شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱

جای فرش‌‌فروشی، پاداش میلیاردی المپیک را هزینه اعزامتان کنید

خود کرده را تدبیر نیست!

خود کرده را تدبیر نیست!
رضا عباسپور
رضا عباسپور خبرنگار

علی مرادی رئیس فدراسیون وزنه‌برداری در شرایطی لب به انتقاد از مسئولین وزارت ورزش و جوانان گشوده است که گویی یادش رفته همین چند وقت پیش خودش در مصاحبه‌هایی که داشت بارها با تمجید و تعریف از سیستم مدیریتی و حمایتی وزارت ورزش این مجموعه را حامی و پشتیبان اصلی وزنه‌برداری در مسیر پیش رو می‌دانست.

به گزارش ایران ورزشی؛  علی مرادی رئیس فدراسیون وزنه‌برداری در شرایطی لب به انتقاد از مسئولین وزارت ورزش و جوانان گشوده است که گویی یادش رفته همین چند وقت پیش خودش در مصاحبه‌هایی که داشت بارها با تمجید و تعریف از سیستم مدیریتی و حمایتی وزارت ورزش این مجموعه را حامی و پشتیبان اصلی وزنه‌برداری در مسیر پیش رو می‌دانست. رئیس فدراسیون وزنه‌برداری احتمالاً یا قول و قرارهایی را که در مجمع انتخاباتی فدراسیون وزنه‌برداری با رؤسای هیأت‌ها و مسئولین وقت وزارت ورزش و جوانان گذاشته بود را امروز فراموش کرده، یا اینکه کلاً برای او بازگشت به گذشته و مرور خاطرات قبل در شرایط بحرانی فعلی صرف ندارد!

سوء مدیریت مسبب خالی شدن خزانه وزنه‌برداری
روز گذشته و در آستانه اعزام تیم ملی وزنه‌برداری به رقابت‌های جهانی 2021 وزنه‌برداری در کشور ازبکستان، علی مرادی رئیس فدراسیون وزنه‌برداری در بازدید سید رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک ایران از اردوی آماده‌سازی پولادمردان، لب به گلایه گشود و مسئولین وزارت ورزش و جوانان را بابت عدم حمایت مالی از تیم ملی و واریز کمک‌‌هزینه‌ای اختصاصی برای اعزام تیم به تاشکند به باد انتقاد گرفت! علی مرادی در لابه‌لای گلایه‌های خود بار دیگر برای اینکه احساسات و افکار عمومی را بابت حمایت نشدن مالی از سوی مسئولین وزارت ورزش تحریک کند، با هیاهو و بازی‌ نخ‌نماشده رسانه‌ای سعی کرد در زمان اندک باقی‌مانده تا اعزام تیم به تاشکند، وزیر ورزش و معاونین وزارتخانه ورزش و جوانان را گوشه رینگ برده و طوری وانمود کند که آنها ظلم بزرگی را در حق او و وزنه‌برداری ایران در این شرایط حساس روا کردند. در حالی‌که او احتمالاً شعارهای پرزرق و برق و آنچنانی انتخاباتی خود را فراموش کرده است! او در مجمع انتخاباتی قول داده بود که وزنه‌برداری را با مدیریت خود گلستان می‌کند و با اسپانسرها و حامیان مالی قدرتمندی که در اختیار دارد، ضمن ساختن خانه‌های وزنه‌برداری مجهز در مراکز استان‌های سراسر کشور، فقر را از وزنه‌برداری ریشه‌کن کرده و کاری می‌کند تا این فدراسیون الگویی تمام عیار برای سایر فدراسیون‌های ورزشی و منتخب المپیکی باشد اما امروز گویا ورق برای رئیس کهنه‌کار و سرد و گرم چشیده فدراسیون وزنه‌برداری برگشته و او به جای گلستان کردن وزنه‌برداری، فدراسیونی را مدیریت می‌کند که با کلی بدهی و طلبکار مالی، برای هر اعزام بین‌المللی کاسه چه کنم چه کنم دست گرفته و به جای پیاده کردن طرح‌هایی کارآمد و جامع برای استقلال مالی فدراسیون وزنه‌برداری، مدام یقه وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک را برای حمایت مالی می‌گیرد، یا اینکه با مظلوم‌نمایی و بازگو کردن یکسری جملات تکراری و غیرواقعی مثل «فرش‌های خانه‌ام را می‌فروشم یا طلاهای همسرم را حراج می‌گذارم» و جملاتی مشابه آن سعی کرده با گمراه کردن جامعه از حقایق و اصل ماجرا، همچنین مظلوم‌نمایی‌های همیشگی برای فشار گذاشتن روی مسئولین ورزش خواسته‌اش را تأمین و به هدفی که دنبال می‌کند برسد. غافل از اینکه بازی و تفکرات رئیس فدراسیون و همراهانش مدت‌ها است برای اهالی وزنه‌برداری و مسئولین ورزش کشور آشکار شده است و تقریباً همه می‌دانند که وزنه‌برداری ایران بیشتر از کمبودهای مالی و بودجه‌ای به شدت درگیر و اسیر سوء مدیریت، هرج و مرج و بی ‌برنامگی شده است.
قطعا جالب‌ترین نکته در دیالوگ‌های نخ‌نما شده رئیس فدراسیون وزنه‌برداری دقیقاً هر بار که او اینگونه در مباحث مالی و بودجه‌ای گیر می‌کند، ماجرای تکراری حراج کردن فرش‌های خانه‌اش برای اعزام تیم‌ به رقابت‌های برون‌مرزی است! اولاً مگر علی مرادی تاجر فرش است یا فرش‌فروشی دارد که همیشه برای جبران کسری بودجه خود در اعزام‌های برون‌مرزی از فروش فرش سخن به زبان می‌آورد؟ ثانیاً حتی اگر این ادعا را باور کنیم، حقیقتاً فرش‌های خانه رئیس فدراسیون وزنه‌برداری چقدر ارزش مالی دارد که او می‌تواند با حراج 2 تخته از آنها، هزینه میلیاردی یا به قول خود او 40، 50 هزاردلاری اعزام تیم ملی وزنه‌برداری را به رقابت‌های جهانی از این طریق پرداخت کند؟! اصلا ًمگر مرادی در همین یکی دو سال گذشته کم به بهانه المپیک و تورنمنت‌های دیگر پاداش دلاری و حواله چند صد میلیونی دریافت کرده است که به جای حراج فرش و... از دارایی نقدی خود مایه نمی‌گذارد؟! اگر رئیس فدراسیون وزنه‌برداری هزینه بر بادرفته اعزام توریست‌های سیاحتی، زیارتی همراه تیم وزنه‌برداری جوانان به رقابت‌های جهانی عربستان را حفظ می‌کرد، آیا در شرایط بحرانی فعلی برای اعزام مهم و سرنوشت‌ساز تیم بزرگسالان به رقابت‌های جهانی اینگونه خزانه‌اش خالی می‌شد و کاسه چه کنم چه کنم دست می‌گرفت؟ همه این موارد را اگر به بی‌تدبیری و گاف‌های فراوان مدیریتی او و همراهانش در فدراسیون وزنه‌برداری اضافه کنیم، قطعاً درخواهیم یافت که مقصر این بحران مالی در آستانه اعزام تیم ملی به رقابت‌های جهانی ازبکستان جز خود او و تفکرات غلط و اشتباه مدیریتی‌اش فرد یا ارگان دیگری نیست.

اعزام کیفی جایگزین سفرهای توریستی
قطعاً یکی دیگر از راهکارهای مهم و کارآمدی که علی مرادی و تیم فنی او در مجموعه فدراسیون وزنه‌برداری می‌توانستند در این شرایط بحرانی با اجرای آن مشکلی از بابت کمبود بودجه برای اعزام به رقابت‌های جهانی ازبکستان نداشته باشند، اعزام ملی‌پوشان پرامید به تاشکند در اوزانی است که هم برای المپیک به درد ما می‌خورد، هم اینکه شانس مسلم کسب سکوی قهرمانی جهان هستند. اعزام  10 ملی‌پوش به مسابقات جهانی که اغلب تیم‌های قدرتمند یا از حضور در این رویداد انصراف دادند یا با ترکیب ناقص و کیفی عازم ازبکستان شدند، برای ایستادن روی یکی از سکوهای سه‌گانه جهانی به هیچ وجه هنر نیست. هنر مدیریت اجرایی و فنی وزنه‌برداری این بود که در شرایط بحرانی مالی کنونی به جای کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتن و برچسب زدن معاند و دشمن به این و آن ، نفراتی را به تاشکند اعزام کنند که اولاً در اوزان المپیکی در بازی‌های آسیایی و المپیک آینده می‌توانند پشتوانه وزنه‌برداری ایران باشند، ثانیاً شانس صددرصدی کسب مدال و عنوان جهانی در این دوره از رقابت‌ها به شمار بیایند. هنر مدیریت این نیست که دنبال اعزام سیاهی لشگر برای جمع‌آوری امتیاز تیمی به هر وسیله و ایستادن روی سکوی جهانی باشید. هنر مدیران هوشمند و کارآمد این است که مثلاً همچون چینی‌ها (قدرت بلامنازع وزنه‌برداری جهان) وقتی شرایط برای حضورشان در جهانی جور نیست قید مسابقات را می‌زنند و انصراف می‌دهند. یا اینکه مثل آمریکایی‌ها و خیلی از کشورهای مدعی دیگر تیم کیفی و جمع و جور شده را به آوردگاه جهانی اعزام می‌کنند. چطور می‌شود که فدراسیون‌های ورزشی تا بحث خصوصی‌سازی گل می‌کند، ادعای جدا شدن از زیر بیرق دولت و وزارت ورزش را به عنوان یک نهاد مستقل ورزشی دارند و مدام دنبال این هستند که وزارت ورزش دخالتی در اداره امور فدراسیون‌های ورزشی آنها نداشته باشد اما وقتی جیب و خزانه آنها (مثل امروز وزنه‌برداری) خالی می‌شود یاد وزارت ورزش و اختصاص بودجه ویژه مالی می‌افتند؟ حقیقتاً اگر قرار بر این است که چرخ هزینه‌ای و درآمدی فدراسیون‌های ورزشی را تمام و کمال و از صفر تا صد وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک تقبل و پرداخت کنند، پس نقش مدیریتی رئیس فدراسیون به عنوان مسئول برنامه‌ریزی و سازماندهی یک مجموعه ورزشی این وسط چیست؟ اینکه فقط به اسم رئیس و مدیر فدراسیون باشیم و بنشینیم تا مسئولین ورزش کشور هزینه‌‌های مالی مجموعه ما را حساب کنند، قطعاً اسمش مدیریت نیست. بنابراین رئیس فدراسیون وزنه‌برداری بد نیست به جای گیر دادن به وزارت ورزش و مدیران عالی‌رتبه این مجموعه، فکری به حال سیستم درآمدزایی و اسپانسرینگ خود کند. قطعاً این‌ بار هم مجموعه ورزش کشور از تیم ملی وزنه‌برداری به خاطر جوانانی که بی‌صبرانه چشم انتظار حضور در رقابت‌های جهانی و درخشش در این رویداد معتبر هستند حمایت می‌کنند اما سوای هر نتیجه‌ای که در تاشکند برای وزنه‌برداری ثبت شود، علی مرادی رئیس فدراسیون وزنه‌برداری اگر می‌خواهد در وزنه‌برداری عاقبت بخیر باشد، باید تدبیر و چاره‌ای ویژه برای دخل و خرج خود و مجموعه تحت مدیریتش کند. مجموعه‌ای که از نظر مالی و حمایتی سخت دچار مشکل است و بعید است که با این فرمان پایان خوشی را بتوان برایش تصویر کرد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.