شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰

فوتبال اگر سینه تو بشکافند...

فوتبال اگر سینه تو بشکافند...
احسان محمدی
احسان محمدی خبرنگار

یکی از جملات مشترک بسیاری از اهالی فوتبال این است: «یه چیزایی می‌دونم که اگه بگم خیلیا باید واسه همیشه از این فوتبال برن!» راست و دروغش گردن ناقلان این جمله اما بسیاری از رازهای فوتبال در ایران هرگز فاش نمی‌شود. گره‌ها و قصه‌هایی هست که گفته نمی‌شود و گاهی با رفتن بعضی از چهره‌ها برای همیشه زیر خاک می‌روند و دفن می‌شوند.

ایران ورزشی -  یکی از جملات مشترک بسیاری از اهالی فوتبال این است: «یه چیزایی می‌دونم که اگه بگم خیلیا باید واسه همیشه از این فوتبال برن!» راست و دروغش گردن ناقلان این جمله اما بسیاری از رازهای فوتبال در ایران هرگز فاش نمی‌شود. گره‌ها و قصه‌هایی هست که گفته نمی‌شود و گاهی با رفتن بعضی از چهره‌ها برای همیشه زیر خاک می‌روند و دفن می‌شوند.
ماجرا فقط افشاگری و ریختن پته دیگران و اتهام‌زنی نیست. بعضی از این موارد را نمی‌شود یکطرفه اثبات کرد. شاهین بیانی کاپیتان و ستاره اسبق استقلال در گفت‌و‌گو با ورزش 3 برادرش شاهرخ بیانی و مهدی فنونی‌زاده را متهم کرده است که در دیدار مقابل پرسپولیس کم‌کاری‌ کرده‌اند و نگذاشته‌اند استقلال گل‌های بیشتری به پرسپولیس بزند.
اینکه رابطه شکرآب شاهین - شاهرخ ریشه در این اتهام‌زنی دارد یا شاهرخ به واسطه دوستی با علی پروین و بازی در پرسپولیس و تیم ملی چنین کاری کرده دو قصه جدا هستند که شاید نیاز باشد یک کمیته حقیقت‌یاب ورود کند. مواردی از این دست بسیار داریم. البته آن زمان دوربین فیلمبرداری و گوشی موبایل هم در دسترس نبود تا بشود رازهای رختکن و اسکرین‌شات‌ها را فاش کرد ولی یکی از عواملی که باعث می‌شود ماجراهایی از این دست گفته شود یا نشود فقدان تاریخ‌نگاری فوتبال است.
اینکه بازیکنان، مربیان و حتی کادر فنی (پزشک، بدنساز، فیزیوتراپ و‌...) هیچ‌وقت دست به انتشار خاطرات‌شان نمی‌زنند. بیشتر اوقات چیزی که در دست داریم گزارش و یادداشت روزنامه‌نگاران است یا گفت‌و‌گوهای شفاهی. اصغر نیک‌سیرت مترجم برانکو ایوانکوویچ یکی از معدود کسانی است که در این حوزه چند کار انجام داده که «آقای پروفسور» بیشترین بازخورد را داشت ولی نکته جالب ماجرا این است که در این کتاب هم نکاتی در مورد بعضی اختلافات درون باشگاه و تیم پرسپولیس قلمی شده که بازیکنان حتی به آن هم واکنش نشان ندادند! یعنی انگار کتاب را نخواندند و برای‌شان خیلی مهم نبود!
این ماجرا را مقایسه کنید با انتشار کتاب خاطرات بازیکنان و مربیان لیگ‌های برتر. هر کدام از آن کتاب‌ها نه تنها یک هویت متفاوت به ستاره می‌دهد بلکه جریان‌ساز هستند و تا مدت‌ها در مورد جزئیات آنها حرف می‌زنند و حتی گاهی در دوره‌های آموزشی مدیریت سازمانی به آن استناد می‌شود. البته که میزان کتاب‌خوانی جامعه هدف، طیف گسترده مخاطبان انگلیسی‌خوان و تبلیغات مؤثر است اما چرا بازیکنان و مربیان ایرانی تا این اندازه دست به سکوت می‌زنند. یک روز با «رضا چلنگر» گپ می‌زدم، گنجینه خاطرات و اتفاقات 20 سال اخیر فوتبال ایران است. خاطراتی به شدت عجیب، ناب، گاهی کمدی و گاهی هم تلخ و عبرت‌آموز. تشویق کردم که کتاب خاطراتش را بنویسد. گفت «اگر بنویسم باید از ایران بروم!» مقصودش این بود که بازیکنان و هواداران تاب شنیدن هیچ نقدی را ندارند و یا باید همه چیز را سانسور کرد که تحریف تاریخ است یا صرفاً خاطرات خوب را منتشر کرد که باز هم سوگیری ایجاد می‌کند و واقعیت نیست و...
سینه فوتبال ایران پر از راز است. تجربه‌های تلخ و شیرینی که خوب است گفته شود. این زاویه‌ای است که کمتر نوری به آن تابیده است، همان قلمرو اختصاصی مربیان و بازیکنان، از رختکن تا جلسات تمرین، از نشست‌های خصوصی تا زمین بازی... مطمئن هستم بالاخره یک نفر چراغ اول را روشن می‌کند. فقط امیدوارم تا آن روز زنده باشم.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.