شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰

کارت هدیه یک میلیونی و ظرف مسین دو نشان از اقتصاد ورزش

کارت هدیه یک میلیونی و ظرف مسین دو نشان از اقتصاد ورزش
فرشاد کاس نژاد
فرشاد کاس نژاد خبرنگار

گلایه کامران قاسم‌پور، مرد طلایی کشتی قهرمانی جهان در اسلو ۲۰۲۱، از اینکه مسئولان اداره ورزش و جوانان جویبار کارت هدیه یک میلیون تومانی و مسدود به او داده‌اند و گلایه زهره کودایی، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال زنان ایران که برای تجلیل، یک ظرف مسین با چینی گلدار هدیه گرفته است، هرگز بی‌جا نیست. آنها ورزشکاران برجسته‌ای هستند و هدیه برای تجلیل باید متناسب با موقعیت آنها در ورزش باشد؛ نه اینچنین که خیال کنند به جای تجلیل، تحقیر شده‌اند.

به گزارش ایران ورزشی؛ گلایه کامران قاسم‌پور، مرد طلایی کشتی قهرمانی جهان در اسلو ۲۰۲۱، از اینکه مسئولان اداره ورزش و جوانان جویبار کارت هدیه یک میلیون تومانی و مسدود به او داده‌اند و گلایه زهره کودایی، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال زنان ایران که برای تجلیل، یک ظرف مسین با چینی گلدار هدیه گرفته است، هرگز بی‌جا نیست.
آنها ورزشکاران برجسته‌ای هستند و هدیه برای تجلیل باید متناسب با موقعیت آنها در ورزش باشد؛ نه اینچنین که خیال کنند به جای تجلیل، تحقیر شده‌اند.
اما هم آن کارت هدیه یک میلیونی مسدود و هم ظرف مسین با چینی گلدار، دو نشان واقعی از اقتصاد ورزش ایران هستند.
اگرچه اخبار قراردادهای بیش از ده میلیاردی چند یا چندین بازیکن و مربی در لیگ برتر فوتبال ایران، فضای اخبار رسانه‌ها را بلعیده است و ورزش را متمول جلوه می‌دهد اما این تصویر، واقعیت اقتصاد ورزش ایران نیست. واقعیت را چرا در اخبار کارت هدیه یک میلیونی و ظرف مسین جست‌وجو نکنیم؟
بزرگترین باشگاه‌های فوتبال ایران یا از محل بودجه عمومی متمول جلوه کرده‌اند، یا با بودجه‌های نهادهای خصولتی، یا با پول‌های بخش خصوصی که بعد اخبار پرونده مالکان آنها را در ماجرای اختلاس و پولشویی خوانده‌ایم. فارغ از این فضای ساختگی، ورزش متمول نیست و خبری از پول‌های آنچنانی هم در آن نیست.
راه‌های درآمدزایی به روی ورزش بسته است و ورزش را هر روز بیشتر دچار بحران‌های اقتصادی می‌کند. حتی باشگاه‌های به ظاهر متمول که هر روز صفرهای قراردادهای‌شان بیشتر می‌شود، همواره بدهکارند و در جنگ برای بسته نشدن پنجره نقل و انتقالات به سر می‌برند و راهی جز امروز و فردا و کدخدامنشی برای رفع مشکلات خود پیدا نمی‌کنند.
هر سال بدهکارتر می‌شوند، گران‌تر می‌خرند و درآمدشان پاسخگوی سوءرفتار مالی مدیران نیست. از این سوءرفتار مالی هم دست برنمی‌دارند، چون مدیرانش مقابل بدهی‌ها مسئولیتی را حس نمی‌کنند.
آن کارت هدیه یک میلیونی و مسدود و آن ظرف مسین با چینی گلدار اما واقعیت را با کنایه به ما یادآوری می‌کند، واقعیتی که در اقتصاد ورزش می‌گذرد و مدیرانش به فکر تغییر این مسیر نیستند. مثالش مدیران باشگاه‌ها در فوتبال ایران که در خلق بدهی، مهارتی کم‌نظیر دارند.
وقتی ورزش‌ نه تنها درآمدی از حق پخش تلویزیونی ندارد، بلکه بسیاری تیم‌ها و ورزش‌ها باید برای پخش شدن مسابقات‌شان پول بپردازند، وقتی باشگاهداری خصوصی با گردش مالی از محل انواع درآمدهای ورزشی، حتی امکان برداشتن یک قدم را پیدا نمی‌کند، چگونه می‌توان از رشد اقتصاد ورزش حرف زد و چرا باید از کارت هدیه یک میلیونی و ظرف مسین تعجب کرد؟
نکته دیگر ساخت توقعاتی در ورزش است که گاه بیراه پدید آمده‌اند. ورزش‌ها باید اندازه درآمدزایی مالی واقعی برای ورزشکار درآمد خلق کنند اما در ایران ورزشکاران در رشته‌های مختلف از نهادهای دولتی توقع حمایت و پاداش و دستمزد دارند، چون می‌بینند چرخ فوتبال مردان نیز با درآمد شفاف و واقعی از دل فوتبال نمی‌چرخد.
این دوگانگی در رفتار مالی در ورزش وقتی تبعیض‌آمیز است که در یک بازار آزاد ورزش با باز بودن درهای درآمدزایی، ورزش‌ها و باشگاه‌ها و ورزشکاران رقم خلق درآمد واقعی خود را پیدا نکرده‌اند.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.