یکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰

تراژدی شکست باشگاهداری خصوصی در ایران

یک بازنده بزرگ

یک بازنده بزرگ
سام ستارزاده
سام ستارزاده خبرنگار

ایران ورزشی: بدهی چندصد میلیارد تومانی، کوچ دسته‌جمعی ستارگان و جشن شادی هواداران پرشور تبریزی از جدایی مالک پرحاشیه؛ سه سال قبل، قرار نبود سرنوشت پرطرفدارترین باشگاه فوتبال شمال شرق کشور با چنین عبارات تلخی عجین‌ شود. سپرده‌ شدن تراکتور از نهادهای نظامی به محمدرضا زنوزی می‌توانست یک نقطه عطف باشد؛ نه تنها برای خود تراکتور، بلکه برای باشگاهداری خصوصی کشور.

استیل‌آذین، داماش، سیاه‌جامگان، راه‌آهن و سپیدرود، تیم‌هایی بودند که پیش از تراکتور قدرت نازل باشگاهداری خصوصی را در فوتبال ایران بازتاب می‌دادند. راه این باشگاه‌ها نیز عمدتاً یا به ورشکستگی و بازداشت مالکین و یا به تغییرات و ابهامات متعدد در مالکیت تیم ختم می‌شد. در این میان، گسترش فولاد که تحت مالکیت زنوزی و در کمال فروتنی از لیگ آزادگان به لیگ برتر رسیده ‌بود و جای پایش را در بالاترین سطح فوتبال ایران سفت کرده ‌بود، تک ستاره پرفروغ آسمان سیاه باشگاهداری خصوصی کشورمان بود.

مالک جنجالی تبریزی حاضر شد گسترش فولاد را قربانی کند تا صاحب تراکتور شود و با وعده‌های بزرگی همچون ساخت ورزشگاه خصوصی و مراکز خرید، هتل‌ها و اماکن ورزشی اختصاصی و کلاس جهانی، تراکتور دوست‌داشتنی دره گرگ‌ها را روی ریل مسیر باشگاهداری حرفه‌ای حرکت دهد. خرید سه کاپیتان تیم‌ملی و خارجی‌هایی همچون آنتونی استوکس و لی اروین در ابتدای راه نیز به‌قدری پر زرق‌وبرق بود که حتی هیچ‌کدام‌مان متوجه نشدیم چگونه تیم سبزپوش فوتبال تبریز با بی‌مسئولیتی‌ و بی‌اهمیتی‌ها در قعر جدول لیگ بیستم دست‌وپا می‌زند.

وضعیت تراکتور به گونه‌ای است که در رسانه‌های عربی، آن را هدیه‌ای برای نصراوی‌هایی که یک هفته دیگه باید با تراکتور رقابت کنند، می‌دانند. از کل دارایی‌های زنوزی، آنچه به تی‌تی‌ها رسیده، وعده بستن تیمی کهکشانی برای سال ۱۴۰۲ است اما طی یک تلاقی عجیب، شرکت بادران که مالک خصوصی‌اش برای تیمی بدون هوادار در تهران وعده ساخت ورزشگاه ۱۶۰هزار نفری می‌داد، امتیاز این تیم که تا یک قدمی صعود به لیگ برتر نیز جلو کشید را به قزوین فروخت.

بازنده بزرگ ماجرای بادران و همین ماجرای تراکتور، نه یک شخص یا یک تیم، بلکه کل سیستم باشگاهداری خصوصی کشور است؛ سیستمی که حتی برای استفاده انحصاری از برند باشگاه توسط مالک اصلی حمایت لازم را انجام نمی‌دهد و در آن راه‌های درآمدزایی مالک محدود است. در چنین سیستمی، تنها یک مالک عاشق که از ضرر دیدن ابا ندارد، می‌تواند مالکی موفق باشد. بدا به حال سرخآبی‌هایی که قول داده ‌شده به‌زودی به چنین سیستمی سپرده خواهند شد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.