یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹

جایی که پول هست، نه مردم هستند و نه متفکران

فروتن: در آستانه فروپاشی کامل فوتبال ایران هستیم

فروتن: در آستانه فروپاشی کامل فوتبال ایران هستیم
بهناز میرمطهریان دبیر صفحه باشگاه مدیران

بهمن فروتن می‌گوید: «مسئله مهم اما خنثی کردن فوتبال به وسیله این مراکز متعدد تصمیم‌گیری است که هیچ همبستگی برای رفع مشکلات از خود نشان نمی‌دهند. هیچ یک از نیروهایی که در فوتبال مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند، نیروهای سازنده‌ای نیستند.»

«هر جا متفکران از مناسبات اجتماعی دور نگه داشته می‌شوند، مشکلات و معضلاتی به وجود می‌آید که حل کردن آن‌ها حتی برای خود متفکران هم کار سختی می‌شود.» این همان وضعیتی است که بهمن فروتن در وصف این روزهای فوتبال ایران می‌گوید. او به عنوان یکی از مربیان و منتقدان فوتبال در گفت و گو با ایران ورزشی درباره شرایط فعلی فوتبال ایران به نکات قابل تأملی اشاره کرده است. او معتقد است فوتبال در این نقطه، نه راه پیش دارد و نه راه پس: «در اصطلاحات داوری، خطاها به سه دسته، عمدی، سهوی و مضحک تقسیم می‌شوند. من فکر می‌کنم در حال حاضر در فوتبال خطاهای مضحک و عمدی را شاهد هستیم. ضمن اینکه خطاهای سهوی هم که همیشه در هر کاری اتفاق می‌افتند و با این حساب در فوتبال شاهد هر سه نوع خطا هستیم. در حال حاضر در فوتبال در نقطه‌ای قرار داریم که نه می‌توانیم به سمت جلو حرکت کنیم و نه در جایی که هستیم بایستیم. پس باید به عقب برگردیم و آنچه رخ داده را تجزیه و تحلیل کنیم. علت رقم خوردن اشتباهات را پیدا کنیم و آنالیزشان کنیم. به عنوان نمونه از آنچه در گذشته اتفاق افتاده می‌خواهم به موضوع قرض دادن 2 میلیون یورو به فوتبال از سوی شستا اشاره کنم. سوالم این است که در این زمانه کدام نهاد 2 میلیون یورو به فوتبال کمک می‌کند؟ اگر نهادی اینقدر دست و دلباز است که یکجا 2 میلیون یورو به فوتبال کمک می‌کند، چرا به یکباره اینقدر تنگ‌نظر می‌شود که به جای آن 2 میلیون یورو می‌خواهد ساختمان فدراسیون فوتبال و ساختمان باشگاه پرسپولیس را بگیرد؟ مگر می‌شود عاشق فوتبال باشی و یک دفعه در مدت چند ماه از فوتبال متنفر شوید؟ این موضوع نشان می‌‎دهد که موضوع عشق و تنفر نبوده است. آن‌ها با یک تماس تلفنی این پول را پرداخت کرده‌اند و با یک تماس تلفنی هم رفتن ساختمان‌ها را گرفتند.»

فروتن در وصف تصمیم‌گیرندگان فوتبال ایران توضیح می‌دهد: «از بیان همه این ماجرا می‌خواهم این نکته را بگویم که تصمیم‌گیرندگان برای فوتبال، اشخاص دیگری هستند که ما نه آن‌ها را می‌شناسیم و نه می‌توانیم با آن‌ها ارتباطی داشته باشیم. مردم ما در مقابل مجریان فوتبال قرار دارند و اشخاصی که در فدراسیون فوتبال هستند، مجریان فوتبال‌اند. از مهدی تاج بگیرید تا برسید به پایین‌ترین شخص در فدراسیون. هیچ یک از این‌ها تصمیم‌گیرنده فوتبال نیستند. تصمیم‌گیرنده، کسانی هستند که تصمیم‌ می‌گیرند 2 میلیون یورو به فوتبال بدهند و بعد تصمیم می‌گیرند که به جای 2 میلیون یورو، کانون فوتبال ایران را بگیرند. مسئله و مشکل بزرگ اما این است که مراکز تصمیم‌گیری فوتبال متفاوت و در تضاد با یکدیگرند.»

آن‌ها که در فدراسیون فوتبال فعالیت می‌کنند از دید فروتن، تنها مجریان فوتبال هستند و نه تصمیم‌گیرندگان آن. او در این رابطه می‌گوید: «در کنار این تصمیم‌گیرندگان متضاد، مجریان هم‌قافله‌ای داریم که هیچ یک از آن‌ها متفکران فوتبال را قبول ندارند. اگر متفکران بخواهند آن‌ها را آگاه کنند، خودخواهانه و طلبکارانه می‌گویند: «هر جا پول باشد، همین است.» یعنی هر جا پول باشد، متفکران اجازه نظر دادن ندارند. در طول تاریخ بشریت هم ثابت شده که هر جا متفکران از مناسبات اجتماعی دور نگه داشته می‌شوند، مشکلات و معضلاتی به وجود می‌آید که حل کردن آن‌ها حتی برای خود متفکران هم کار سختی می‌شود. الان به اینجا رسیده‌ایم که در حل مشکلات فدراسیون فوتبال، نه مردم حق و حقوقی دارند و نه متفکران. چون جایی که پول هست، نه مردم هستند و نه متفکران.»

تعلیق، همان اتفاق بعیدی است که فروتن درباره‌اش این‌طور می‌گوید: «در شرایطی که جامعه ما هست، من فکر نمی‌کنم فوتبال ایران تعلیق شود. فیفا این عقل و درایت را دارد که فوتبال مردم را تعلیق نکند. مسئله مهم اما خنثی کردن فوتبال به وسیله این مراکز متعدد تصمیم‌گیری است که هیچ همبستگی برای رفع مشکلات از خود نشان نمی‌دهند. هیچ یک از نیروهایی که در فوتبال مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند، نیروهای سازنده‌ای نیستند. هیچ امیدی به حل مشکل فوتبال ایران وجود ندارد و هر لحظه ما در آستانه فروپاشی کامل فوتبال کشورمان هستیم. شاید اگر فیفا پیش‌دستی کند و فوتبال ایران را تعلیق کند، به فوتبال ما حتی کمک کرده باشد. حداقل ای‌کاش فوتبال دولتی قاطعیتی هم داشت و این نمایش روحوضی را تمام می‌کرد اما متأسفانه نه حرکتی به سوی مردم هست، نه خودشان مشکلات را حل می‌کنند و نه کسی حق حرف زدن دارد.»

این منتقد فوتبال درباره عشقی که فوتبال می‌تواند از هوادارانش بگیرد و فدراسیون آن را از فوتبال ایران دریغ کرده است، می‌گوید: «فوتبال گریزگاه مردم از مصائب و مشکلات اجتماعی است. اگر این گریزگاه هم روی سر مردم خراب شود، مسوولیت ما چیست؟ مردم از شهرهای مختلف این کشور، از مشکلات متعددی که دارند گریز می‌زنند و برای تماشای بازی فوتبال تیم مورد علاقه‌شان به تهران می‌آیند. آن‌وقت نهادهای دیگر می‌آیند، ساختمان باشگاهش را می‌گیرند. این موضوع فقط در ایران هم نیست. به عنوان مثال در انگلستان که بیشترین پول‌ها به مربی‌ها و بازیکنان پرداخت می‌شود، ما هزاران نفر را می‌بینیم که تقریباً فقیر و بی‌کار هستند و به هر طریقی پول به دست می‌آورند و هفته به هفته برای دیدن ستاره‌های مورد علاقه خود به استادیوم‌ها می‌روند. این افراد با اینکه می‌دانند ستاره‌های محبوب‌شان در مقابل فقر آن‌ها، هفته‌ای صدها هزار پوند می‌گیرند اما ذره‌ای از عشق‌‍شان به آن‌ها کم نمی‌شود. این عشق به فوتبال در میان مردم ما هم وجود دارد. اگر فدراسیون فوتبال ما مردمی بود و از مردم می‌خواست برای پرداخت حقوق ویلموتس کمک کنند، این مردم فرش زیر پای‌شان را می‌فروختند و پول ویلموتس را می‌پرداختند. اینجا اما شستا به یک تلفن این پول را می‌پردازد و هیچ نشانه‌ای از عشق به فوتبال نیست.»

 

 

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.