سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰

پرزِ جدید فوتبال ایران

سال بلـــوا

سال بلـــوا
میعاد نیک
میعاد نیک خبرنگار

ایران ورزشی: بلوایی که طی هفته اخیر در فضای فوتبال باشگاهی ایران به پا خاست، سناریویی بود که سازنده و پردازنده آن بارها و بارها از اقتصادی کردن فوتبال باشگاهی و تبدیل این فوتبال فقیر و فلاکت‌زده به صنعتی ثروتمند صحبت می‌کرد. مصطفی آجورلو که با اختیار تام از سمت شخص وزیر ورزش و جوانان راهی اتاق مدیرعاملی باشگاه استقلال شده، نخستین برنامه اقتصادی‌اش را به شکلی به منصه ظهور در‌آورد که عملاً یک جنگ خونین و نبردی تمام عیار بین باشگاهش و سازمان لیگ فوتبال ایران شکل بگیرد؛ جنگی که قطعاً بدون بازنده نخواهد بود و یکی از این دو قدرت مجبور به عقب‌نشینی از مواضع خود خواهند شد.

این آتشی که از سمت باشگاه استقلال به سمت میدان شیخ‌بهایی و ساختمان سازمان لیگ فوتبال با منجنیق تبلیغات محیطی روانه شده، بی‌شباهت به غوغایی نیست که فلورنتینو پرز در آسمان فوتبال اروپا ساخته و پرداخته بود. مدیرعامل قدرتمند باشگاه رئال‌مادرید که خود یکی از موفق‌ترین مدیران اقتصادی کشور اسپانیا در بخش عمرانی ا‌ست، با بر پا کردن تورنمنتی جدید به نام سوپرلیگ اروپا، قصد داشت تا عواید باشگاه‌های پرطرفدار فوتبال اروپا را افزایشی هنگفت ببخشد و زیان‌های ناشی از پاندمی کووید-۱۹ را تا حد زیادی جبران کند. تئوری کامل و جالبی که البته به علت ترس سایر باشگاه‌ها از چند بیانیه یوفا در نطفه ناکام ماند و به سال‌های بعد موکول شد اما همین جرقه شاید در ذهن سردار مصطفی آجورلو هم پدید آمد تا مدیرعامل باشگاه استقلال در نقش فلورنتینو پرز ایرانی ایفای نقش کند؛ سردمداری یک جنبش بزرگ علیه سازمانی که تمام درآمدهای حاصل از زحمت باشگاه‌ها را به تاراج برده.

حرف دو مدیرعامل در عمل یکی‌ است؛ تمام زحمات و مشکلات بر گردن باشگاه‌هاست، پس اکثر عواید مالی و انتفاعات مادی نیز باید به حساب آنها واریز شود، سهم سازمان برگزارکننده رقابت‌ها هم با درصدی معین پرداخت خواهد شد. این فلسفه شاید روی کاغذ هیچ ایرادی نداشته باشد اما در عمل با ابهامات بسیاری روبه‌رو خواهد بود. این ابهامات هرگز به این معنا نیست که هدف باشگاه استقلال و شخص مصطفی آجورلو اشتباه بوده و یا در حال برپایی عَلم دادخواهی اشتباهی هستند اما تیم حقوقی باشگاه استقلال و به تبع آبی‌ها، سایر باشگاه‌های لیگ برتری نیز باید تمام مهره‌های خود را با دقت نظر خاصی بچینند تا مو لای درز این نقشه نرود و سازمان لیگ در گوشه رینگ گیر افتاده، هوک چپ و راست بخورد و قافیه را ببازد.

نخستین لازمه خصوصی‌سازی باشگاه‌ها در نحوه درآمدزایی آن‌هاست؛ سازمان صداوسیما که مدت‌هاست با قلدری مقابل فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و باشگاه‌ها ایستاده و حق پخش تلویزیونی‌شان را دقیق و درست پرداخت نمی‌کند؛ عواید بلیت‌فروشی که مقصدش مشخص نیست و فروش ملزومات هواداری هم که در فرهنگ فوتبال ایران جا نیفتاده؛ بنابراین تنها راه باقی‌مانده همان مسأله تبلیغات محیطی خواهد بود که باید احصا و دریافت شود. مصطفی آجورلو اگر در این راه با کارشکنی باشگاه رقیب که همیشه دندانِ گردی داشته مواجه نشود و هر ۱۵ باشگاه دیگر لیگ برتری را پشتوانه خود ببیند، با تکیه بر نفوذ سیاسی خود قطعاً پیروز این قائله لقب خواهد گرفت و نام خود را حتی بالاتر از رئیس فدراسیون فوتبال، به عنوان خادم واقعی فوتبال باشگاهی در تاریخ به ثبت خواهد رساند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.