پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹

تیم‌ملی پر خاطره

تیم‌ملی پر خاطره

بازی های مقدماتی جام جهانی 1990

9 اردیبهشت 1368  - ایران 3 – تایلند 0

گل ها: فرشاد پیوس (2گل)، محسن گروسی

سرمربی : رضا وطن خواه و مهدی مناجاتی

تیم ملی ایران که با چین، بنگلاش و تایلند همگروه شده بود با 5 برد و تنها یک شکست مقابل چین و با تفاضل گل کمتر از راهیابی به جام جهانی باز ماند. در این مسابقات که پرویز دهداری در میانه راه از تیم ملی کناره گیری کرد و چند بازیکن کلیدی نیز به دلایل انضباطی در دور برگشت از همراهی تیم محروم ماندند، فرشاد پیوس و محسن گروسی هرکدام 3 گل، کریم باوی 2 گل، سیروس قایقران، محمدحسن انصار یفر، صمد مرفاوی و علی افتخاری هرکدام یک گل برای ایران به ثمر رساندند.

بازی رفت دو تیم در تایلند با برتری سه گله ایران به پایان رسیده بود، ضربه سر استثنایی کریم باوی، شوت غیرقابل مهار قایقران و گل زیرکانه محسن گروسی 20 ساله! عکس این شماره دنیای فوتبال مربوط به بازی برگشت میان دو تیم ایران و تایلند در ورزشگاه آزادی است. نگاهی به یازده مرد سبز پوش ایران خالی از لطف نیست:

ایستاده از راست:

  • سیدعلی افتخاری: سید علی افتخاری ملقب به امیر افتخاری درمحله پارک نیکمرام رشت به دنیا آمد. در تیم منتخب گیلان در لیگ استانی قدس درخشید و دهداری بازی او را پسندید. تنها گل ملی او در بازی مقابل چین با شوتی دیدنی هنوز در خاطره ها مانده است.
  • رضا حسن زاده: رضا حسن زاده شبلی، معروف به سیم خاردار! معروف به رضا رایکارد.  بچه محله عباسی. بازیکن باشگاه استقلال و تیم ملی فوتبال ایران. یکی از طرد شده‌های نسل طلایی فوتبال ایران در دهه هفتاد. خودش می گوید روی گلی که از جوبیلا ایواتا در تهران خوردیم مقصر بودم. خدا رحمت کند ناصرخان حجازی را. به من گفت رضا چه کار می‌کنی؟ من هم گفتم ناصرخان توپ را ندیدم! بعد به من گفت: «تو با این چشم‌های گندت توپ را نمی‌بینی بعد این ژاپنیه با اون چشمای ریزش توپ رو می‌بینه!» از حرف ناصر خان خنده‌ام گرفته بود اما جرات هم نمی‌کردم بخندم.
  • کریم باوی: با قامتی افراشته و لبخندی همیشگی. شماره 10 آن روزهای تیم ملی محبوب دهداری بود. برخی البته نام بازیکنان دیگری را به زبان می آورند که برای پوشیدن این پیراهن شایسته تر از باوی بودند. حالا دیگر از آن چابکی خبری نیست، می لنگد، گرفتار تیغ جراحی و کمک دوستان شده است! در برنامه 90 با تکیه کلام « این شب عزیز» دوباره سوژه شد. 
  • نادر محمدخانی: مدافعی با استخوان های درشت و سبیل پرپشت. شاید هیچوقت گمان نمی کرد همای سعادت  روی شانه اش بنشیند و کاپیتان تیم ملی فوتبال  ایران در جام جهانی 1998 شود.24 سال پس از این عکس یادگاری موهایش اندکی جوگندمی شده و در انگلستان مقیم است وگرنه هنوز همان چهره را دارد. سرسخت و خشن اما آرام  کم حرف.
  • احمدرضا عابدزاده: با لیخندی ازلی ابدی در آن روزگار. جذاب در روزهای بی ستاره. چالاک و سرپنجه.
  • سیروس قایقران: مرگ او و پسرش «راستین» در نتیجه یک تصادف هولناک پرونده بازیکنی را بست که او را با گل پیروزی بخشش مقابل کره جنوبی می شناسیم. یک کاپیتان دوست داشتنی که در انزلی اسطوره است. همپای میرزا کوچک خان در شمال ایران او را دوست دارند گرچه در دربی شمال عده ای تندیس و را شکستند تا به همدیگر نشان دهیم چه اندازه عاشق پهلوان های زنده و مُرده مان هستیم.
  •  

نشسته از راست:

  • مجید نامجومطلق: می گویند آن روزگار مارسی او را می خواست، مارسی با کریس وادل، ژان پیرپاپن، باسیل بولی... می گویند ترانسفر بلد نبودیم وگرنه مجید نامجومطلق با آن پاهای ظریف و تکنیک خیره کننده می توانست اولین شاه ماهی مهاجر فوتبال ایران باشد. نامجومطلق اما پس از پایان بازیگری هیچگاه قدر ندید و در صدر ننشست. نامجو  چندی پیش که مربی تیم دسته یکی صنایع اراک شده بود یک بازیکن بومی را در تست فنی تائید نکرد. این بهانه‌یی بود تا این بازیکن به نامجو مطلق حمله و او را مجبور به ترک اراک کند!
  • فرشاد پیوس: همین سیما را هنوز دارد، چاق تر و با موهایی نقره ای. زمانی« مار زنگی» فوتبال آسیا بود، گریزپا و خونسرد. در روزگار سبیل پروری از معدود بازیکنان تیم ملی بود که سبیل هایش را از دم تیغ می گذراند. او در این مسابقات با بازوبند کاپیتانی تیم ملی به زمین می رفت. گاهی دوشادوش مرتضی(مجتبی) کرمانی مقام که به هم شباهت داشتند، شباهتی دردسرساز! در مسابقات هیروشیما کرمانی با لگدی نوازشریف را نواخت و پیوس محروم شد!!
  • جواد زرینچه: تلاش او برای افشاگری در مورد تبانی در فوتبال ایران با چند ماچ و بوسه خاتمه یافت! هیچگاه در دوران بازیگری چهره ای جنجالی نبود. همراه مجید نامجو مطلق از استقلالی هایی بود که جناح راست تیم ملی را علی پروین پرسپولیسی با دست خودش به نام شان سند زده بود. پاس گل او در جام جهانی 98 به حمید استیلی شاه بیت غزل هایش بود. غزل هایی با طعم سانتر از جناح راست با صدای صالح نیا پیش از اختراع جواد خیابانی!
  • محسن گروسی: لاغر و ترکه ای. ظریف تر از آنکه بشود امیدوار بود بعد از هر بازی مقابل مدافعان سبیلو و خشن آن روزگار سالم از زمین بیرون بیاید. او با 32 بازی ملی و 8 گل پرونده اش را در تیم ملی بست. اما برای استقلال و پاس گل های خاطره انگیزی زد. آخرین گل تاریخ فوتبال باشگاهی ایران در فینال آسیا که منجر به قهرمانی پاس شد را او با ضربه ای دیدنی در دقیقه 39 وارد دروازه الشباب کرد. جواد علیزاده گل پشت پای او را روی جلد مجله طنز و کاریکاتور قلم زد.
  • مجتبی محرمی: یک یاغی برای همه عمر فوتبال ایران. بقیه جنجالی ها فقط  ادای او را در می آورند. بازیکنی با پرونده ای مملو از جنجال، بی انضباطی، شلوغکاری و دعوا! اما چرا تا این اندازه میان هواداران پرسپولیس محبوب است؟ پنالتی مشهوری که با لباس تیم ملی در جام ملت های 1996 به دیرک دروازه کوبید و رو به دوری چشمک زد از خاطره ها محو نمی شود و البته ...!

 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.