شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰

۳ گل بحث‌برانگیز به عراق

۳ گل بحث‌برانگیز به عراق
فرشاد کاس نژاد
فرشاد کاس نژاد خبرنگار

بازی فوق‌العاده عراق - ایران را زود فراموش نکنیم. بحثش را داغ نگه داریم. زیباست و چرا که نه. ‏تایمینگ علیرضا جهانبخش در گل اول، حمل یک توپ سرگردان و مهارش توسط مهدی طارمی برای گل دوم، رقص علی قلی‌زاده روی یک پا در گل سوم، همه محصول میزان تازه‌ای از آموزش آنها در بزرگسالی و در اروپاست، همانچه در ایران از بازیکنان دریغ می‌شود. مربی ایرانی نمی‌داند با کدام تمرین چه مهارتی را خلق می‌کند.

به گزارش ایران ورزشی؛ بازی فوق‌العاده عراق - ایران را زود فراموش نکنیم. بحثش را داغ نگه داریم. زیباست و چرا که نه.
‏تایمینگ علیرضا جهانبخش در گل اول، حمل یک توپ سرگردان و مهارش توسط مهدی طارمی برای گل دوم، رقص علی قلی‌زاده روی یک پا در گل سوم، همه محصول میزان تازه‌ای از آموزش آنها در بزرگسالی و در اروپاست، همانچه در ایران از بازیکنان دریغ می‌شود. مربی ایرانی نمی‌داند با کدام تمرین چه مهارتی را خلق می‌کند.
این حرف البته اغراق‌آمیز است. حتماً در آن غلو را پیدا می‌کنید یا مثال‌هایی برای نقض آن دارید اما هیچ هزارپایی هزار پا ندارد و اغراق همیشه مذموم نیست و گاهی کمک می‌کند تا منظور و مفهوم را بسازد.
‏می‌دانید جهانبخش کدام روز برای اولین بار به تیم ملی ایران دعوت شد؟ فردای روزی که در هلند با ان‌. ئی. سی قرارداد بست.
کارلوس کی‌روش بازیکنی را که در داماش رشت آموزش می‌دید، نمی‌خواست اما به محض قرارداد او در هلند می‌دانست که به زودی یک فوتبالیست در تیم ملی خواهد داشت. خط‌کشی همینقدر خشک و قطعی است.
آن روزها به شدت از کی‌روش انتقاد کرده بودم. اینکه چرا به حرف ما، فوتبال ما و لیگ ما اعتماد ندارد و علیرضا جهانبخش را در داماش نمی‌بیند یا نمی‌خواهد اما مسأله این بود که آن نخواستن شاید به معنی این بود؛ روزی می‌خواهد که بداند او دقیق و درست تمرین می‌کند و تحت آموزش است، در لیگ هلند، نه در لیگ ایران و در داماش و نه زیر نظر حمید درخشان، مهدی تارتار و امثال آنها.
گرایش کی‌روش به انتخاب بازیکنان لژیونر شدید بود و این گرایش البته حالا ناگزیر شده است. تیم ملی به ستاره‌های لژیونر خود وابسته است و لیگ فوتبال ایران ظرفیت ساخت بازیکن در سطحی که پیش از ترانسفر بتوانند با لژیونرها رقابت کنند، ندارد. استثنا هم وجود دارد اما حتی در بین استثناها هم می‌بینیم که فوتبال ایران حتی توان اقتصادی حفظ ستاره جوانش را ندارد، مثل مهدی قایدی که باید برود و می‌رود. تازه او هنوز اولین قدم‌ها را مثل مهدی طارمی سالیان پیش برمی‌دارد.
بازیکن مستعد ایرانی حتی از سالیانی پیش به این نتیجه رسیده است که پیش از درخشش در سطح اول فوتبال ایران، کوله‌پشتی خود را بردارد و سراغ سرنوشت جالب‌تری در فوتبال برود. مثالش بهترین‌های همین نسل. سردار آزمون وقتی از فوتبال ایران رفت که حتی قراردادی با یک باشگاه ایرانی نداشت. سعید عزت‌اللهی وقتی رفت که جوانکی تازه‌کار در ملوان بود. علیرضا جهانبخش وقتی رفت که تازه همه فهمیده بودند داماش رشت یک پدیده دارد. فوتبال باشگاهی ایران در پرورش حرفه‌ای بسیاری از مهم‌ترین بازیکنان ملی‌اش نقش چندانی ندارد.
دراگان اسکوچیچ پس از بازی با عراق جملاتی را به زبان آورده است که به کار این بحث می‌آید: «بازیکنانی که در لیگ ایران حضور دارند هنوز وارد کوران مسابقات نشده‌اند و به زمان نیاز داریم تا آنها را به شرایط بازی برسانیم و با شرایط تیمی تطبیق بدهیم. در عین حال دو بازیکن ما در بازی قبل نبودند که دیدید اضافه شدن آنها چقدر توانست کیفیت کار تیمی ما را بالاتر ببرد.»
مسأله اما این نیست که وارد کوران لیگ ایران نشده‌اند، مسأله اصلی فاصله عمیق آموزش است که اسکوچیچ شاید می‌خواهد در لفافه به آن اشاره کند.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.