این مربی باعث شد تا فاینورد را انتخاب کنم. بعضی وقت‌ها شما می‌توانید یک قدم به عقب بردارید و بعد دو قدم به جلو بروید. یعنی یک دورخیز کنید تا برای آینده اتفاقات بهتری برای‌تان رقم بخورد.
اگر بخواهی از دوران حضورت در برایتون فیلم بسازی، نام آن را چه می‌گذاری؟
سؤال سختی است اما می‌توانم بگویم «به دنبال حقیقت» یا «مأموریت ناتمام» چون وقتی من به انگلیس رفتم، هدف دیگری داشتم. مسائل اما آن‌طور که باید و شاید پیش نرفت. البته حضور در برایتون نکته‌های مثبتی هم برای من داشت و درس‌های خوبی هم گرفتم. نکته منفی‌اش همین کم بازی کردن بود. سخت بود بهترین تمرین را انجام بدهم، در دقایقی کوتاه خوب کار کنم اما دوباره فرصت به من نرسد. از اینها که بگذریم، فشارها و برخوردهایی وجود داشت که باید مفصل برای‌تان بگویم و مطمئنم خیلی‌ها با شنیدن آن تعجب خواهند کرد.
حتماً کادرفنی به تو کم‌محلی می‌کرد …
کم‌محلی یکی از آنها بود اما اتفاق‌هایی برایم افتاد که خیلی جالب بود. معمولاً در فوتبال چنین اتفاق‌هایی رخ نمی‌دهد.
برای‌مان مثال هم می‌زنی؟
مثال زیاد است. اتفاقات فوق‌العاده عجیبی برایم رخ داد که الان وقت صحبت درباره آنها نیست. کارهایی با من کردند و رفتارهایی انجام دادند که آدم با دشمنش هم نمی‌کند.
اما تو که گفتی رابطه‌ات با مدیر باشگاه و هواداران و کارمندان برایتون خوب بود.
این رفتارها مستقیم از طرف سرمربی تیم با من انجام شد، وگرنه رابطه من با کارمندان، مدیران و افرادی که در باشگاه حضور داشتند فوق‌العاده بود. به هر باشگاهی که می‌روم، همیشه رابطه خوب با اطرافیان برای من خیلی مهم است چون هر روز همدیگر را می‌بینیم اما یکسری اتفاقات افتاد که کسی نمی‌تواند تصورش را بکند. یک بار با شما مفصل در این رابطه صحبت خواهم کرد. همین تابستانی که گذشت، برای اولین بار اتفاقات دو سال اخیر برایتون را برای خانواده‌ام تعریف کردم. از ساعت 11 شروع کردم و تا چهار نصف شب برای‌شان حرف زدم. باورشان نمی‌شد اما حالا که جدا شده‌ام این خاطرات را برای‌شان تعریف کردم. من همیشه معتقدم باید ذهنم قوی باشد تا بتوانم شرایط را تغییر بدهم. این نکته همیشه در وجودم هست و چند بار هم در برایتون آن را آزمایش کردم اما همان‌طور که گفتم در این مسیر موانع بسیاری وجود داشت.
در فاینورد زودتر از حد تصور به تمرینات رسیدی و به ترکیب اصلی اضافه شدی. جو فاینورد، تیمی که در آن بازی می‌کنی چطور است؟
استادیوم فاینورد از نظر جو و هواداران، بهترین استادیوم هلند است. حدود 47 هزار نفر گنجایش دارد و همیشه در بازی‌های خانگی صندلی‌هایش پر است. حالا چه مقابل تیم‌های صدر جدول و چه انتهای جدول. در همین بازی با وجود مشکلات کرونایی، 35 هزار تماشاگر به ورزشگاه آمدند، دقیقاً همان تعداد بلیت‌هایی که وجود داشت. در باشگاه به من گفتند فاینورد بیشترین تماشاگر را نه تنها در شهر روتردام بلکه کل هلند دارد. شاید دلیلش هم مردمی بودن این تیم است و گرنه از نظر جهانی آژاکس طرفداران بیشتری دارد. سرمربی فاینورد، آندره اسلات در آلکمار به من کلی کمک کرد و البته در این سه سال اخیر همیشه با هم در ارتباط بودیم و پیغام می‌دادیم. به جرأت می‌گویم از نظر نگاه فوتبالی، اسلات بهترین مربی فوتبال هلند است. اوایل حضورم در فاینورد نیاز داشتم بدنم آماده شود، هر چند در تعطیلات هم تمرین کردم اما یک مقدار زمان می‌خواست تا با تیم خو بگیرم. خوشبختانه شرایط من هفته به هفته بهتر شد و بیشتر در ترکیب جا افتادم. رابطه من با بازیکنان نیز روز به روز بهتر شده ولی باز هم احساس می‌کنم هنوز با آن جهانبخش سابق فاصله دارم و به آمادگی کامل نرسیده‌ام.
البته مقابل لوزرن هم بدشانسی آوردی و بعد از به ثمر رساندن دو گل آسیب دیدی.
برای این بازی تماشاگران بسیاری به ورزشگاه آمده بودند و من هم انگیزه بسیاری داشتم تا بدرخشم. کشاله‌ام در دقیقه 5 که استارت زدم، درد گرفت اما با خودم گفتم به بازی ادامه بدهم. بعد از گل اول دردم کمتر شد اما هنوز کشاله‌ام مشکل داشت. گل دوم را که زدم خواستم که مرا تعویض کنند چون این امکان وجود داشت که اتفاق بدتری برای من رخ بدهد. برای اینکه ریسک نکنم، از زمین خارج شدم.
الان شرایط تو چطور است؟ آیا به بازی بعدی فاینورد می‌رسی؟
وضعیت آسیب‌دیدگی من بهتر است اما کادرفنی و پزشکی تصمیم گرفتند در بازی امروز حضور نداشته باشم تا برای دیدار پنجشنبه در لیگ اروپا آماده باشم. با یک تیم سوئدی بازی داریم و اگر ببریم، می‌توانیم به مرحله گروهی لیگ اروپا برسیم.
آخرین سؤال من در مورد شرایط تیم ملی است. باید بدون بازی تدارکاتی دور نهایی مقدماتی جام جهانی را آغاز کنیم. به نظرت شرایط برای موفقیت ایران مهیا است؟
خدا را شکر مرحله قبل را به خوبی گذراندیم. بچه‌ها فوق‌العاده بودند، بخصوص در شرایطی که بازی‌های قبل را از دست داده و تحت فشار بودیم. برخی درباره اینکه گروه ما آسان است صحبت می‌کنند اما در مقدماتی جام جهانی هیچ بازی آسانی وجود ندارد. همه تیم‌ها می‌آیند تا بهترین نتایج را بگیرند و به جام جهانی صعود کنند. ما هم باید همین روند را حفظ کنیم و از این مرحله با سربلندی خارج شویم تا سومین حضور متوالی‌مان در جام جهانی را جشن بگیریم.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.