یکشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۰

اسطوره‌ها و پیشکسوتان غریب اعصار مدرن

استقلال و انتصاب‌های نامعقول و تازه‌اش

استقلال و انتصاب‌های نامعقول و تازه‌اش
وصال روحانی
وصال روحانی خبرنگار

یکی از ایرادات بزرگ در ورزش ایران و منجمله در فوتبال، اطلاق واژه بسیار مهم «پیشکسوت» به هر کسی است که اندک سابقه‌ای دارد و واژگان گرانسنگی مثل «اسطوره» و «پهلوان» را هم طوری خرج و به هر کسی اطلاق می‌کنیم که اگر واقعاً چنین بود، جامعه ما اینک گلستان می‌بود.

به گزارش ایران ورزشی؛ یکی از ایرادات بزرگ در ورزش ایران و منجمله در فوتبال، اطلاق واژه بسیار مهم «پیشکسوت» به هر کسی است که اندک سابقه‌ای دارد و واژگان گرانسنگی مثل «اسطوره» و «پهلوان» را هم طوری خرج و به هر کسی اطلاق می‌کنیم که اگر واقعاً چنین بود، جامعه ما اینک گلستان می‌بود. ر بازیکنی به‌ خاطر فقط یکی دو فصل بازی در استقلال و پرسپولیس سزاوار کسب عنوان پیشکسوتی این باشگاه‌ها نیست و حتی شماری از افرادی که 15 سال یا بیش از این هم برای این دو باشگاه توپ زده‌اند، به خاطر داشتن برخی مشکلات و کمبودها و بعضی ملاحظات دیگر نمی‌توانند و نباید پیشکسوتان سرخابی‌ها به حساب آیند، ولی ما طوری این القاب را آسان خرج و هزینه می‌کنیم که انگار هیچ قیمتی ندارند و کافی است از مقابل در این باشگاه‌ها هم عبور کنید تا شما را در سال‌های بعدی پیشکسوتان تیم‌های فوتبال پرسپولیس و استقلال بنامند.

از در و دیوار می‌بارند!
البته طول مدت حضور بازیکنان در این دو باشگاه از شروط و دلایل اصلی اطلاق این عنوان به بازیکنان است ولی اضافه بر حداقل 15 یا 20 سال عضویت در یک تیم خاص، دستاوردها و میزان توفیق بازیکنان و سهم آنها در خلق موقعیت‌ها و جایگاه‌های ویژه برای تیم‌شان و البته جایگاه و منزلت خود بازیکنان در هرم باشگاه و در دل تشکیلات و کادرهای آن سهمی بسزا در پیشکسوت تلقی شدن یا نشدن بازیکنان دارد و این‌طور نیست که هر بازیکنی به فرض حتی یک فصل بازی در دو باشگاه پرطرفدار تهرانی، در سال‌های بعدی پیشکسوت این تیم‌ها به حساب آید و حتی به لطف افرادی که به آسانی خوردن نقل و نبات هر کسی را اسطوره می‌نامند، نماد و مظهر سرخابی‌ها معرفی شوند. داشتن این القاب شروطی ویژه و سخت دارد و به همین سبب است که اگر این شرایط واقعاً لحاظ و اجرا شود، بیش از 90 درصد افرادی که در دهه‌های اخیر پیشکسوتان سرخابی‌ها نامیده شده‌اند، از این حریم بزرگ و حیطه مهم و خطیر خارج می‌شوند و فقط باید با عبارت «بازیکن سابق استقلال یا پرسپولیس» از آنها یاد ‌شود. آیا برایتان تعجب‌آور نیست که اسطوره‌ها و پیشکسوت‌ها مثل مور و ملخ از در و دیوار این دو باشگاه ببارند و آنگاه وضع اخلاق و نظم و کردار و گفتار در جمع سرخابی‌ها همان‌قدر تأسف‌بار باشد که در سال‌های اخیر دیده‌ایم.

پیشکسوتان واقعی
اگرچه در استقلال، زنده‌یاد منصور پورحیدری، ناصر حجازی فقید و علی جباری که هنوز در قید حیات است، سزاوار دریافت عنوان اسطوره‌های این باشگاه هستند و امیر قلعه‌نویی نیز به‌خاطر عناوین متعدد و با‌ارزشی که در قالب یک مربی به آبی‌ها بخشید، کم و بیش شایسته چنین مقامی است اما سایرین اغلب افرادی هستند که باید فقط از عنوان «بازیکن سابق» استقلال برای توصیف آنها استفاده شود و سزاوار چیزی بیش از این نیستند. البته آبی‌های پایتخت افرادی دارند که به‌خاطر طول مدت اقامت‌شان در جمع آنان و اخلاق و رفتار پسندیده و میزان سهم و نقش‌شان در کسب توفیق‌ها می‌توانند پیشکسوتان استقلال برشمرده شوند و این عنوان برازنده آنها است. از این جمع می‌توان به کارو حق‌وردیان، جواد قراب، منصور رشیدی، اکبر کارگرجم، برادران مژدهی (مسعود و عباس)، محمدرضا عادلخانی، حسن روشن، برادران مظلومی (غلامحسین فقید و پرویز در قید حیات)، عزت جانملکی، سعید مراغه‌چیان، برادران بیانی (شاهین و شاهرخ)، جواد زرینچه، مجید نامجومطلق و صادق ورمزیار اشاره کرد و قدری پایین‌تر از آنها نام‌های امیرحسین صادقی و پیروز قربانی را هم آورد.

کافی است سر کیسه شل شود
از نسل اخیر و به واقع از اعضای 10 سال گذشته استقلال هیچ‌یک در سطح و اندازه‌های کسب عناوین «اسطوره» و «پیشکسوت» این باشگاه نیستند و شاید فقط در آینده و با تغییر و ترمیم و تقویت جایگاه و ازدیاد سوابق‌شان به جمع پیشکسوتان بپیوندند که البته با احتساب پول‌گرایی مفرط حاکم بر ورزش ایران در دو دهه اخیر احتمال عدم وقوع این اتفاق بسیار بیشتر از امکان تحقق آن است. بسیاری از بازیکنان فعلی و اعضای سال‌های اخیر استقلال به محض رسیدن پیشنهاداتی بهتر و دربردارنده پولی بیشتر از جمع آبی‌ها جدا شده و پیراهن تیم دیگری را به تن کرده‌اند و جدیدترین نمونه‌های این روند مسعود ریگی و مهدی قایدی هستند که اولی پس از فقط دو فصل بازی در استقلال سپاهانی شده و دومی سر از لیگ امارات درآورده است. آیا در سال‌های بعدی باید این‌دست بازیکنان را پیشکسوت استقلال نامید؟! اگر جواب این سؤال مثبت باشد که وای بر ورزش ما که میزان تعهد کاری و عشق به پیراهن یک تیم به چنین درجه اندکی کاهش یافته و با وزش هر باد مساعدی همه قول و قرارهای قبلی فراموش می‌شود و تیمی به خانه تازه این بازیکنان پیشکسوت‌(!) تبدیل می‌شود که سر کیسه را قدری بیشتر برای آنان شل کرده است.

خروج از آچمز با این انتصاب‌ها!
با آوردن همه این مقدمات لازم و حقایق تلخ وقت آن رسیده است که بپرسیم آیا محمد مؤمنی که در جدیدترین مرتبه تغییر دادن دائمی اعضای هیأت مدیره آبی‌ها به عضویت این هیأت درآمده، جزو پیشکسوت‌ها و اسطوره‌های آنها است و اگر نیست، چرا به این پست منصوب شده است؟ محمد مؤمنی البته مردی نیک‌صفت و سالم است و هیچ‌کس در اخلاق و پاکدستی او شکی ندارد و فردی است که همواره با حسن‌نیت حرف زده و در پی بهبود کارها بوده است اما او فقط دو فصل برای آبی‌های تهرانی بازی کرد و با اینکه مهاجمی خوب و بالنسبه گلزن بود، در آن مدت هیچ کار تاریخی و بزرگی هم برای استقلال انجام نداد که قبلی‌ها و یا بعدی‌ها از انجام آن عاجز مانده باشند. از این دست بازیکنان، استقلال در طول 75 سال حیاتش صدها و صدها نفر دیگر هم داشته و آنها هم مثل مؤمنی عزیز هستند و روی چشم جا دارند اما نه قبلاً اسطوره بوده‌اند و نه حالا هستند و اگر عضویتی حداقل 15 یا 20 ساله در یک باشگاه شرایط پیشکسوتی تلقی شدن است (که باید چنین باشد) در اندازه‌های تصاحب این عنوان هم نیستند. بنابراین باید دید و تعجب کرد و البته پرسید که آیا با انتصاب‌هایی نه چندان معقول و با انتخاب‌هایی از این دست توقع دارید استقلال از حالت «آچمز» خارج شود که انتصاب‌های غریب و مشابه قبلی و سیل ورود افراد فاقد ویژگی‌های لازم به هیأت مدیره طی حداقل بیست و پنج سال اخیر، بانی و خالق آن بوده است؟

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.