دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

با ابراهیم رنجبر ، از کربلای 5 در شلمچه تا پارالمپیک ریو:

از فراموش شدن نمی‌ترسم / تنها راه فرار از حال امروز، کار کردن برای خداست

از فراموش شدن نمی‌ترسم / تنها راه فرار از حال امروز، کار کردن برای خداست

هدفم شناساندن این ورزش به افرادی بود که بنا به دلایلی دچار معلولیت شده بودند و با دیدن این ورزش می‌توانستند به زندگی برگردند. گرفتن مدال هم عاملی شد برای این‌که بتوانیم این ورزش را معرفی کنیم و من واقعاً از این خوشحالم. بعد از این هم احساس کردم دیگر فایده‌ای برای این ورزش ندارم.

محسن وظیفه -  چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که تیم میکس پاراتیروکمان در بازی‌های پارالمپیک توانست به مدال نقره برسد. تیم متشکل از زهرا نعمتی و ابراهیم رنجبر که در یک قدمی کسب مدال طلای ریو بود، به طور ناگهانی و در تیر آخر مدال طلا را با نقره عوض کرد تا این مدال نقره با وجود ارزش زیادی که برای کاروان ایران داشت، به خاطره تلخی برای ابراهیم رنجبر تبدیل شود. رنجبر از جانبازان سرافراز 8 سال دفاع مقدس است که در پاراتیروکمان نزدیک به 16 سال فعالیت کرد و حالا از آن مدال نقره به عنوان بدترین خاطره دوران ورزشی خود یاد می‌کند. رنجبر بعد از بازی‌های ریو از ورزش حرفه‌ای خداحافظی کرده و در این مدت هیچ‌کس از او خبری نداشت. یک فراموش شده که البته خودش می‌گوید مشکلی با فراموش شدن ندارد. اگر چه او کارهایی را انجام داده که فراموش کردنش به این آسانی‌ها ممکن نیست. علاوه بر موفقیت‌های زیادی که در عرصه ورزش برای او ثبت شده او از قهرمانان جبهه و جنگ هم هست. عملیات کربلای 5 و شلمچه همانند ریو هرگز دلاوری‌های ابراهیم رنجبر را فراموش نمی‌کند. به بهانه یادآوری افتخارات این قهرمان، با او همکلام می‌شویم که بخشی از حرف های او را اینجا و متن کامل گفت و گو را می‌توانید روز یکشنبه ( 23 شهریور ماه) در روزنامه ایران ورزشی بخوانید.

***

رنجبر درباره خداحافظی اش می‌گوید:« من بعد از بازی‌های پارالمپیک ریو از تیروکمان خداحافظی کردم و در این مدت هم نه من حال تیروکمان را پرسیدم و نه تیروکمان سراغی از من گرفت. کاملاً بی‌خبرم از اتفاقاتی که در این رشته رخ داده و من فقط هر از گاهی اخبار را از طریق رسانه پیگیری کردم. البته با برخی از دوستان دوران ورزشکاری در ارتباط هستم. هر از گاهی تماس می‌گیریم و با هم صحبت و احوالپرسی می‌کنیم. در همین حد که من خوبم، تو خوبی؟ یا هوا چقدر خوبه (خنده) در همین حد و درباره ورزش اصلاً صحبتی نمی‌کنیم.»

او در پاسخ به این سوال که آیا قهر کرده‌اید، می گوید:«  نه بابا قهر چیه؟ من اگر قهر کرده بودم سر و صدا به پا می‌کردم. بی سر و صدا خداحافظی کردم که هیچ آسیبی هم به تیم نرسد. الان هم دارم به زندگی‌ام می‌رسم و از وضعیتی که دارم رضایت کامل دارم.  من واقعاً مشکلی با این فراموش شدن ندارم. گلایه‌ای هم از کسی ندارم و الان هم در حال تحصیل و مطالعه هستم. وقتی وارد این ورزش شدم اهدافی داشتم که به هدفم هم رسیدم.»

این قهرمان درباره اهدافش در دوران قهرمانی هم حرف‌های جالبی دارد:« اصلاً هدفم گرفتن مدال نبود. هدفم شناساندن این ورزش به افرادی بود که بنا به دلایلی دچار معلولیت شده بودند و با دیدن این ورزش می‌توانستند به زندگی برگردند. گرفتن مدال هم عاملی شد برای این‌که بتوانیم این ورزش را معرفی کنیم و من واقعاً از این خوشحالم. بعد از این هم احساس کردم دیگر فایده‌ای برای این ورزش ندارم و وقتی قرار نیست به کار این ورزش بیایم چرا باید باشم. هدفم از ورود به ورزش این بود که یک ورزشکار معلول نباید خانه بنشیند و خانواده و جامعه درگیر این معلولیت شود. البته خود زهرا نعمتی هم از کسانی بود که در دوران جوانی آسیب دید و بعد توانست وارد این ورزش شود. او حتماً یک الگو داشته که بعد هم خودش به الگو تبدیل شده است.»

او حرف‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد:« وقتی یک نفر مدال می‌گیرد اعتقاد دارم که مردم خوشحال می‌شوند و همین مهم است. همین باعث می‌شود که عده‌ای با ورزش آشنا شوند. وقتی احساس کردم که این کار را انجام دادم گفتم دیگر کاری که باید انجام می‌دادم را داده‌ام و بروم به زندگی‌ام برسم.»

ابراهیم رنجبر در ادامه درباره روزهای جنگ، روزهایی که جانباز شد و مشکلات اقتصادی مردم هم موارد قابل تاملی را مطرح می‌کند و می گوید تنها راه فرار از مشکلات امروز این است که مردم مثل روزهای جنگ، برای خدا کار کنند. 

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.