پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹

همه برج ‌و باروهای پرسپولیس

رمضانی؛ یک «پایان رأفت» تازه؟

رمضانی؛ یک «پایان رأفت» تازه؟

وصال روحانی/ درست است که در بازی اول مقابل التعاون تک گل منجر به برد پرسپولیس روی یک کرنر و بدون دخالتی از آن دست توسط شجاع‌ خلیل‌زاده زده شد اما آن ‌گل در همان مقطع زمانی که رمضانی آمد و سیستم فشار فیزیکی و ارسال توپ‌های بلند به روند حاکم در بازی پرسپولیس تبدیل شد، به دست ‌آمد.
 با اینکه برای قضاوت درباره رمضانی و حاصل کارش در پرسپولیس هنوز زود است ولی باید متذکر شد که از یک سو بودیمیر به جز موارد کم شمار مثبتی، کار پر اهمیتی برای این تیم صورت نداد و اکثر ناظران بر این باور بودند که با احتساب رقم درشتی که برای استخدام او صرف شده، وی توفیق چندانی نداشته است. بودیمیر پولی را که پرسپولیس رأساً به او نداد بعداً با رجوع به مبادی قانونی و به‌ویژه FIFA به‌زور از این باشگاه گرفت اما رمضانی که اخیراً از سایپا به جمع قرمزها کوچ کرده تا در لیگ بیستم یاور آنها باشد، در صورتی که میدان‌های بیشتری ببیند و مربیان قرمز بازی‌های فزون‌تری به وی بدهند، احتمالاً از مرزهای بودیمیر فراتر خواهد رفت و تبدیل به مهاجمی مفید در ترکیب پرسپولیس خواهد شد. شاید در برخی روزها فقط در دقایقی از رمضانی استفاده شود که تیم از حریف خود عقب افتاده و زمان به‌سرعت در حال سپری شدن است اما رمضانی این شانس و امکان را دارد که در همین مقاطع زمانی چنان تأثیرگذار ظاهر شود که گل‌محمدی و دستیارانش وی را به مهاجم ثابت تیم تبدیل و بازی رو به‌جلوی تیم را به‌گونه‌ای تنظیم و تعریف و اجرایی کنند که رمضانی هم درون آن بگنجد و با اصول آن همخوانی داشته باشد و به‌جمع بهترین‌های پرسپولیس ورود کند.
رویکرد پرسپولیس و البته بسیاری از تیم‌های دیگر فوتبال ما -‌و حتی جهان- به مهاجمان قدرتی و سرزن و کسانی که می‌توانند با بازی فیزیکی و ضربات سرشان و با بالا بردن عیار برخوردها رقبا را خسته و تیم خود را برنده کنند، به هیچ روی فرآیندی تازه نیست و در این تیم بخصوص چه در دوره طولانی مربیگری علی ‌پروین که به شدت به چنین بازیکنانی اعتقاد داشت و چه قبل از آن بازی‌های هوایی و ارسال‌های بلند در دستور کار قرار داشت. از این طریق مهاجمانی معروف و توانا و برج و باروهایی کارساز همچون همایون بهزادی، ناصر نورایی، کریم باوی و غلامرضا فتح‌آبادی در دهه‌های 1340 تا 1370 به جمع سرخ‌ها پیوستند و پروین در سال 1377 که در پی یک دوری پنج ساله به صحنه فوتبال و تیم پرسپولیس بازگشت، ترتیب جذب «پایان رأفت» از ملوان را داد که از بهترین و موفق‌ترین مهاجمان نوک سرزن و فورواردهای قدرتی و برج و بارو وار پرسپولیس و کل فوتبال ما در سال‌های معاصر بوده است.
امروز قیاس مستقیم آرمان رمضانی با «پایان رأفت» قیاس زودرس و شتابزده است و باید حداقل 30 بازی دیگر از رمضانی با پیراهن پرسپولیس ببینیم تا متوجه شویم او چند مرده حلاج است و آیا فقط جرقه‌هایی زودگذر زده و در نهایت از آسمان پرسپولیس محو خواهد شد یا ماندگار می‌شود و پایان رأفت‌ وار یکی از مهاجمان نوکی خواهد بود که سرخ‌ها بخشی از بازی خود و بخصوص دقایق آخر دیدارهای گره خورده خود را روی دوش او استوار خواهند کرد. یک باور غلط در فوتبال ما وجود دارد و آن کم ارزش شمردن این «دکل»‌های مبارزه جو و مردان کارساز روی هوا است و برخی با اطلاق عباراتی مثل سیستم «علی‌اصغری» روش ارسال‌های بلند و دل بستن به توپ‌های بلند و تبعات آن و منجمله شوتزنی روی توپ‌های ریباند شده را روش‌های منسوخی توصیف می‌کنند که دیگر در فوتبال مدرن جایی ندارد حال آنکه هر هفته در فوتبال‌های اروپایی هم می‌بینیم تیمی که از رقیب عقب افتاده و در آستانه باخت قرار دارد در 10، 15 دقیقه آخر به همین روش روی می‌آورد تا بیشترین فواصل را با کمترین عملیات طی کند و از حداقل زمان حداکثر بهره را برگیرد. ارسال‌های بلند به قصد مهاجمان سرزن و بخصوص فورواردهای فیزیکی و بلندقدی که در همین راستا در 10 دقیقه آخر وارد زمین می‌شوند روشی است که شاید زیبا نباشد اما مؤثر است و بارها تیم‌های شکست خورده را نجات داده و به تساوی و حتی برد نائل کرده است. نهایت این جور آدم‌ها که برای خودشان غول هستند، زلاتان ابراهیموویچ سوئدی است که اضافه بر فیزیک عالی و مناسب بودن برای هر درگیری جسمانی، فن و تکنیک بالایی هم دارد و هم‌اکنون در 39 سالگی هم ستاره تیم میلان است و از گذشته دورتر هورست هروبش آلمانی به ذهن می‌آید و البته علی ‌دایی خودمان نیز که همیشه فیکس بود از مظاهر بازی قدرتی و فیزیکی و برخورد با رقبا و سرزنی و گلزنی‌های قدرتمندانه به‌حساب می‌آمد و یک دلاور کم رقیب بود. تا این لحظه تنها وجه تشابه بین رمضانی و پایان رأفت این است که رمضانی هم مثل رأفت در یک مقطع عضو قوهای سپید انزلی و یکی از مردان ملوان بوده است اما فقط آینده نزدیک نشان می‌دهد او در درازمدت چه متاعی برای سرخ‌ها است. او فصل پیش‌ در 29 بازی برای سایپا چهار گل زد و با برخورد‌های فیزیکی و هوایی‌اش در به‌ ثمر رسیدن گل‌های دیگری هم دست داشت و بنابراین فرض این است که در پرسپولیس و کنار یارانی قوی‌تر و کارسازتر چند برابر این تعداد گل زده و گل خواهد ساخت. آیا او این امید و توقع بدیهی را برآورده می‌کند؟

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.