جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰


آغاز لیگ برتر، آغاز نمایش باشگاه‌های غیرخلاق

خلاقیت پیشکش، از بدیهی‌ترین راه‌ها باشگاهداری کنید

خلاقیت پیشکش، از بدیهی‌ترین راه‌ها باشگاهداری کنید
فرشاد کاس نژاد
فرشاد کاس نژاد خبرنگار

آغاز لیگ برتر یادآور نقش باشگاه‌های بدون ایده و غیرخلاق در فوتبال ایران است. آنها هر سال بدون آنکه فکر و ایده باشگاهداری را تازه کرده باشند، وارد لیگ جدید می‌شوند و به راه و رسم بی‌سرانجام خود اصرار دارند.

به گزارش ایران وررزشی؛ آغاز لیگ برتر یادآور نقش باشگاه‌های بدون ایده و غیرخلاق در فوتبال ایران است. آنها هر سال بدون آنکه فکر و ایده باشگاهداری را تازه کرده باشند، وارد لیگ جدید می‌شوند و به راه و رسم بی‌سرانجام خود اصرار دارند.
از ساده‌ترین ایده‌ها شروع کنیم که هنوز نوشتن و اجرایش برای باشگاه‌ها در ایران از عجایب است. فروشگاه و موزه باشگاه چه برای یک باشگاه کوچک محلی و چه برای بزرگترین باشگاه‌ها از بدیهی‌ترین و ساده‌ترین ایده‌ها است. کوچکترین باشگاه‌ها می‌توانند برای بازار محلی خود برنامه‌ریزی کنند و بزرگترین باشگاه‌ها نیز برای بازار جهانی. این دیگر حتی یک ایده نیست، بلکه به بدیهیات در باشگاهداری تبدیل شده اما مدیران در بزرگترین باشگاه‌های ایران هنوز تأسیس موزه یا فروشگاه را یک ایده می‌دانند، مطرحش می‌کنند و البته همیشه در حد حرف باقی می‌ماند.
با شیوع کرونا ایده‌های خلاقانه بسیاری برای مشارکت مجازی هواداران در اروپا دیده‌ایم و همه کوششی برای حفظ مشارکت هوادار و خلق درآمد است. در ایران اما باشگاه‌ها حتی یک قدم برای حفظ مشارکت هواداران خود برنمی‌دارند، چون عادت کرده‌اند که از منبعی نامعلوم و بی‌پایان بحران‌های مالی خود را حل کنند یا سرپوش بر آن بگذارند.
خلق درآمد برای باشگاه‌های ایرانی فقط یک راه دارد که در سال‌های اخیر به «وس» (سرویس ارزش افزوده) وصل است. درآمدهایی ناپایدار و شبهه‌برانگیز که اگرچه باشگاه‌ها را به ارقام بزرگتری نسبت به درآمدهای گذشته رساند اما مسیر پایداری برای باشگاهداری نیست. هوادار بدون دریافت سرویس و خدمات از حساب موبایلی خود هزینه می‌پردازد و این نمی‌تواند همیشه جذاب باشد.
بزرگترین باشگاه‌های ایران برای دسترسی به درآمد خود از اسپانسرها که شرکت‌های تلفن همراه هستند، به کارگزار روی آورده‌اند و معلوم نیست کارگزار وسط این معامله چه نقشی دارد. یک مشت بحث و شبهه بجا مانده و درآمدهایی که در میان معاملات می‌سوزند و کسی هم نمی‌فهمد که نقش کارگزار چیست و فعالیت‌هایش در حوزه رسانه چه بازتاب و فوایدی دارد.
کارگزار خلق ‌کننده هیچ درآمدی نیست اما برند باشگاه را در اختیار دارد و لطفش برای باشگاه همین قرض‌های چند میلیاردی با جریمه دیرکرد گزاف است.
باشگاه‌ها همواره دنبال راهی برای پیش‌خور کردن درآمدهای آینده خود از اسپانسرها هستند تا بتوانند امروز را بگذرانند. مدیران باشگاه‌ها نیز با تغییرات پی‌در‌پی بدهی‌ها و پیش‌خور شدن درآمدهای آینده را برای مدیران بعدی به یادگار می‌گذراند و هیچ‌کدام گله‌ای از این چرخه معیوب ندارند.
باشگاه‌های ایرانی در چنین بازی بی‌معنایی روزها را سپری می‌کنند و خود نمی‌دانند تا کی می‌توانند این بازی را ادامه دهند. بدهی‌ها سر به فلک کشیده و روزی که AFC در پروژه راستی‌آزمایی برای صدور مجوز حرفه‌ای جدی باشد، احتمالاً نشانی از باشگاه‌های بزرگ و بدهکار ایران باقی نخواهد ماند. مماشات اما تنها راه چاره است و همه انگار به آن روی آورده‌اند.
به این باشگاه‌ها بگویید موزه و فروشگاه داشته باشند، به این باشگاه‌ها بگویید درآمدهای سالم و ساده را گسترش دهند، به این باشگاه‌ها بگویید ایده‌های ساده و جهانی را اجرا کنند. پاسخی که می‌شنوید احتمالاً این است که فرصت ندارند چون مشغول قرض چندین میلیاردی و پیش‌خور کردن درآمدهای سال‌های آینده هستند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.