دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱

بدترین روزهای تراکتور

حال مرا نپرس!

حال مرا نپرس!
وصال روحانی
وصال روحانی خبرنگار

برای تراکتور که همواره نماد فوتبال تهاجمی و مظهر شور و شوق و البته در بسیاری از موارد تیم پیروز میدان بوده، زمانه فعلی بدترین روزها به حساب می‌آید. 8 باخت، چهار تساوی و فقط سه برد در نیم فصل اول لیگ بیست و یکم فوتبال کشور کارنامه‌ای نیست که معمولاً از تراکتور انتظار آن می‌رود و اگر محمدرضا زنوزی با آن تنوع‌طلبی‌های افسانه‌ای خود هنوز در تراکتور تصمیم‌ساز اصلی بود، زوونیمیر سولدوی کروات تا به حال حداقل 10 بار برکنار و تأدیب شده بود.

ایران ورزشی - برای تراکتور که همواره نماد فوتبال تهاجمی و مظهر شور و شوق و البته در بسیاری از موارد تیم پیروز میدان بوده، زمانه فعلی بدترین روزها به حساب می‌آید. 8 باخت، چهار تساوی و فقط سه برد در نیم فصل اول لیگ بیست و یکم فوتبال کشور کارنامه‌ای نیست که معمولاً از تراکتور انتظار آن می‌رود و اگر محمدرضا زنوزی با آن تنوع‌طلبی‌های افسانه‌ای خود هنوز در تراکتور تصمیم‌ساز اصلی بود، زوونیمیر سولدوی کروات تا به حال حداقل 10 بار برکنار و تأدیب شده بود. اداره باشگاه ظاهراً در دست اداره تربیت بدنی آذربایجان شرقی است اما هم از بلاتکلیفی اداری رنج می‌برد و هم از آشفتگی فنی و با اینکه خیلی‌ها مدعی‌اند که به این تیم رسیدگی می‌کنند اما واقعیت امر این است که کمتر کسی در این زمینه جدی است و حال آنها واقعاً نزار است. منتقدان سولدو می‌گویند ایراد از اوست وگرنه تیمی که از امثال محمدرضا اخباری، هادی محمدی، شاهین ثاقبی، علی دشتی، رضا دهقانی، ابوالفضل رزاق‌پور، اکبر ایمانی، پیمان بابایی و البته محمد عباس‌زاده در جمع نفراتش بهره می‌گیرد، نباید بین 16 تیم سیزدهم باشد و از تیم ماقبل آخر جدول (نفت مسجدسلیمان) فقط دو امتیاز بیشتر اندوخته باشد. گروه دیگری هم هستند که اعتقاد دارند بیش از آن که سولدو مقصر باشد، سیاست‌های تخریب کننده زنوزی بوده که آثارش هنوز هم پایه‌های این تیم را می‌لرزاند. به نظر این عده، زنوزی با 11 بار عوض کردن سرمربی تراکتور طی سه سال زمامداری‌اش در این باشگاه که معدل تقریباً 4 بار تغییر را در هر سال به دست می‌دهد (اگر مربیان موقتی این تیم را هم به محاسبات خود بیفزاییم، تغییرات به «3 ماه یک بار» افزایش می‌یابد!) هرگونه ثبات تاکتیکی و آرامش ذهنی را از این تیم گرفته و کاری کرده که «پرشورها» تبدیل به آشفته‌ها شوند و در گرداب ابهام‌های فنی و بی‌ثباتی‌های تاکتیکی و نوسان‌های گروهی گرفتار آیند و از مرتبه یک مدعی قهرمانی به درجه تیم‌های متواری از سقوط تنزل مکان داشته باشند. هر جور به قضیه نگاه کنیم، نجات تراکتور از شرایط تیره فعلی‌اش به اسباب و ابزاری نیاز دارد که به شهادت اتفاقات و نتایج نیم فصل اول باید به کلی متفاوت با پروسه‌های کنونی باشد. البته اکثر بازیکنان فعلی را باید حفظ کرد اما جذب چند مدافع و ‌هافبک کارگشای تازه از سوی تراکتور در ادامه نقل و انتقال‌های میان فصل و استفاده از روش‌های مربیگری‌ای که متفاوت با تاکتیک‌های مورد نظر سولدو باشد، یک نیاز حیاتی برای قرمزهای تبریزی است. شاید سولدو با کارنامه متوسطش از همان آغاز هم گزینه مناسبی برای هدایت پرشورها نبود و سپردن زمام کار آنها به دست مربی‌ای که وقت و اندیشه لازم را برای تطابقی سریع با مشخصه‌های ایران و باشگاه محل استقرارش نداشت، پایه‌گذار اصلی سقوطی بوده باشد که دامان یکی از پرطرفدارترین تیم‌های کشورمان را گرفته و اسباب ناامیدی شدید ورزش‌دوستان آذری شده است. بدتر از آن انتصاب اولیه غلط، تأخیر در ایجاد تغییرات لازم در کادر فنی و صبر تا این لحظه (شروع نیم فصل دوم لیگ) بوده که عملاً این بیم را به وجود آورده که هر تغییر احتمالی تازه با وجود تعطیل شدن 20 روزه لیگ در پی بازی‌های این هفته، دیرهنگام‌تر از آن باشد که قرمزهای تبریزی را در پایان فصل شادکام نگه دارد و به بخشی حتی کوچک از سزاواری‌های فنی‌شان برساند.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.