دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱

تجلی قانون تلخ زمانه در پرسپولیس

هیچ باش اما پول بیاور

هیچ باش اما پول بیاور
وصال روحانی
وصال روحانی خبرنگار

هر تغییری در باشگاه‌های بزرگ و حتی کوچک باید با هدف ارتقا و بهبود شرایط صورت گیرد ولی در پرسپولیس اینگونه نیست و مدیران جدید این باشگاه نه گره‌ای را گشوده‌اند و نه به نظر می‌رسد که در آینده نزدیک چنین خواهند کرد.

ایران ورزشی - هر تغییری در باشگاه‌های بزرگ و حتی کوچک باید با هدف ارتقا و بهبود شرایط صورت گیرد ولی در پرسپولیس اینگونه نیست و مدیران جدید این باشگاه نه گره‌ای را گشوده‌اند و نه به نظر می‌رسد که در آینده نزدیک چنین خواهند کرد. البته فقط حدود 10 روز از روی کار آمدن رضا درویش، بیژن ذوالفقارنسب و یکی دو فرد منتخب دیگر سران ورزش در پرسپولیس می‌گذرد و طبعاً به وقت بیشتری برای اشراف یافتن بر کارها نیاز دارند اما دو نکته وجود دارد؛ یکی اینکه آنها تا این لحظه هیچ حرف روشن و امیدبخشی به سرخ‌ها نزده‌اند تا آنها به آینده خوشبین‌تر شوند و دوم اینکه در سبک و سیاق و رزومه کاری آنها هم چیزی که نشان بدهد تحولی بزرگ را در جمع سرخ‌ها پی خواهند ریخت، مشاهده نمی‌شود. این در حالی است که بازیکنان و مربیان پرسپولیس از اینکه با تغییر مجدد مدیریت این باشگاه و روی کار آمدن درویش به جای مجید صدری نه تنها پرداخت‌ها تسریع و تسهیل نشده (بلکه به تأخیر بیشتری دچار شده) بشدت ناراحتند و یک بار دیگر این احتمال قوت گرفته که شاکیان کار را زمین بگذارند یا حداقل با شوق و شور تمرین نکنند و به تبع آن نتایج خوبی نگیرند. به گفته یحیی گل‌محمدی سرمربی سرخ‌های پایتخت، صدری تقریباً در همان روزی کنار گذاشته و درویش جانشین او شد که قرار بود بخشی از معوقات اعضای تیم را پرداخت کند. صدری طی حدود هفت ماه مدیریت خود در پرسپولیس و بخصوص در ماه‌های آخر در تأمین سرمایه لازم و تزریق آن به تیم، بالنسبه موفق بود اما درویش تا وقتی که جای پایش را در باشگاه بیابد و کاری در این زمینه انجام بدهد، لاجرم وقت زیادی را هدر خواهد داد.

یک نگرش خاص

این یک واقعیت آشکار و تلخ است که بر اثر کثرت رفت و آمد مدیران در پرسپولیس برای گل‌محمدی، سیدجلال حسینی و یاران‌شان عملاً فرقی نمی‌کند که چه کسانی سکاندار باشگاه شوند و اسم و رسم و پیشینه‌شان چه باشد و فقط این وجه از قضیه مهم است که چقدر توان جذب سرمایه و پرداخت مبلغ قرارداد بازیکنان و مربیان را دارند. بنا بر چنین نگاهی، حتی اگر یک فرد کاملاً غیرفوتبالی و گمنام هم مصدر کار شود اما پول‌رسانی کند، آدم مناسب و گزینه مطلوبی است اما اگر هزار و یک حسن و خروارها شهرت داشته باشد و از عهده پرداخت دستمزدها برنیاید، به درد نخواهد خورد و عدم او بهتر از حضورش خواهد بود. این چنین است که در سیستم عملکردی و گردشی و اداری پرسپولیس، صدری از دید بازیکنان و کادر فنی گزینه بهتری نسبت به درویش و ذوالفقارنسب بود زیرا در پول‌آوری سریع‌تر و بهتر عمل می‌کرد ولی درویش تا این لحظه کاری نکرده و به صراحت گفته که خبری از پرداخت پاداش‌ها نیست (و فقط احتمال دارد بخشی از معوقات پرداخت شود) و ذوالفقارنسب واکنش منفی و تلخی در این خصوص داشته و گفته است که نیازی هم به پاسخگویی نمی‌بیند.

در مقام مقایسه

یادمان باشد که صدری اصولاً جایی در جامعه ورزش ما نداشته و یک تازه‌وارد صرف به لحاظ کارهای اجرایی و البته فنی در این مقوله بوده اما ذوالفقارنسب مویش را در بالاترین سطح ورزش سفید کرده و بازیکن فیکس تیم ملی فوتبال در اواسط دهه 1970 میلادی و مدافع بارز پاس و پرسپولیس بود و بعداً در عرصه مربیگری هم درخشید و در سال‌های 1372 و 1373 شمسی، سایپا را دو بار متوالی قهرمان لیگ سراسری ایران کرد. او در تیم‌های متعدد دیگری هم به مربیگری پرداخت و ذوب آهن و پیکان و برق شیراز نیز مدتی خانه وی بودند و یک دوره کوتاه را هم در سمت هدایت استقلال سپری کرد و در تیمی که آن صعود تاریخی به جام جهانی 1998 را در شهر ملبورن و با کسب نتیجه مساوی با استرالیا تجربه کرد، به گفته خیلی‌ها نقش و سهمی بالاتر از «ویه‌را»ی برزیلی را برعهده داشت. نسل جوان‌تر لابد از دستاوردهای 20 سال اخیر ذوالفقارنسب بیشتر خبر دارد و فراموش نکنیم که او دارای مدرک دکترای تربیت بدنی هم هست و در سال‌های اخیر در وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال هم صاحب مشاغلی قابل ذکر بوده است.

تأکید بر یک واقعیت

با این حال ورزشکار مجبور است فقط به اولویت‌ها بیندیشد و به اینکه چه کسانی قادرند حقوق و دستمزدهای او را زودتر و بهتر بپردازند. از چنین دیدگاهی و براساس قواعد تلخ زمانه، شایستگان فنی و افراد صاحب صلاحیت مضمونی و کیفی هم به چشم نمی‌آیند ولی افرادی که هیچ باشند و در عین حال پول‌آوری کنند، روی چشم گذاشته می‌شوند. این تهدید از جانب سرکرده کادر فنی پرسپولیس که در صورت عدم پرداخت بخشی از دیون باشگاه به سرخ‌ها از جمله حق و حقوق خودش، تیم را ترک می‌کند نیز مولود دیدگاهی است که شرح آن را آوردیم و توضیح بیشتری را نمی‌طلبد اما یک بار دیگر این موضوع را روشن و تأکید می‌کند که هرگونه تغییر مدیریتی متأسفانه و خوشبختانه باید در راستای مسائل فوق باشد و نفراتی را سر کار نیاورد که در صورت موجه بودن احتمالی هم به لحاظ مالی کم‌توان و قادر به تأمین نیازها نباشند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.