چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

درباره عجیب‌ترین راهکار برای مقابله با بی‌پولی

ستاره‌های من حراج!

ستاره‌های من حراج!
علی مغانی

فوتبال دولتی گاهی اوقات طنز غم‌انگیزی می‌شود. سال‌ها بعد که نهادهای عمومی و دولتی ناگزیر می‌شوند عاقبت فوتبال را به بخش خصوصی واگذار کنند، می‌توان مجموعه‌ای چندقسمتی با عنوان «فقط در فوتبال دولتی اتفاق می‌افتد» ساخت و مخاطب را همزمان به گریه و خنده انداخت.

ایران ورزشی: فوتبال دولتی گاهی اوقات طنز غم‌انگیزی می‌شود. سال‌ها بعد که نهادهای عمومی و دولتی ناگزیر می‌شوند عاقبت فوتبال را به بخش خصوصی واگذار کنند، می‌توان مجموعه‌ای چندقسمتی با عنوان «فقط در فوتبال دولتی اتفاق می‌افتد» ساخت و مخاطب را همزمان به گریه و خنده انداخت.

یکی از بخش‌های این سریال، همین روزها در باشگاه استقلال در جریان است. باشگاهی که پولی در بساط ندارد و به زحمت هزینه جریمه و بدهی‌های خارجی را تأمین می‌کند برای تأمین نظر هواداران و «حفظ اسکلت تیمی» با بازیکنان قدیم و جدیدش قراردادهای به‌مراتب سنگین‌تری نسبت به سال گذشته منعقد کرده، بی‌آنکه مدیرانش لحظه‌ای دوراندیشی داشته باشند و به این فکر کنند این پرداخت‌ها قرار است از کدام منبع مالی تأمین شود و صرفاً به عکس یادگاری و هورا کشیدن‌های هوادارای دل بسته‌اند. به تعبیری استراتژی «چو فردا شود، فکر فردا کنیم» را در پیش گرفته و با افتخار از اینکه «رضایت طرفداران عزیز» را جلب کرده‌اند، سخن گفته‌اند.
اما از آنجا که استقلال باشگاه دولتی است و هر قراردادی در مجموعه دولتی باید با تأیید نهادهای نظارتی باشد، مشکل دوچندان شده. از یک‌سو در دنیای واقعی، منابع مالی باشگاه کفاف پرداخت چنین دستمزدهایی را نمی‌دهد و از سوی دیگر افزایش چندبرابری قراردادها نسبت به سال گذشته با واکنش نهادهای نظارتی مواجه شده و در نهایت ماجرا به جایی رسیده که امروز در آن هستیم؛ «قراردادها باید اصلاح شود.»
در روزگاری که رقم‌های درخواستی بازیکنان باورنکردنی شده و پیشنهادهای جدید آنها روی تورم را سفید کرده، مدیرانی که وارث معضلات مدیریتی قبلی و قبل‌تری هستند، ساده‌ترین راهکار را برای حل مشکل جدید انتخاب کرده‌اند و آن چیزی نیست جز «کاهش مدت قرارداد بازیکنان»؛ یعنی یک راه‌حل بینابینی که نه سیخ بسوزد و نه کباب. اما واقعیت این است که در این وضعیت، هم سیخ می‌سوزد و هم کباب!
در تمام دنیا، مدت زمان باقی‌مانده از قرارداد بازیکنان، یکی از بزرگترین چالش‌های درون یک تیم است. باشگاه‌ها با ترفندهای مختلف ستاره‌های خود را ترغیب می‌کنند قراردادهای پنج‌ساله منعقد کنند. اساساً قیمت فوتبالیست‌ها تابع مدت زمان باقی‌مانده از قراردادهای فعلی آنهاست و اگر باشگاهی مثل رئال‌مادرید قصد داشته باشد بازیکنی از والنسیا را به خدمت بگیرد، این فاکتور که «چند سال از قراردادش باقی مانده» در قیمت آن بازیکن بشدت تأثیرگذار است. باشگاه‌ها در هر سطحی که باشند، مذاکره برای تمدید قرارداد را معمولاً از یک سال قبل آغاز می‌کنند چراکه ابداً مایل نیستند ستاره‌های خود را به قیمت رایگان به دیگر باشگاه‌ها واگذار کنند. اما در استقلال این روزها اتفاقی دقیقاً معکوس در حال جریان است. به بازیکنی که متعهد است دو سال دیگر در خدمت باشگاه باشد، پیشنهاد می‌شود یک سال از قراردادش را کم کند و در عوض دستمزد کمتری دریافت کند. طعنه‌آمیز اینکه خود «دستمزد کمتر» هم از دستمزد سال گذشته «بیشتر» است و بازیکنی که به‌طور مثال 300درصد به مبلغ قراردادش اضافه شده، باید به 200درصد افزایش راضی شود و آزاد شدن در پایان فصل را هم پاداش بگیرد!
این تراژدی از شدت غم‌انگیز بودن، تبدیل به کمدی شده. احتمالاً می‌شود آن را در کتاب گینس ثبت کرد. در صنعت فوتبال، بازیکنان یکی از بزرگترین سرمایه‌های هر باشگاهی هستند و مهم‌ترین استراتژی در فوتبال روز دنیا، حفظ «نیروهای انسانی» است، اما حالا باشگاهی پیدا شده که به ستاره‌های تیمش پیشنهاد می‌دهد «تعهد را کوتاه‌تر کنید.»
در اروپا لیگ‌هایی هستند که برای بازیکنان مستعد اما کم‌نام‌و‌نشان حکم «ترمینال» را دارند. بسیاری از باشگاه‌های بلژیک و هلند چنین کارکردی دارند؛ یعنی ستاره‌های مستعد اما گمنام آفریقایی و آسیایی را به خدمت می‌گیرند و بعد از اینکه فرصت برای دیده شدن آنها فراهم کردند، آنها را به 5 لیگ معتبر اروپایی واگذار می‌کنند. این یک تجارت سودآور است که برای سال‌ها تبدیل به یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی باشگاه‌های کوچک اروپایی شده. علیرضا جهانبخش یکی از نمونه‌های این جریان است؛ جوان مستعدی که با قیمتی بسیار پایین جذب نایمخن شد، از آنجا به تیم بزرگتر آلکمار منتقل شد و بالاخره با رقم شگفت‌انگیز 19میلیون یورو که رکوردی برای بازیکنان ایرانی بود به برایتون پیوست.
حالا این وضعیت را با باشگاه‌های ایرانی مقایسه کنید؛ درآمد باشگاه‌ها از فروش و انتقال آنها به‌حدی ناچیز است که می‌توان آن را صفر در نظر گرفت. استعدادهای جوان یک‌طرفه قرارداد خود را فسخ می‌کنند یا مثل امروز استقلال، خودخواسته مدت قرارداد ستاره‌ها را کاهش می‌دهند.
این یک حراج واقعی است، حراج ستاره‌ها از سر ناچاری؛ حراجی که واقعیت‌های ورشکستگی پنهان فوتبال ایران را آشکار می‌کند.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.