چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰


لیگ بیست و یکم و همان کمبودهای همیشگی

فرسنگ‌ها دورتر از خط استارت

فرسنگ‌ها دورتر از خط استارت
علی مغانی
علی مغانی خبرنگار

امروز که در سوت آغاز لیگ بیست‌ویکم دمیده شود، تیم‌های لیگ برتری چهلمین بازی بدون تماشاگر را تجربه می‌کنند. از اسفند 98 تا امروز، سکوها رنگ هیچ تماشاگری را ندیده و اگر ویروس کرونا با پیک‌های سریالی‌اش از خر شیطان پایین نیاید، تا آینده‌ای نامعلوم همین اوضاع ادامه خواهد داشت. البته که کسی اصراری به بازگشت تماشاگر به ورزشگاه ندارد. انگار این‌طوری خیلی‌ها راحت‌ترند!

به گزارش ایران ورزشی؛  امروز که در سوت آغاز لیگ بیست‌ویکم دمیده شود، تیم‌های لیگ برتری چهلمین بازی بدون تماشاگر را تجربه می‌کنند. از اسفند 98 تا امروز، سکوها رنگ هیچ تماشاگری را ندیده و اگر ویروس کرونا با پیک‌های سریالی‌اش از خر شیطان پایین نیاید، تا آینده‌ای نامعلوم همین اوضاع ادامه خواهد داشت. البته که کسی اصراری به بازگشت تماشاگر به ورزشگاه ندارد. انگار این‌طوری خیلی‌ها راحت‌ترند!
در سراسر جهان، فوتبال ایران کمترین لطمه مادی را از شیوع کرونا دید. چرا که در اقتصاد نحیف فوتبال ایران، فاکتورهایی چون «درآمد روز مسابقه» و فروش بلیت و اقلام هواداری، از پایه و بنیاد بی‌معنی است. اوضاع مالی باشگاه‌ها چه تماشاگر باشد، چه نباشد، همین قدر نابسامان است. در شرایط عادی درآمد پرتماشاگرترین تیم‌های ایران از «روز مسابقه» به حدی ناچیز بود که حتی کفاف دستمزد یکی از بازیکنان مهم تیم را نمی‌داد. فراتر از آن، بودن یا نبودن تماشاگر در ورزشگاه، اساساً دغدغه بعضی از تیم‌های لیگ برتری نیست چون تماشاگری ندارند که 90 دقیقه نمایش آنها را روی سکو تحمل کنند.
ما اهالی رسانه بسیار دوست داریم که روز شروع لیگ را به مثابه «جشن فوتبالی» تلقی کنیم. همه تلاش‌مان را می‌کنیم که به سهم خود، در داغ کردن این تنور سهیم باشیم اما خودمان هم می‌دانیم که فوتبال بدون تماشاگر، بدون تیم‌هایی با خاستگاه و پایگاه مردمی، نمایشی کم شور و هیجان است که صرفاً باید به شکلی تصنعی داغ شود. واقعیت تلخی است که در سال‌های اخیر، نبردهای فوتبالی بیش از اینکه در زمین مسابقه باشد، در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های افراطی هواداری در جریان بوده و این برای قشری که نگاهی عاشقانه به فوتبال دارند، رنج‌آور است. فوتبالی خالی از محتوا اما پر از دشنام و هتاکی و توهین.
به سال 1400 وارد شدیم اما لیگ امسال، از حیث برنامه‌ریزی هیچ تفاوتی با لیگ‌های ده سال و بیست سال پیش ندارد. هفته اول در روزهای سه‌شنبه، چهارشنبه و جمعه برگزار می‌شود. هفته دوم در روزهای یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه. هفته سوم؟ کسی نمی‌داند! چرا که فقط برنامه هفته اول و دوم اعلام شده. در فوتبالی که مربی لیگ برتری‌اش نداند پیش از رسیدن روزهای فیفا و بازی تیم ملی ایران با لبنان، تیمش یک یا دو بازی انجام می‌دهد و در چه روزهایی باید شاگردانش را آماده حضور در زمین کند، صحبت از برنامه‌ریزی بلند مدت و به کار بردن اصطلاحات مستعملی نظیر «اندیشه‌های تاکتیکی» فقط یک شوخی بی‌مزه است. اگر شما علاقه‌مند به پیگیری بوندس‌لیگا باشید، از همین امروز می‌توانید به تقویم بازی‌ها مراجعه کنید و ببینید در روز 18 دسامبر بوندس‌لیگا به نیم فصل می‌رسد و دور برگشت از 8 ژانویه آغاز می‌شود اما اینجا بعید است کسی حتی با تقریب یک هفته به شما بگوید چه زمانی به نیم فصل لیگ می‌رسیم.
در بدنه لیگ هم اوضاع بهتر از این نیست. انگار همه تیم‌ها از خط شروع فاصله‌ای معنی‌دار دارند. پرسپولیس در برابر الهلال نشان داد که از جدایی کنعانی زادگان، نوراللهی و مغانلو و افت چند مهره کلیدی‌اش چه لطمه بزرگی خورده. یحیی گل محمدی آشکارا نسبت به پارسال مجموعه‌ای ضعیف‌تر را در اختیار دارد. فرهاد مجیدی روی کاغذ ارسلان مطهری، محمدرضا آزادی و آرمان رمضانی را به‌عنوان مهاجم نوک در اختیار دارد اما هنوز به دنبال جذب مهاجم خارجی است چرا که خودش بهتر از همه می‌داند هیچ مهاجمی ندارد که تیمش را در کورس قهرمانی نگه دارد. سپاهان با خرید ریگی، فرشاد احمدزاده و مغانلو ظاهراً دست بالا را داشته اما فراموش نکنیم که نیازمند، حاجی‌صفی و محبی را از دست داده و در خوشبینانه‌ترین حالت، در بازار نقل و انتقالات نباخته است. همین! فولاد بعد از قهرمانی جام حذفی، مدیر و سرمربی‌اش را با هم از دست داد و البته با پنجره‌ای که تا همین چند روز پیش بسته بود، با از دست دادن احمدزاده، نیک نفس، آقاسی و فروزان، هنوز منتظر تقویت است. درست مثل تراکتور که تا الان مشخص نیست می‌تواند در هفته اول از بازیکنان جدیدش استفاده کند یا نه.
قانون منع جذب بازیکنان خارجی که این همه موجب اعتراض بود، برچیده شده. دقیقاً مثل همه قوانین خلق‌الساعه دیگری که فلسفه تصویب‌شان بی‌پایه بود اما لغو این قانون تا امروز فقط دو بازیکن گمنام را به لیگ ایران فرستاده؛ کریستوفر نت و کوین یامگا. اینکه چرا خارجی‌های لیگ تا این اندازه انگشت‌شمار شده‌اند، صرفاً به یک عامل مهم مرتبط است؛ از درآمدهای مرسوم که خبری نیست و البته پمپاژ پول از خارج فوتبال هم کم فشار شده. در این اوضاع، دیگر کسی نمی‌تواند در بازار نقل و انتقالات بمب منفجر کند. انگار زمان آن رسیده که فوتبال ایران، کم‌کم با واقعیت‌ها آشنا شود.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.