سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹

بازگشت به موقعیت پیشین یا ماندن در نقش تازه

نامجو مطلق کدام نقش را می‌خواهد؟

نامجو مطلق کدام نقش را می‌خواهد؟
فرشاد کاس‌نژاد

نامجو مطلق برای سرمربیگری استقلال اعتماد فنی نساخت، او نتوانست حضورش را با ایده و تصمیماتش نشان دهد و فقط خاطراتی از دوران جوانی‌اش با تماشای فیگورهایش مرور شد.

مجید نامجو مطلق درباره شکست استقلال مقابل پاختاکور در یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا، حرف‌هایی می‌زند که درست است اما حرف‌های درست دیگری را نادیده می‌گیرد و نمی‌گوید. نامجو دلیل شکست تیمش را اینطور بررسی کرده است: "متاسفانه ما محدودیت بازیکن داشتیم. مجبور به تعویض بازیکنانی شدیم که در بازی های گذشته بسیار خوب و تأثیرگذار بودند که به دلیل خستگی مفرط مجبور به تعویض آنها شدیم و موقعیت های خوبی بدست آوردیم که نتوانستیم از آنها استفاده کنیم. فکر می‌کنم شما باید تعداد زیادی بازیکن در سطح بالا داشته باشید تا بتوانید هر ۳ روز یک بار بازی کنید. چرا که این فشردگی بازی‌ها موجب خستگی بازیکنان می‌شود. تیم ما و سایر تیم‌های ایرانی تجربه هر ۳ روز بازی را نداشتیم. ما از یک لیگ بسیار فرسایشی می‌آییم. ما حتی در فینال جام حذفی هم بازی کردیم و علی رغم خستگی و فشردگی بازی‌ها به این رقابت‌ها آمدیم. من از تلاش شاگردانم راضی هستم."
نامجو بیراه نمی‌گوید اما او اشاره‌ای ندارد به اینکه چرا تمام دارایی‌اش در حمله را از دقیقه یک بازی با پاختاکور به میدان فرستاد تا وقتی نتیجه را واگذار کرده، ابزاری برای تغییر در اختیار نداشته باشد؟ چرا با تیم خود کاری کرده بود که وقتی عقب افتاد مجبور به تعویض‌های وارونه شد؟
مجید نامجو مطلق شاید یکی از نامزدهای سرمربیگری استقلال در فصل آینده باشد اما در بازی با پاختاکور بدون تمام تعارف‌هایی که این‌روزها با نامجومطلق مرسوم شده، او بدترین تصمیمات را گرفت و نشانی از ظرافت‌های لازم در  تصمیمات یک مربی را نداشت و حتی اشتباهات او در چینش بازیکنان، اشتباهاتی ساده و بدیهی بود که ارتکاب‌شان عجیب است.
مجید نامجو مطلق برای استقلالی‌ها ستاره‌ای فراموش‌نشدنی است. او یکی از بهترین ستاره‌های تاریخ فوتبال ایران بود و خاطره نمایش‌های فوق‌العاده‌اش از یادها نمی‌رود. اما مربیگری داستان دیگری‌ است و ارتباطی با دوران فوتبال هیچ‌کس ندارد.
نامجو مطلق در مهم‌ترین بازی دوران کوتاه مربیگری‌اش در استقلال، آنجا که مقابل حریف جدی‌تری قرار گرفت و تصمیمات نامجو و همکارانش می‌توانست سرنوشت‌ساز باشد، شبیه مربیان نبود و همه چیز را به شانس و اقبال سپرده بود. بازی با ۳ مهاجم و توهم اینکه حمله می‌کنیم و می‌بریم، منجر به این شد که استقلال ایده و طرحی برای بازی نداشت.
دست‌کم در یک سال اخیر، چه در دوره آندره‌آ استراماچونی و چه در دوره فرهاد مجیدی، استقلال در هیچ‌کدام از بازی‌هایش به اندازه بازی مقابل پاختاکور در قطر، بی‌ایده و بی‌برنامه نبود. استقلال آنچنان خود دچار اشتباه درباره خود بود که کمتر کسی حوصله دارد درباره نقش داور در شکست استقلال حرف بزند.
نامجو مطلق برای سرمربیگری استقلال اعتماد فنی نساخت، او نتوانست حضورش را با ایده و تصمیماتش نشان دهد و فقط خاطراتی از دوران جوانی‌اش با تماشای فیگورهایش مرور شد. او حق دارد غمگین باشد، اما نه برای نتیجه‌ای که رقم زد، بلکه بیشتر به خاطر حضور در حرفه‌ای که شاید به اندازه کافی برایش زحمت نکشیده است.
شاید مجید نامجومطلق با این اتفاق تلخ و پس از اولین نمایش‌های جدی‌اش در کار مربیگری، به مربیگری برگردد، بداند که کارش پیچیده‌تر از این حرفهاست و برایش وقت و انرژی هزینه کند و شاید دوست داشته باشد به موقعیت قبلی‌اش در مربیگری برگردد. تصمیم با اوست. او به کدام نقش گرایش دارد؟
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.