جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

قدوس یا طارمی، دو مهره برای اعتبار فنی تیم اسکوچیچ

قدوس یا طارمی، دو مهره برای اعتبار فنی تیم اسکوچیچ
فرشاد کاس نژاد
فرشاد کاس نژاد خبرنگار

بحث با تیمی که صدرنشین گروه خود در راه جام جهانی است، آسان نیست. نه از این منظر که بر صدر تکیه زده و منتقد را گزافه‌گو جلوه می‌دهد، بلکه چون دچار باورهایی درباره خودش می‌شود که تغییرش را برای خود و به دست خود سخت می‌کند. این تیم حتی اگر فاصله‌اش با رقبا را در هر بازی بیشتر کند و بی‌هیچ دردسری هم که به جام جهانی صعود کند، بازهم سرمربی‌اش با این انتقاد مواجه است روی شانه ستاره‌هایش ایستاده است و نقش او پررنگ نیست.

به گزارش ایران ورزشی؛ بحث با تیمی که صدرنشین گروه خود در راه جام جهانی است، آسان نیست. نه از این منظر که بر صدر تکیه زده و منتقد را گزافه‌گو جلوه می‌دهد، بلکه چون دچار باورهایی درباره خودش می‌شود که تغییرش را برای خود و به دست خود سخت می‌کند.
این تیم حتی اگر فاصله‌اش با رقبا را در هر بازی بیشتر کند و بی‌هیچ دردسری هم که به جام جهانی صعود کند، بازهم سرمربی‌اش با این انتقاد مواجه است روی شانه ستاره‌هایش ایستاده است و نقش او پررنگ نیست. دراگان اسکوچیچ برای اینکه از این مخمصه‌ خودساخته -که نمی‌خواهیم داستان ساختنش را مرور کنیم- نجات پیدا کند، نه فقط به پیروزی، بلکه به کیفیتی از فوتبال نیاز دارد که تا امروز از تیمش ندیده‌ایم. مسأله اعتبار او اگر با پیروزی‌های پی‌در‌پی حل می‌شد، تا امروز با شمار پیروزی‌های متوالی‌اش حل شده بود.
نه فقط اسکوچیچ، بلکه مربیان دیگر نیز در تیم ملی همواره با انتقادات جدی درباره کیفیت بازی تیم مواجه‌ بوده‌اند. به ۳ دهه پیش هم که برویم، استاد نادیده اسکوچیچ و هر مربی اروپای شرقی -تومیسلاو ایویچ- هم با انتقادات زندگی می‌کرد و حتی تمریناتش زیر سؤال بود، وقتی که تیم ملی ایران پیش از جام جهانی ۱۹۹۸ را در قفس -سالن- تمرین می‌داد و پی ساختن تیمش بود اما فرصتی برای اجرای ایده‌هایش نیافت. مربیان بزرگ‌تر از اسکوچیچ حتی به اندازه اسکوچیچ هم فرصت نداشتند. برانکو ایوانکوویچ که فرصتی طولانی در تیم ملی داشت نیز تا روز آخر نتوانست از بازی تیمش دفاع کند، همیشه زیر تیغ انتقادات بود و سرانجام نیز همان انتقادات از بازی تیم ملی که شجاعت در آن جست‌وجو می‌شد و یافت نمی‌شد، منجر به جدایی برانکو پس از جام جهانی شد.
اسکوچیچ اما دو راه دارد تا تیمش نمایش بهتری ارائه کند و در حمله سردرگم نباشد و به انتظار توفان‌های لحظه‌ای ستاره‌هایش ننشیند:
اعتماد به سامان قدوس و سپردن بازی به او. سپردن بازی به این معنا که تیم در فرستادن توپ به صحنه‌های پایانی و خطرناک با ایده سامان کار کند. می‌فهمم که سامان هنوز آن شخصیت را در تیم پیدا نکرده اما از او دریغ شده و باید پیدا کند. راه دیگر اینکه ‏نقش مهدی طارمی در پورتو تکرار شود و کار را به او بسپارید. طارمی بهتر از همه بلد است که بخصوص هنگام حمله‌های سریع، یکباره نقش پلی‌میکر را بازی کند. پلی‌میکر نه با آن گستردگی بازی، بلکه نقشی در زمان‌های کوتاه و تک‌صحنه‌ها.
‏تیم اسکوچیچ تا روزی که این ویژگی را پیدا نکند، با این انتقاد مواجه است که مربی‌، تیم را تحت ایده خود اداره نمی‌کند. تیم ملی نمی‌تواند همیشه در پی یافتن راهی باشد که جهانبخش راست کمی بهتر بازی می‌کند یا چپ، علی قلی‌زاده می‌آید و بازی را تغییر می‌دهد یا نه. ذهن اسکوچیچ روی موضوعاتی مثل اینکه چگونه از وحید امیری بیشترین بهره را ببرد متمرکز است اما درباره موضوع اصلی تیمش متمرکز نیست. مسأله اول تیم ملی این است که اگر می‌خواهد با وینگرهایش به بازی بهتری برسد، اگر می‌خواهد سردار آزمون را در موقعیت‌های بهتری قرار دهد تا تبدیل به بازیکن درجه اولی در تیم باشد -که امروز نیست- نیاز دارد که تکلیف خود را درباره پست ثابت سامان قدوس یا مهدی طارمی روشن کند. می‌خواهد آنها پاس‌های آخر را بدهند یا نمی‌خواهد و دوست دارد همچنان حتی مقابل اماراتی که آرزوی پیروزی‌اش مقابل ایران ماندگار شد، بی‌برنامه به نظر برسد؟

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.