پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹

هیات مدیره استقلال حافظ برند باشگاه نیست

هیات مدیره استقلال حافظ برند باشگاه نیست
فرشاد کاس‌نژاد

استقلال باید به واژه دروغ حساس باشد. هیات مدیره باشگاه حافظ برند باشگاه است و واژه دروغ وقتی کنار نام باشگاه قرار می‌گیرد، جز آسیب برای وجهه اجتماعی و اقتصادی باشگاه چه دارد؟

یکی از پرسش‌ها درباره مسائل باشگاه استقلال، نقش هیات مدیره است. مدیرانی که مدتهاست نمی‌دانیم چه سناریویی را بازی می‌کنند.
در تمام ماجراهای سراسر آشفتگی یک ماه اخیر باشگاه استقلال، نقش هیات مدیره باشگاه ناپیداست و جز چند مصاحبه و استوری روزمره که هیچ نشانی از مدیریت و تسلط بر اوضاع باشگاه ندارد، چیزی ندیده‌ایم. حتی هیات مدیره باشگاه هم می‌خواهد با استوری مدیریت کند و برای اینستاگرام خبر بسازد، به جای آنکه برنامه و ایده‌اش را درباره آینده بگوید یا عملکرد مدیرعامل باشگاه را بررسی کند.
البته از گذشته مرسوم است که هیات مدیره باشگاه‌ها چندان در تصمیمات نقشی ندارند و با ادعاها و عناوینی مثل عضو اقتصادی هیات مدیره و ... به باشگاه‌ها می‌آیند و پس از مدتی بدون آنکه کسی بفهمد چرا آمده‌اند، در بی‌خبری می‌روند. اغلب چهره‌هایی ناآشنا با ورزش هستند و بدون زیسته و تجربه‌ای در مدیریت ورزش، سرگرمی ماجراجویانه‌ای را به دست می‌آورند، یک سرگرمی چند ماهه یا یکی دو ساله که البته می‌تواند سازنده فرصت‌های مالی هم باشد.
اما در بحران‌هایی شبیه بحران مدیریت این‌روزهای استقلال، نقش هیات مدیره وقتی در حد چند استوری خلاصه می‌شود، بهتر می‌توانیم بفهمیم که چه بر سر باشگاه‌ها می‌آید و چه میزان از کیفیت مدیریت در باشگاه‌ها به کار گرفته می‌شود.
استقلال یک ماه است که بازیچه استوری‌ها و پست‌های اینستاگرام و خبرهای بی‌حساب و شایعات تعمدی شده و هیات مدیره باشگاه استقلال در این یک ماه برای توقف این روند قدمی برنمی‌دارد.
هیات مدیره باید گزارش کامل و مستند بخواهد از اینکه چرا مذاکرات برای گرفتن تخفیف از استراماچونی با وکلای سرمربی سابق استقلال آغاز شد؟ آیا اساسا شانسی برای دریافت تخفیف وجود داشت؟ چرا مذاکرات در حالیکه باشگاه توان اقتصادی پرداخت خسارت به جا مانده از قرارداد پیشین و پرداختی‌های قرارداد جدید را نداشت، ادامه یافت؟ آیا هدفی جز کسب محبوبیت اینستاگرامی - تلگرامی مذاکره‌کننده در میان بود؟ آیا اساسا مذاکره‌ای به مفهوم یک مذاکره حرفه‌ای انجام شد یا همه چیز در حد چند تماس برای خبرسازی بود؟ چرا استقلال با این روش‌ها آسیبی بزرگ به خود وارد کرد تا در آستانه فینال جام حذفی خود را گرفتار بحرانی خودساخته کند؟ چرا این پروژه رسانه‌ای به تمام هدف و برنامه یک باشگاه تبدیل شده است؟ باشگاهی که دستمزد وینفرد شفر، سرمربی دو فصل پیش خود را نمی‌تواند پرداخت کند، چرا با ادعای هزینه‌های بزرگ‌تر تولید خبر می‌کند؟ آیا اساسا اسم این روند و این برنامه‌های رسانه‌ای مدیریت است؟
باشگاه را با خبر و شایعه مجازی مدیریت نمی‌کنند. باشگاه باید با طرح و ایده واقعی، با هدف و برنامه‌ریزی واقعی و با روشنگری و دیدن آینده و شفافیت اداره شود. باشگاه اسباب‌ خبرسازی نیست، باشگاه باید با اجرای ایده‌هایش خبر تولید کند، نه با مشتی ایده‌ی اجرانشدنی که قصدی هم برای اجرایش ندارد.
استراماچونی در استوری آخر خود از دروغ حرف زده است. این دروغ معنای روشنی دارد. در واقع از مذاکرات دروغین خبر می‌دهد، مذاکراتی که چه به دلیل ممنوعیت استخدام مربی خارجی در لیگ ایران و چه به دلیل شرایط بحران اقتصادی استقلال نمی‌توانست و نمی‌خواست به نتیجه‌ای برسد.
استقلال باید به واژه دروغ حساس باشد. هیات مدیره باشگاه حافظ برند باشگاه است و واژه دروغ وقتی کنار نام باشگاه قرار می‌گیرد، جز آسیب برای وجهه اجتماعی و اقتصادی باشگاه چه دارد؟
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.