پنج شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰


فقر گل در هفته هفتم؛ تنها هفت گل برای هشت بازی

یک لیگ نازا، فقیر و سترون

یک لیگ نازا، فقیر و سترون
سعید اقایی
سعید اقایی خبرنگار

تابلوی نتایج هفته هفتم را مرور می‌کنیم و نخستین نکته‌ای که چشم ما را می‌زند، فقر گل است. گویی به دروازه‌ها قفل زده‌اند و کلیدش را روی پشت بام سازمان لیگ انداخته‌اند! آنچه در لیگ ایران یک اتفاق تازه و شگفت‌انگیز محسوب نمی‌شود و از فرط تکرار بدل به یک عادت دل‌ آزار شده که از هفته‌ای به هفته دیگر و حتی از فصلی به فصل دیگر تعمیم می‌یابد. یک ویروس کهنه که در لیگ ایران تکثیر شده و گویا برای آن هیچ نسخه شفابخشی نیست.

ایران ورزشی - تابلوی نتایج هفته هفتم را مرور می‌کنیم و نخستین نکته‌ای که چشم ما را می‌زند، فقر گل است. گویی به دروازه‌ها قفل زده‌اند و کلیدش را روی پشت بام سازمان لیگ انداخته‌اند! آنچه در لیگ ایران یک اتفاق تازه و شگفت‌انگیز محسوب نمی‌شود و از فرط تکرار بدل به یک عادت دل‌ آزار شده که از هفته‌ای به هفته دیگر و حتی از فصلی به فصل دیگر تعمیم می‌یابد. یک ویروس کهنه که در لیگ ایران تکثیر شده و گویا برای آن هیچ نسخه شفابخشی نیست. لیگ فقیری که تعداد گل‌های رد و بدل شده و حتی بیشتر از آن موقعیت‌های خلق شده از تعداد انگشتان دو دست کمتر است و تماشای آن بیشتر برای بیماران اعصاب و روان کاربرد دارد که با دیدن این بازی‌های ملال‌آور، بی‌خاصیت و بی‌مایه به یک خواب شیرین میهمان شوند، گویی یک ورق قرص دیازپام را یکجا مصرف کرده باشند!
این انگاره ابداً یک طنز تلخ و یا تلخ‌اندیشی بی‌رحمانه درباره فوتبال ایران نیست بلکه از واقعیتی منبعث می‌شود که هر هفته در لیگ برتر به عنوان مهم‌ترین و عالی‌ترین رویداد فوتبال ایران روی پرده می‌رود. یک نمایش به غایت بی‌کیفیت که هیچ نشانی با مؤلفه‌های آشنای فوتبال یعنی، هیجان، شور و شگفتی ندارد. مصداق عینی آن را می‌توان در اتفاقات همین هفته هفتم لیگ رؤیت کرد؛ 3 بازی بدون گل و 3 برد با حداقل گل. این کیفیت نازل فوتبال ایران را می‌توان در هر هفته به نظاره نشست. آنچه هیچ قرابتی با ترن‌اوور مالی لیگ، دستمزدهای نجومی و اسکناس‌های بی‌حساب و کتابی که از جیب مردم پای این فوتبال دولتی ورشکسته ریخته می‌شود، ندارد.
در مذمت این پدیده زشت و بی‌روح که هر هفته به اسم فوتبال به خورد مخاطب داده می‌شود، می‌توان ساعت‌ها نوشت و دلایل فراوانی ردیف کرد که شاید مهم‌ترین آن را باید روی نیمکت جست‌وجو نمود. از فقر دانش روی نیمکت‌های لیگ برتر که در انحصار یک مشت نام تکراری و بدون هیجان قرار گرفته‌اند که مهم‌ترین دستاورد و آموزه آنها به دوران بازیگری زیر نظر مربیان سنتی همانند خودشان مربوط می‌شود و پس از آویختن کفش‌ها بدون هیچ دوره، کلاس و یا آموزشی فی‌البداهه وارد چرخه مربیگری می‌شوند. مربیانی با این سطح نازل که با هر نتیجه و هر کیفیتی، فارغ از خروجی لیگ، جای ثابتی روی نیمکت‌ها دارند و تنها از تیمی به تیمی دیگر منتقل می‌شوند. از همین‌رو در این ورطه تکرار، هیچ تلاش و کوششی برای کسب دانش یا آموزش یا آپدیت شدن ندارند و بالطبع چنین مربیانی با این کیفیت نازل چیزی برای آموختن به بازیکنان خود نخواهند داشت. با این مربیان تکراری و این دانش نازل بدیهی است که فوتبال ایران در حوزه تاکتیک و فوتبال آکادمیک با مشکلات جدی روبه‌رو باشد و فقر تاکتیکی به شدت بیداد می‌کند. این لیگ هیچ زایش و هیچ تولد فنی ندارد و مربیان جملگی با یک برنامه کلیشه‌ای و از پیش تعیین شده و بدون هیچ نوآوری خاصی هفته به هفته و سال به سال تیم‌های خود را هدایت می‌کنند. این دور تسلسل تا بدانجا ادامه دارد که حتی یک هوادار نابینا نیز با شنیدن نام یک مربی می‌تواند تاکتیک و برنامه تیم تحت هدایتش را فارغ از بازیکنان و شرایط بازی و حریف پیش‌بینی کند!
فقر سواد و دانش در فوتبال ایران از لیگ برتر به عنوان عالی‌ترین و بالاترین سطح فوتبال ایران به لایه‌های پایین‌تر نیز تسری یافته و همین رویه غلط را در لیگ‌های پایین‌تر و از همه مهم‌تر در فوتبال پایه نیز می‌بینیم. آنجا که باید محلی برای کشف، رشد و نمو و تربیت استعدادها باشد اما در یک فوتبال سترون و فقیر اساساً مربی با دانش و با کیفیتی وجود ندارد که استعدادها را کشف کند، تراش داده و از آنها یک بازیکن ششدانگ بسازد. نتیجه این دور باطل را می‌توان به عینه در لیگ رؤیت کرد. در لیگی که مهاجمان سالخورده و پیر در دهه چهارم زندگی‌شان هنوز مشتری دارند و قرارداد میلیاردی می‌بندند و البته گل نمی‌زنند و مهاجمان جوانی که در بدیهیات فوتبال مشکل دارند و حتی از گشودن دروازه خالی عاجزند. بازی کردن فرزاد حاتمی در حوالی 40 سالگی و موقعیتی که مهدی عبدی مهاجم جوان پرسپولیس در برابر دروازه خالی نفت مسجدسلیمان به بیرون زد، دو نمونه روشن از این انگاره‌های تلخ در لیگ ایران به شمار می‌روند؛ یک لیگ نازا، فقیر و سترون. با این رویه، این داستان رقت‌بار هر هفته و هر فصل ادامه خواهد داشت.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.