دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹

نگاهی به وبینار کمیته آموزش فدراسیون فوتبال

وقتی در آموزش مربیان هم خودکفا شدیم!

وقتی در آموزش مربیان هم خودکفا شدیم!

برای فدراسیونی که میلیون‌ها دلار پای قرارداد ویلموتس می‌ریزد، بی‌شک نمی‌تواند دشوار باشد که چند ده هزار دلار خرج یک دوره مربیگری کند.

فرشاد کاس‌نژاد | وبینار کمیته آموزش فدراسیون فوتبال برای مربیان لیگ برتر با حضور ۱۲ مربی و با تدریس مرتضی محصص و اردشیر پورنعمت برگزار شد. میرشاد ماجدی، رئیس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال درباره این وبینار گفت: «در تفاهمنامه‌ای که با فیفا داریم یک تعهد به ای‌اف‌سی و فیفا داده‌ایم که بتوانیم مربیان‌مان را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در بحث تئوری به روز نگه داریم. کلاس‌هایی در تمام استان‌ها برگزار کردیم که به خاطر کرونا متوقف شد. تمام مدرسان این کلاس‌ها ایرانی بودند. با بحث‌های اقتصادی که وجود دارد حضور مربیان خارجی گران تمام می‌شود و من معتقدم مدرسان ایرانی هیچ چیزی از خارجی‌ها کم ندارند. وقتی می‌گویید صادرات مربی به کشورهای دیگر، ما باید اول مربیان خودمان را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قبول داشته باشیم و بعد به صادرات فکر کنیم. ما باید به زمانی برسیم که تمام مربیان ما داخلی باشند. ما از لحاظ انتقال پول در مضیقه هستیم و باید از مربیان داخلی استفاده کنیم و اگر این اتفاق بیفتد به صادرات مربی هم می‌توانیم فکر کنیم.»

جمله به جمله حرف‌هایی که ماجدی در این مصاحبه کوتاه به زبان آورده، بیراه است. اینکه یک نفر در مقام رئیس کمیته آموزش می‌تواند در چند جمله این حجم از نگاه غلط خود به حرفه مربیگری را ارائه کند، عجیب نیست؟

۱- در فوتبال حرفه‌ای جریانی به نام صادرات مربی وجود ندارد. مربیگری یک حرفه است و مربیان به هر کجای جهان سرک می‌کشند و در بازار جهانی کار خود را پیدا می‌کنند. فدراسیون فوتبال در هیچ کشوری مسئولیت صادرات مربی را بر عهده ندارد. کشورهایی هستند که مربیان بزرگ‌ و نامدار پرشماری دارند، چه آنها که در فوتبال حرفه‌ای تجربه‌های بزرگ دارند و چه آنها که پرورش مربی را مثل دهه‌های گذشته در شرق اروپا به یک جریان در ورزش خود تبدیل کردند. فوتبال ایران در هیچ‌کدام از این دو مسیر اولین قدم را هنوز برنداشته و با این نگاه‌ها برنمی‌دارد.

۲- اگر مربیان اسپانیایی بازار جهانی دارند، یا اگر مربیان ایتالیایی و آلمانی و هر کجای جهان بازار جهانی دارند، این فرصت را وقتی که در لیگ کشور خود تمام مربیان بومی بودند، به دست نیاورده‌اند. این حرف که ما باید به زمانی برسیم که همه مربیان لیگ و تیم‌های ملی داخلی باشند و بعد به صادرات مربی فکر کنیم، حیرت‌آور است و وقتی رئیس کمیته آموزش چنین حرف‌های عجیبی را به زبان بیاورد، بیشتر حیرت‌ می‌کنیم. طبق ایده ماجدی همه مربیان لالیگا باید اسپانیایی باشند تا اسپانیا بتواند به کشورهای دیگری مربی صادر کند. بگذریم از اینکه «مربی صادر کنیم» از عبارت‌های بی‌معنا در بازار حرفه‌ای امروز است.

۳- از روزگاری که دتمار کرامر در ایران کلاس مربیگری برگزار کرد تا امروز که رئیس کمیته آموزش دیگر نیازی به برگزاری کلاس‌ها با حضور مدرسین جهانی نمی‌بیند، ۵ دهه گذشته است. هنوز بزرگ‌ترین مربیان تاریخ فوتبال ایران، چهره‌هایی همچون مهاجرانی و دیگران، خود را تحت تأثیر کرامر می‌دانند اما ماجدی بعد از ۵ دهه می‌گوید همین که مربیان تحت تأثیر اردشیر پورنعمت باشند، کافی است. کرامر دو بار با بایرن مونیخ قهرمان لیگ قهرمانان شد و در تدریس مربیگری از چهره‌های سرآمد فوتبال است، نظیر او پرشمارند که می‌توانند بهترین دوره‌های مربیگری را در ایران برگزار کنند. برای فدراسیونی که میلیون‌ها دلار پای قرارداد ویلموتس می‌ریزد، بی‌شک نمی‌تواند دشوار باشد که چند ده هزار دلار خرج یک دوره مربیگری کند. چه بسا مربیان حاضر باشند بخشی از هزینه چنین کلاس‌هایی را پرداخت کنند.

جملاتی از محسن صفایی فراهانی را مرور کنیم، جملاتی از سال‌ها پیش در وصف حال آموزش در فوتبال ایران: «وقتی به فدراسیون رفتم، فدراسیون هیچی نداشت. داستان گرفتن 14 کلاس را بگویم می‌خندید. آمدم دیدم آقای مصطفوی یک کلاس مربیگری B برگزار کرده بود. گفتم این مملکت با این همه گستردگی و این همه متقاضی فقط یک کلاس آن هم فقط با 14 فارغ‌التحصیل دارد؟ به همین دلیل با کمیته گسترش فیفا صحبت کردم و دیدم دوره‌های A، B، C و یک دوره مافوق اینها پروفشنال دارند. شرایط برگزاری این‌ کلاس‌ها را پرسیدم، گفتند شما باید این امکانات را داشته باشید. در یکی از جلسات به کمیته آموزش فیفا رفتم و گفتم برای سال بعد کلاس آموزشی می‌خواهم. گفت درخواست بدهید. بعد درخواست من را نگاه کرد و گفت 14کلاس؟ گفتم بله، گفت شما یک کلاس برگزار کرده‌اید، گزارشش را بگیر بخوان! در آن گزارش نوشته شده بود اینها از حداقل امکانات برای برگزاری این کلاس که یک ویدئوپروژکتور و یک وایت برد باشد برخوردار نبوده‌اند.»

ماجدی انگار دوست دارد به جای بازآفرینی خاطراتی مثل برگزاری کلاس کرامر، خاطرات دوره‌های تلخ گذشته را زنده کند. حالا ویدیو پروژکتور و وایت‌برد پیدا می‌شود و بهانه تازه هزینه‌های برگزاری کلاس‌هاست، هزینه‌هایی که در مقابل ولخرجی‌های جنون‌آمیز فدراسیون ناقابل و ناچیز است.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.