سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰

روایت ماجرای ایرانی – خارجی‌های بسکتبال به بهانه خداحافظی رستم‌پور

سراب دورگه‌ها

سراب دورگه‌ها
محسن آجرلو
محسن آجرلو خبرنگار

ماجرای حضور دورگه‌ها در ورزش ایران، ماجرای چندان خوشایندی نیست. بسکتبال و غیر بسکتبال هم ندارد. در همان فوتبال هم بسیاری از چهره‌هایی که به ایران آمدند، پس از بازی در تیم ملی روندی را طی کردند که به دوران افول‌شان منجر شد

ایران ورزشی / چند ماهی بود که از او خبری نبود. بعد از المپیک با آن عملکرد بحث‌برانگیز، گفته شد با یک تیم ایرانی هم قرارداد بسته اما آنقدر از او خبری نشد تا خبر اصلی را خودش منتشر کرد.
دوشنبه شب بود که مایک رستم‌پور ملی‌پوش دورگه (ایرانی - آمریکایی) تیم ملی بسکتبال ایران، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش، از دنیای بسکتبال خداحافظی کرد. خبر عجیبی که شاید خیلی‌ها انتظارش را نداشتند و پایان غیر منتظره‌ای بود بر دوران بازی یکی از بازیکنان دورگه‌ای که حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون حضورش در بسکتبال ایران وجود داشت. اتفاقی که بهانه خوبی است برای پرداختن به ماجرای حضور این بازیکن دورگه که به فاصله چندین سال پس از فوتبال، در بسکتبال ایران آغاز شد و آنقدر ادامه پیدا کرد که مخالفت اکثریت را برانگیخت و منجر به حضور ضعیف‌ترین بازیکنان ممکن در تیم ملی شد.

از نساج‌پور و بنی کچویی تا نیکتاش و جلال‌پور
در سال‌های ابتدایی دهه نود بود که یکی دو بازیکن ایرانی، پس از سال‌ها زندگی در کانادا و آمریکا، با ناامید شدن از بازی در سرزمین بسکتبال، به ایران آمدند تا بتوانند برای خودشان اسم و رسمی دست و پا کنند. بازیکنانی نظیر عرفان نساج‌پور و بنی کچویی که در ابتدا آمدنشان به ایران با استقبال مواجه شد و حتی حضور گذرایی در تیم‌های ملی‌ هم داشتند. با این حال خیلی زود تب و تاب حضورشان خوابید و مشکلات متعدد از جمله خدمت سربازی، پرداخت مبالغ قابل توجه به فیبا برای گرفتن کارت بازی و ... هم مزید بر علت شد تا فرار را بر قرار ترجیح دهند. کما اینکه از لحاظ کیفی هم آنقدر سطح بالایی نداشتند که دست‌اندر‌کاران بسکتبال پیگیر کارهایشان باشند و تلاش کنند موانع حضورشان را برطرف کنند.
آغاز رسمی پرداختن به بازیکنان در اصطلاح دورگه یا دوتابعیتی اما به زمان درک بائرمن برمی‌گردد. مربی که تلاش کرد تا به لیستی از بازیکنان ایرانی در سطح دنیا دست پیدا کند و با استفاده از همه پتانسیل موجود، عملکرد بهتری در تیم ملی داشته باشد. در همان زمان بود که بازیکنانی مانند نوید نیکتاش و آرون گرامی‌پور به شکل رسمی و غیر رسمی به تیم ملی دعوت شدند و حتی در اردو حضور پیدا کردند اما هیچ‌کدام در آن زمان به ترکیب تیم نرسیدند.
خرداد 96 بود که نوید نیکتاش به عنوان اولین بازیکن دورگه به اردوی تیم ملی آمد و خیلی زود به طور رسمی ملی‌پوش شد. بازیکنی 203 سانتی که در آن زمان 26 – 25 سال داشت. یک رگ فرانسوی داشت و در لیگ انگلیس بازی می‌کرد. درخشش او در لیگ انگلیس و حضور چندین هفته‌ای‌اش در تیم برتر، باعث شد این بار به طور رسمی به اردوی تیم ملی زیر نظر مهران حاتمی دعوت شود و در نهایت هم آنقدر خوب باشد که فدراسیون زیر بار پرداخت هزینه کارت بازی او برود.

اصرار شاهین‌طبع به اضافه شدن دورگه‌ها
پس از رسیدن سکان هدایت تیم ملی به مهران شاهین‌طبع بود که حضور دورگه‌ها در بسکتبال ایران پررنگ‌تر شد. نیکتاش به نوعی مسیر را باز کرد اما خودش خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد. پس از او بازیکنانی نظیر مایک رستم‌پور و آرون گرامی‌پور به اردوی تیم ملی دعوت شده و خیلی زود وارد بسکتبال ایران شدند. رستم‌پور حتی خیلی زود بازی در لیگ برتر را هم تجربه کرد تا حضور پررنگ‌تری داشته باشد.
گرامی‌پور البته یکی از همان خارجی‌هایی بود که در زمان درک بائرمن به تیم ملی دعوت شده بود اما همان گیر و گورهای خدمت سربازی و مشکلات حاشیه‌ای آن، باعث شده بود تا آرون قید حضور در ایران را بزند. در زمان شاهین‌طبع اما شرایط و قوانین قدری متفاوت شده بود و مسیر آمدن دورگه‌ها باز.
هر دوی این بازیکن‌ها علی‌رغم نشان دادن عملکردی خاص و متفاوت در تیم‌های باشگاهی خود، بارها به تیم ملی دعوت شدند. به عبارت بهتر این تیم ملی بود که به این دو اعتبار و جایگاه داده بود و نه اینکه آنها بار خاصی را از دوش تیم ملی بردارند. البته که آرون گرامی‌پور در چند مسابقه‌ای نشان داد که توانایی بازی در سطحی بالاتر از بسکتبال ایران را دارد اما همان هم گذرا بود و بی‌ثبات.

پایان غم‌انگیز
المپیک توکیو نقطه عطفی در حضور این بازیکنان در تیم ملی بود. البته که این نقطه عطف، محل گذر از دوران حضور پررنگ آنها به عدم حضور شد. جایی که در ترکیب 12 نفره ایران سه بازیکن دورگه حضور داشتند که هر سه جزو ضعیف‌ترین بازیکنان جام لقب گرفتند.
مهران شاهین‌طبع که آرون گرامی‌پور و مایک رستم‌پور را به هر شکل ممکن در ترکیب ثابت جای داده بود، در آستانه المپیک یک دورگه دیگر را با داشتن تابعیت آلمانی به تیم ملی آورد. پویان جلال‌پور که گفته شد در بوندس لیگا درخشیده و عملکرد خوبی داشته اما آنقدر ضعیف بود که خود شاهین‌طبع هم رغبت نکرد زمانی بازی به او بدهد.
در پایان بازی‌های المپیک و براساس آمار منتشر شده، این سه نفر جزو ضعیف‌ترین بازیکنان المپیک قرار گرفته‌اند. گرامی‌پور در رده آخر بازی‌ها یعنی نفر ۱۳۲، رستم‌پور ۱۲۹ و جلال‌پور هم در مکان ۱۲۶ ایستاد. اتفاقی که کاملاً براساس آمار بود و هیچ تحلیل و نظر شخصی مخدوشش نمی‌کرد.
در همین بازی‌ها و براساس همین آمار، بازیکنی مانند حامد حدادی در رده 15 قرار گرفت و  بهنام یخچالی در رده 21 ! حتی محمد جمشیدی هم در شرایطی که با روزهای اوجش فاصله داشت، در جایگاه 36 قرار گرفت.
این رده‌‌بندی هم اگرچه عیب و ایرادهای بسیاری داشت و به این معنی نبود و نیست که مثلا یخچالی 21 امین بازیکن برتر دنیاست. با این حال متر و معیار مناسبی براساس آمار بود تا ببینیم عیار بازیکنانی که با خود به المپیک برده‌ایم چقدر است.
همین اتفاق‌ها و صدالبته تغییر سرمربی تیم ملی بود که حداقل تا این لحظه و اردوی حال حاضر، نقطه پایانی بر حضور دورگه‌ها در تیم ملی بسکتبال گذاشته. با آن عملکرد هم خیلی بعید است که ضربه‌ای به تیم ملی بزند و بشود برای لحظه‌ای جای خالی‌شان را در تیم ملی دید.

خداحافظی مایک قبل از 30 سالگی
همه اینها را به بهانه خداحافظی مایک رستم‌پور نوشتیم. بازیکنی که لم داده در ساحل پست خداحافظی گذاشته اما هنوز 30 سال را هم پر نکرده و بیش از یک ماه تا 30 سالگی فاصله دارد. با این حال به لطف مهران شاهین‌طبع و بی سر و سامانی بسکتبال ایران، مهم‌ترین تورنمنت‌های دنیای بسکتبال یعنی جام جهانی و المپیک را تجربه کرد. اتفاقی که برای بسیاری از خاک خورده‌های بسکتبال ایران طی سال‌های گذشته نیفتاد و نمی‌افتد. همه‌شان پس از سال‌ها حضور ممتد در لیگ و حتی تیم ملی، خیلی بیش از بازیکنانی نظیر رستم‌پور و جلال‌پور، شایسته تجربه این رویدادهای بزرگ بودند اما قربانی کج‌سلیقگی حاکم بر تیم ملی شدند.
رستم‌پور اما خیلی راحت به همه اینها رسید و حالا که دید دیگر جایی برای او در ایران نیست، کفش‌هایش را آویخت و به قول خودش بازنشسته شد.
این فوروارد ۲ متر و ۶ سانتیمتری پس از دعوت به تیم ملی در سال ۲۰۱۹، در لیگ داخلی ایران مشغول شد. رستم‌پور سابقه بازی کردن برای تیم‌های نفت آبادان، شیمیدر قم و شهرداری گرگان را در کارنامه دارد و حالا خیلی زود به استقبال بازنشستگی رفته است.
البته که گفته می‌شد برخی مشکلات شخصی مانع حضور در لیگ ایران شده و همین‌ها هم باعث شده تا به این زودی خداحافظی کند. با این حال وقتی به این سادگی به هرچه می‌خواست در بسکتبال رسید، قطعاً انگیزه چندانی هم برای ادامه مسیر نداشته و ترجیح داده مسیر دیگری را برای ادامه زندگی انتخاب کند.

سرنوشت ناخوشایند دورگه‌ها در ایران
ماجرای حضور دورگه‌ها در ورزش ایران، ماجرای چندان خوشایندی نیست. بسکتبال و غیر بسکتبال هم ندارد. در همان فوتبال هم بسیاری از چهره‌هایی که به ایران آمدند، پس از بازی در تیم ملی روندی را طی کردند که به دوران افول‌شان منجر شد. از امثال فریدون زندی گرفته که پس از دوران اوجش در بوندس لیگا به ایران آمد و رفته رفته آنقدر بد شد که خیلی زود دیگر جایی در ایران هم نداشت، تا اشکان دژاگه که شاید یکی از آخرین‌ها بود و دیدیم که از قامت یک ستاره در اوج جوانی، چطور به یک بازیکن معمولی تبدیل شد و حالا هم به لیگ سطح پایین کشورهای عربی پناه برده.
در بسکتبال هم اکثر دورگه‌هایی که آمدند و رفتند، یا آنقدرها کیفیت نداشتند که بتوانند ماندگار شوند و یا بعد از حضور در ایران و تیم ملی، روند دیگری را در پیش گرفتند که مسیر بسکتبالی‌شان را صد و هشتاد درجه عوض کرد.
حالا بازیکنان دو تابعیتی، دورگه یا هر عنوان دیگری که به آنها اطلاق می‌شود، جایی در تیم ملی ندارند. نمی‌شود گفت که خوب است یا بد. هیچ نگاه منفی یا مثبت خاصی هم روی این بازیکنان وجود ندارد اما به هر ترتیب نگاه معقول و منطقی شاید این باشد که وقتی بازیکنانی بهتر و یا حداقل با همان کیفیت و سطح بازی در لیگ خودمان وجود دارد، چرا باید دور دنیا سر بچرخانیم و در آخر هم ماهی‌هایی بگیریم که در دریای خودمان بزرگتر و بهترش، به وفور یافت می‌شود؟

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.