شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰

به مناسبت هفته تربیت بدنی و ورزش

همه آرزوهای تحقق‌ نیافته

همه آرزوهای تحقق‌ نیافته
وصال روحانی
وصال روحانی خبرنگار

هفته تربیت بدنی و ورزش که از 26 مهر شروع شده و 3 آبان به پایان می‌رسد، با یک آرزوی آشنا و سؤال همیشگی همراه است و آن سؤال چنین مضمونی دارد؛ «چرا ورزش همگانی در کشورمان هیچ‌گاه به حد کفایت جدی گرفته نمی‌شود؟»

به گزارش ایران ورزشی؛ هفته تربیت بدنی و ورزش که از 26 مهر شروع شده و 3 آبان به پایان می‌رسد، با یک آرزوی آشنا و سؤال همیشگی همراه است و آن سؤال چنین مضمونی دارد؛ «چرا ورزش همگانی در کشورمان هیچ‌گاه به حد کفایت جدی گرفته نمی‌شود؟»
قرار نبوده و نیست که حتی در روزهای هفته ورزش نیز اولویت به ورزش حرفه‌ای و قهرمانانی داده شود که مشغول حضور در بالاترین سطح ورزش ایران و جهانند و عضو تیم ملی هستند و چپ و راست به سفرهای خارجی می‌روند و درآمد تعداد قابل توجهی از آنها و به ‌ویژه قشر فوتبالیست‌ها و سپس والیبالیست‌ها از پارو بالا می‌رود و دستمزدهای نجومی می‌گیرند. با چنین زمینه فکری وقتی مسئولان امر سال‌ها پیش به فکر گشایش و رعایت و اجرای هفته‌ای تحت عنوان هفته تربیت بدنی و ورزش افتادند و اواخر مهر و اوایل آبان را برای این مهم برگزیدند و برای هر یک از 7 روز آن یک عنوان تعریف و مراسمی ویژه همان روز را تدارک دیدند، اولویت را بر این گذاشتند که جنس و رویکرد و بخش عمده‌ای از دستور کار تمامی این روزها تأکید بر اهمیت ورزش همگانی و یافتن راه‌هایی برای انجام این مهم باشد. دقیقاً به همین خاطر است که مجبوریم در واپسین روزهای اولین ماه از پاییز 1400 بپرسیم چرا ورزش همگانی هنوز قدری مهجور است و هرگز به رشد و گسترشی نرسیده که مسئولان ورزش ادعای آن را داشته‌اند و در جمع وظایف آنها قرار داشته است. اینکه هر روز جمعه عده ولو زیادی در سطح چند خیابان بدوند و یا مسابقات دوچرخه‌سواری در چند شهر با حضور مردم عادی برگزار شود و یا عده کثیری در بعضی خیابان‌ها و محله‌ها راهپیمایی کنند و در پارک‌ها گروهی با بدوی‌ترین حرکات دست و پا و دراز و نشست و نظایر آن مثلاً بدنسازی کنند، اصلاً نشانه کامل و راستینی از بسط ورزش همگانی به حساب نمی‌آید و خبر از رو به ‌راه بودن وضعیت جسمانی مردم عادی نمی‌دهد. اگر می‌خواهید به معیارهای صحیح‌تر و صریح‌تری در این زمینه دست یابید، کافی است در خیابان‌ها ضمن ترددهای روزانه خود به اندام و وضعیت جسمانی رهگذرها دقیق شوید و شرایط جسمانی همکاران و فامیل‌های خود را ببینید و آدم‌های اجتماع‌مان را ولو بطور سطحی و گذرا برانداز کنید. در آن صورت از دیدن شکم‌های متعدد برآمده، اندام‌های ناموزون، نفس‌های غیر ‌چاق و «هن و هن» کردن راهپیماها و رنگ و روهای پریده بسیاری از مردم متعجب خواهید شد و از خودتان خواهید پرسید آیا در جامعه سالمی زندگی می‌کنید و آیا با آدم‌هایی همسو هستید که نشانه‌های سلامتی در آنها به حد استاندارد می‌رسد و آیا به کمترین حد نیز به ورزش روزانه و حتی هفتگی و ماهانه تن می‌دهند. در نهایت شاید نگاهی به خودتان هم بیندازید و با دیدن شرایط بد خودتان از هر سو نا‌امید شوید و میزان یأس‌تان فزونی گیرد و به خودتان نهیب بزنید که اگر قرار است در این جامعه کمتر کسی صاحب استاندارد سلامتی و نفس‌های چاق و اندام‌های موزون باشد، چرا من نیز در همین زمینه ضعف‌هایی بزرگ را دارم و به چه سبب همگی بیدار نمی‌شویم و تلاش ورزشی نمی‌کنیم و از خمودگی به ‌در نمی‌آییم.
بهانه‌هایی که معمولاً در این زمینه‌ها ارائه می‌شود، آنقدر تکراری و نخ‌نما شده که جز کسالت ارمغانی ندارد.
این بهانه‌ها که کار و شغل روزانه و درگیری با مسائل معیشتی و البته تأمین مخارج کمرشکن آن و اخیراً لزوم مقابله با کرونا دیگر دل و دماغ و وقتی برای ورزش کردن باقی نمی‌گذارد شاید دور از حقیقت نباشند اما واقعیت امر این است که اگر نه به شعار بلکه به عمل نیز خواستار سلامتی باشیم و چنانچه از ضررهای سنگین راکد ماندن دوری می‌جوییم، می‌توانیم در هر روز حداقل 10 یا 15 دقیقه به ورزش‌های اولیه رایج مانند دراز و نشست و کار روی تردمیل‌های نصب شده در پارک‌ها و یا حداقل راهپیمایی و دویدن در اوایل صبح و یا در دقایق قبل از غروب اهتمام ورزیم و گرد رخوت را از تن بزداییم. در آن صورت نیز شکم‌های باد کرده‌مان کاملاً فرونشست نخواهد کرد و برخی نا‌آمادگی‌ها پایدار خواهد ماند اما از وضعیت‌های اسفبار نیز خارج خواهیم شد و شکل و فرم معقول‌تری خواهیم یافت و تکرار و استمرار در این امر می‌تواند در یک بازه زمانی دو ساله بسیاری از چربی‌های زاید را از پیکرمان حذف کند و در صورت ورود قشرهای بیشتری به این پروسه، در سال‌های آتی جامعه‌ای داشته باشیم که اگر هم بیلان درخشانی در امر ورزش همگانی ندارد، لا‌اقل آمار و دستاوردها و شرایط ظاهری‌اش هم هولناک نباشد. با مسئولان امر است که این مهم را ساماندهی و برای آن یک نقشه راه را ترسیم کنند و با مردم عادی است که با پرهیز از بهانه‌جویی‌ها و با افزودن بر حجم اندک همت‌شان، بیش از پیش به ورزش روزانه بپردازند وگرنه 10 یا 20 و حتی 70 سال بعد در عرصه ورزش همگانی در همین شرایط خواهیم بود که اینک هستیم و آرزوهای تحقق ‌نیافته بر دوش‌مان باز سنگینی خواهد کرد و سؤالات مطروحه در همین مطلب مجدداً از مقابل چشم‌های ما رژه خواهد رفت، بدون اینکه در آن زمان هم جوابی را بر این پرسش‌ها بیابیم.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.